پدیده مصرفزدگی که ویژگی آشکار چنین جوامعی است، ارمغان پیامدهای مصرفگرایانه نظام سرمایهداری، همسو با روند جهانی شدن در ابعاد اقتصادی و فرهنگی است.
چکیده
سال 1392 از سوی مقام معظّم رهبری به عنوان سال «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» نامگذاری شده است. بنابراین، اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اسراف به منظور یکی از ابعاد تحقّق حماسه اقتصادی برای جامعه از اهمیّت بسیار زیادی برخوردار است، به طوری که فرهنگ مصرفی مناسب، امکان سرمایهگذاری را فراهم میکند و از این طریق میتواند موجب رشد و توسعه اقتصادی جامعه شود.آنچه پدیده اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اسراف را اولویّت بخشیده، همانا اهمیّت فاصله گرفتن از روند شکلگیری نوعی جامعه مصرفی است که الگوی مصرف در آن جامعه از شکل مصرف بهینه و منطقی منحرف شده است و فرهنگ مصرفی سیریناپذیر مبتنی بر تجمّلگرایی، اسراف و لذّتطلبی بر آن حاکم گردیده است، به گونهای که در چنین جامعهای، انسانها با مصرف، تنها به امید مصرف کردن زندگی میکنند.
لذا پدیده مصرفزدگی که ویژگی آشکار چنین جوامعی است، ارمغان پیامدهای مصرفگرایانه نظام سرمایهداری، همسو با روند جهانی شدن در ابعاد اقتصادی و فرهنگی است که به واسطه رسانههای پرشتاب، دیجیتال و تکنولوژیهای پیشرفته ارتباطاتی در گسترش اقتصاد جهانی و توسعه بازارهای مصرف ملّی و بینالمللی به ترویج فرهنگ مصرفگرایانه و تغییر رفتارهای مصرفی مردم پرداخته است. با توجّه به اهمیّت موضوع، هدف این پژوهش بررسی ابعاد گوناگون اصلاح الگوی مصرف (مدیریّت مصرف) به عنوان یکی از عرصههای تحقّق حماسه اقتصادی است. لذا نخست اهمیّت و ضرورت اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اسراف مورد بحث قرار میگیرد و پس از آن، ضرورت اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اسراف از دیدگاه قرآن و روایات آورده شده است و در ادامه، نحوه شکلگیری و ترویج مصرفگرایی بررسی شده است و در پایان نیز پس از بحث درباره مصادیق اسراف و تبذیر و آثار آن، نتیجهگیری و پیشنهادها ارائه گردیده است.
کلید واژگان:
اصلاح الگوی مصرف؛ حماسه اقتصادی؛ مصرفگرایی؛ مصرف؛ الگوی مصرف
مقدّمه
بیش از یک دهه است که سکّاندار بصیر و دوراندیش انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی خامنهای (مدّ ظلّه العالی)، همزمان با برگزاری بزرگترین جشن ملّی ایرانیان، سنّت حسنهای را بنیان نهادهاند و هر سال را به نام و شعاری زیبنده، مزیّن مینمایند و همگان، بهویژه نخبگان، اندیشمندان، محقّقان و تمام کارگزاران را به اهتمام جدّی برای عملیّاتی نمودن آن مکلّف میفرمایند. این نامگذاریها که مبتنی بر شناخت عمیق و کافی معظّمله از نیازمندیها، دردها و بیماریهای مختلف اجتماعی است، عملاً به عنوان دغدغه اصلی و راهبرد محوری هر سال مبدّل گردیده است و اذهان و افکار بخشهای زیادی از جامعه را به خود معطوف نموده است و بسترساز آثار و برکات و پیامدهای زیادی برای جامعه اسلامی شده است.
مقام معظّم رهبری در آستانه دهه چهارم (دهه پیشرفت و عدالت)، با عنایت به الزامهایی نظیر: 1ـ راهبردهای کلان نظام، 1ـ شرایط بینالمللی و تلاش غرب در مواجهه با نظام اسلامی، 3ـ سند چشمانداز و برنامه پنجساله، 4ـ الویّتهای الگوی پیشرفت و عدالت به عنوان نقشه راه دهه چهارم، 5ـ مشکلات و موانع اقتصادی داخلی و نیازهای ضروری کشور، 6ـ اراده نظام جهت حلّ مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم، 7ـ تداوم رشد و پیشرفت کشور، 8ـ اجرای کامل طرح هدفمندسازی یارانهها، 9ـ کاهش عوارض اختلافات سیاسی بر پیشرفت کشور، 10ـ کاهش نرخ بیکاری، اشتغال و ...، سال 1390 را با عنوان سال «جهاد اقتصادی» نام نهادند و فرمودند: «من این سال را سال جهاد اقتصادی نامگذاری میکنم و از مسئولان کشور، چه در دولت چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری که مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملّت عزیزمان انتظار دارم که در عرصه اقتصادی با حرکت جهادگونه کار کنند و مجاهدت کنند. حرکت طبیعی کافی نیست. باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم».
روشن است که انسان به لحاظ ویژگی خاصّ خود و برتری نسبت به سایر موجودات، تقدیرگر و حسابکننده است و با هدف و انگیزه دست به کاری میزند و تلاشی را پی میریزد. در وجود انسان، تنظیمگری محترم و عامل موفّقیّت شمرده میشود (نهجالبلاغه/ ن 31). این تنظیمگری در همه ابعاد وجود او قابل مشاهده و سرایت است. یکی از این ابعاد، مصرف و استفاده از مواهب الهی و منابع خدادادی است.
مصرف در نگاه دینی، زمینهای است برای دستیابی به کمال و قرب الهی و در چرخه اقتصادی، پایان خطّ تولید و عرضه است. با توجّه به اینکه مصرف باید در خدمت انسان و مسیری برای رشد و تعالی معنوی او باشد (ر.ک؛ صدوق، 1368: 31)، چگونگی مصرف، بسیار تأثیرگذار است. لذا در جامعهای که مصرف مطابق با الگوهای پذیرفته شده نیست، منابع و ذخایر آن جامعه سریعتر به پایان رسیده، هدف و انگیزهای در مصرف مشاهده نمیشود. پس بایسته است با به کار بردن امکانات و محصولات، مطابق با نیازهای واقعی جامعه و اصلاح روند تولید و عرضه و تغییر نوع مصرف، بازنگری در زمان و مکان آن و افزایش یا کاهش میزان مصرف، زمینه بهینه نمودن آن فراهم گردد.
1ـ بیان مسئله
مروری بر آمار و اخبار مربوط به اسراف و مصرف بیش از حد که در مغایرت با آموزههای دینی و ضرورتهای ملّی قرار دارد، گویای وجود پدیدهای به نام مصرفزدگی در جامعه ایران اسلامی است. حال آنکه نه تعریف ارزشها و هویّت انسان از دیدگاه اسلام و نه چنین هویّتی از نگاه سنّت و میراث ایرانی، ارتباطی با این نمایش مصرف دارد. این در حالی است که این اسراف و تبذیر در جامعهای صورت میگیرد که برخی از خانوادهها از فراهم کردن حدّاقلهای زندگی محروم هستند.
لذا چنین پدیدهای، آزار ناشی از پدیده فاصله طبقاتی را نیز افزایش میدهد و یا حتّی با تسرّی به طبقات پایینتر که گاه با خرید اقساطی و گرفتن وام و قرض برای مصارف بیهوده و صرفاً از روی تقلید و چشم و همچشمی، زحمتهایی را بر خانوادهها تحمیل میکند و در سطح کلان نیز موجب بروز آسیب دنیاگرایی، مصرفزدگی و غفلت از ارزشهای انسانی است که به عبارتی دیگر، بیتوجّهی به ابعاد معنوی و روحی انسان را رقم زده است.
در سه دهه گذشته، مصرفگرایی بیرویه و بیقاعده به گونهای رواج یافته است که فرهنگ دینی و ملّی کشور را تحتالشّعاع قرار داد، مردم را دچار عُسر و حرج و چشم و همچشمیهای رقابتی غیرقابل تحمّل ساخت و کاروان کشور را در مسیر توسعه عدالت، از حرکت شتابان بازداشته است. از این رو، دیدهبان حکیم انقلاب اسلامی، مردم و مسئولان را در سال 1388 به «اصلاح الگوی مصرف» فراخواندند و در راستای جهتدهی به امکانات و فعّالیّتهای کلان کشور، سال 1390 را به نام «جهاد اقتصادی» نامگذاری فرمودند تا گامی بلند در راستای پیشرفت و آبادانی ایران اسلامی و امتداد شعار سال گذشته با عنوان کار و همّت مضاعف باشد.
با توجّه به اهمیّت بالای بحث، در این نوشتار پرسشهای متعدّدی مطرح میشود؛ مثلاً اسراف و مصرفگرایی و تجمّلگرایی چگونه و از چه زمانی گسترش یافت؟ مصرفگرایی دارای چه ابعاد و عرصههایی است؟ چالشهای پیش روی اصلاح الگوی مصرف کدامند؟ چه راهکارهایی برای اصلاح الگوی مصرف کارآمدتر است؟ و پرسشهای دیگری از این قبیل.
2ـ اهمیّت و ضرورت پژوهش
از جمله آسیبهای جدّی در جامعه ما، روحیّه اسراف و مصرفزدگی است که با هیچ یک از آموزههای دینی و ملّی ما سازگار نیست و با ضرورتهای اجتماعی امروز کشورمان نیز مغایرت آشکار دارد. کشوری که یک انقلاب دینی را پشت سر گذاشته، آن هم انقلابی که با تکیه بر بازگشت به خویش اسلامی و ملّی، هویّت ملّی و مذهبی را احیاء کرده است و داعیه تمدّنسازی را دارد، این مسیر، مستلزم تولید ثروت، دانش و قدرت است. امّا برخی غفلتها و تحوّلات کشور را به مسابقه در مصرف و مصرفزدگی گرفتار کرده است. اهمیّت رسیدگی به این آسیب بدان پایه است که رهبر معظّم انقلاب، نسبت به آن چنین ابراز نگرانی میفرماید: «اینجور مصرف کردن در همه زمینهها ـ در امور ضروری زندگی، در زیادیهای زندگی، مصرف کردن بیرویه و بدون منطق و بدون تدبیر عقلانی، به ضرر کشور و به ضرر آحاد و اشخاص ما است.
من از عموم مردم و بهخصوص از مسئولین درخواست میکنم، خواهش میکنم که در این زمینه فعّالیّت خودشان را در این سال زیاد کنند، افزایش بدهند و برای اصلاح الگوی مصرف برنامهریزی کنند» (هفتهنامه صبح صادق: 1388). مقام معظّم رهبری(مدّ ظلّه العالی) مصرفگرایی را عامل شکاف طبقاتی و بلای بزرگ جامعه دانستهاند و بخشهای مختلف دولتی، تبلیغی و فرهنگی را به فرهنگسازی روحیّه قناعت و صرفهجویی در جامعه دعوت نمودهاند و میفرمایند:
«مصرفگرایی برای جامعه بلای بزرگی است. اسراف، روزبهروز شکافهای طبقاتی و شکاف بین فقیر و غنی را بیشتر و عمیقتر میکند. یکی از چیزهایی که لازم است مردم برای خود وظیفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههای مسئول بخشهای مختلف دولتی، بهخصوص دستگاههای تبلیغاتی و فرهنگی ـ بهویژه صدا و سیما ـ باید وظیفه خود را بدانند، مردم را به سمت قناعت و اکتفا و به اندازه لازم مصرف کردن و اجتناب از زیادهروی و اسراف دعوت کنند و سوق دهند. مصرفگرایی جامعه را از پا درمیآورد. جامعهای که مصرف آن از تولیدش بیشتر باشد، در میدانهای مختلف شکست خواهد خورد. ما باید عادت کنیم مصرف خود را تعدیل و کم کنیم و از زیادیها بزنیم» (هفتهنامه صبح صادق، 1388: شماره 4) (ر.ک؛ سناییفر، 1388: 37).
اتّخاذ الگوی صحیح و منطقی در مصرف، آثار فردی و اجتماعی فراوانی به دنبال دارد؛ زیرا در سطح کلان، تا امکانات یک جامعه با نیازها و خواستههای افراد آن جامعه متناسب و هماهنگ نباشد، کسب استقلال اقتصادی و دستیابی به عزّت و سرافرازی ممکن نمیگردد و در سطح فردی، بدون اجتناب از مصارف غیرضروری و تجمّلی و تقدیر معیشت به معنای متوازن کردن درآمدها و هزینهها، آرامش روحی و روانی که شرط اصلی رفاه مادّی است، به وجود نمیآید (ر.ک؛ رزّاقی، 1374: 163ـ164). مصرف به یکی از روایتها و بحثهای اساسی دز نیمه دوم قرن بیستم تبدیل شده است. رؤیتپذیری فزاینده مکانهای مصرف و تکثیر و فزونی کالاهای مصرفی و تصاویر به این امر منجر شده است که امروزه مفسّران اجتماعی از مصرف، بیشتر از تولید به عنوان نیروی پیشبرنده جامعه معاصر یاد میکنند (ر.ک؛ ربّانی و رستگار، 1387: 44ـ53).
امروزه مصرف بخش اساسی و جداییناپذیر در ساخت جامعه معاصر محسوب میشود که دوری کردن از آن در اشکال اجتماعی سرمایهداری تقریباً غیرممکن به نظر میرسد؛ به عبارتی، حوزههای بسیار کمی در زندگی روزمرّه وجود دارد که تحت تأثیر روندها و اعمال مصرفی قرار نمیگیرند و یا به آن مربوط نمیشوند (Edwards, 2000: 5). ولی باید متوجّه این مسئله شویم که شکلگیری الگوی مصرف بیرویّه مبتنی بر تجمّل، اسراف، تنوّع و لذّت در رفتارهای مصرفی افراد و غلبه فرهنگ مصرفگرایی مبتنی بر احساس بیمعنایی و عدم احساس تعهّد و مسئولیّت بر فرهنگ اجتماع است که تحت تأثیر سبکها و الگوهای رایج غربی به واسطه تبلیغات رسانهای، رفتار مصرفی خانوادهها، بهویژه جوانان را تغییر داده است و آنها را به رقابت در مصرف در راستای پیوند الگوهای وارداتی که مغایر با فرهنگ ملّی، باورها و آموزههای دینی ملّت است، به شکلگیری جامعه مصرفگرا میانجامد.
با توجّه به چنین ابعادی است که این مسئله (مصرفگرایی) شأنیّت بررسی علمی را یافته است، چراکه بروز این پدیده، ناشی از نوعی طغیان و بیتوجّهی نسبت به آموزههای تعدیلکننده و عدول از مسیر انسانیّت ایمانی و اسلامی است. در چنین شرایطی، به زعم نویسنده کتاب الحیات، «چون اسراف از عوامل سقوط فردی و ستم اجتماعی و از اسباب رواج فقر و ناکامی از سویی، و خودنمایی و بیبندوباری از سویی دیگر، در میان مردم است، بر علمای دین است که با اسراف به مبارزه برخیزند و با مسرفان و بردگان مصرف بیحساب کارزار کنند و در این راه، از همه وسائل و روشهایی که دارند، مدد گیرند» (حکیمی، 1378: 339).
3ـ مفهومشناسی موضوع
ابتدا لازم است به تجزیه واژگان اصلاح الگوی مصرف و بیان معانی آنها بپردازیم.
اصلاح(Reformation): فرآیند تغییر تدریجی چیزی یا حالتی به منظور بهتر ساختن یا بهبود وضعیّت آن نسبت به قبل.
الگو (atte): مجموعهای از ویژگیها، اعمّ از اطّلاعات، فرضیّات مشترک، اصول، روشها و نظریّات که در اشکال مختلف کلامی، تصویری، سمبلیک یا ریاضی به منظور تصویر یا معرّفی پدیده معیّنی شکل میگیرد.
مصرف(Consumtion): واژه مصرف در لغت به معنای خوردن، نوشیدن یا استفاده از چیزی و در معنایی دیگر، به معنی استفاده از مقدار منابع به کار رفته که معادل آن واژههایی چون کاربرد و استعمال، استفاده، بهرهبرداری است و در اصطلاح، به معنای استفاده مناسب از منابع گوناگون به کار رفته، برای ادامه زندگی عادی است.
به طور کلّی، در تعریف اصلاح الگوی مصرف میتوان گفت فرآیند بهبود مداوم رفتارها و روشهای موجود مصرفکنندگان در استفاده از کالاها و منابع گوناگون از طریق ارتقای دانش، بینش و نگرش آنان و در نتیجه، نهادینه کردن الگوهای درست و پایدار مصرف در جامعه است (ر.ک؛ بقایی و قهرمانی فرد، 1388: 60). الگوی مصرف عبارت است از شیوهای برای مصرف که مبتنی بر نیازهای واقعی انسان و امکانات زیستی باشد. اصلاح الگوی مصرف به معنای کم کردن مصرف و صرفهجویی صرف نیست، بلکه بهرهبرداری بهینه، برنامهریزیشده و مطلوب از امکانات و منابع در بخشهای مختلف را در بر میگیرد و هدف از مباحث الگوی مصرف عبارت است از: کاهش ضایعات، تعیین جایگزینها با توجّه به امکانات اجرایی و عملی آنها و نیز بهبود کیفیّت مصرف اقتصادی.
اسراف: اسراف از ریشه «سَرَف» به معنای تجاوز کردن از حدّ هر عملی، یعنی انجام زیاده از حدّ عمل است (ر.ک؛ عزّتی، 1388: 84 و سناییفر، 1388: 54). از نگاه واژهشناسان، اسراف مفهومی گسترده و به معنای خروج از اعتدال و فرارفتن از مطلق حدود است. ابنمنظور مینویسد: «اسراف، تجاوز از حدّ اعتدال است» (ر.ک؛ ابنمنظور، به نقل از کلانتری، 1387: 19). در عبارت فیروزآبادی نیز آمده است: «السّرف ضدّ القصد» (همان: 33). راغب نیز مینویسد: «اسراف عبارت است از تجاوز از حد در هر کاری که انسان انجام میدهد، اگرچه این امر در مورد انفاق مشهورتر است» (راغب اصفهانی، 1413ق.: 407).
تبذیر: تبذیر نیز از ریشه «بَذَرَ» به معنای پاشیدن و استعاره از به هدردادن داراییهاست و چنانچه دارایی، بیش از حدّ مصرف شود نیز تبذیر تلقّی میشود (ر.ک؛ عزّتی، 1388: 85). برخی گفتهاند: تبذیر عبارت است از هزینه کردن مال در آنچه سزاوار است مصرف شود. بر اساس برخی از آیات قرآن کریم و سخن واژهشناسان، میتوان تفاوت این دو اصطلاح را به این دانست که اسراف دایرهای گسترده دارد و به همه آنچه از انسان سر میزند، مربوط میشود و حال آنکه تبذیر به بذل و بخشش و مانند آن از امور مالی محدود میگردد (ر.ک؛ سناییفر، 1388: 54).
4ـ نحوه شکلگیری و ترویج مصرفزدگی (اسراف) و تجمّلگرایی در ایران
بر اساس شواهد تاریخی، بدیهی است که مردم ایران در دوران شکلگیری و پیروزی انقلاب اسلامی از تجمّلگرایی و اشرافیگری و زرق و برقهای مادّی برخوردار نبود. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و در دوران طاغوت که بیتالمال عمومی و خزانه کشور و درآمدهای حاصل از فروش نفت در انحصار دربار بود، نه تنها مردم از مواهب طبیعی، درآمدها و سرمایههای کشور بینصیب بودند، بلکه داراییهای کشور در راه توسعه زیرساختها و پیشرفت و ترقّی کشور نیز هزینه نمیشد، خزانه کشور، خزانه دربار طاغوت بود و اسراف، تجمّلگرایی و اشرافیگری در انحصار آنان بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و فرار درباریان و اشراف سلطنتی، مردم به رهبری امام خمینی(ره) و با محوریّت روحانیّت در چارچوب آموزههای دینی و انقلابی بر سرنوشت خویش حاکم گشتند. در این دوره حسّاس، برای پایهریزی نظامی متفاوت با گذشته و متّکی بر اسلام و حمایت مردم، راه پرفراز و نشیبی را پیش رو داشت. آنچه به این نوشتار ارتباط دارد اینکه آحاد جامعه، دولتمردان و نیروهای انقلابی، علیرغم محرومیّت نسبی خویش، جان و مال خود را برای تقویت نظام اسلامی در طبق اخلاص گذاشتند و هشت سال دوران دفاع مقدّس را با ایثار و انفاق تحمّل کردند و به پیروزی رساندند.
با این توصیف، در دوران پس از انقلاب و هشت سال دفاع مقدّس، از اشرافیگری، اسراف و تبذیر، تجمّلگرایی و ناهنجاریهایی از این قبیل خبری نبود. پس آنچه وضع موجود را زمینهسازی کرد، به بعد از دفاع مقدّس بازمیگردد.
با روی کار آمدن دولت موسوم به سازندگی پس از دفاع مقدّس از یک سو، به اقتضای شرایط و نیازهای مربوط به بازسازی خرابیها و بازگشت آوارگان، ضرورت تقویت زیرساختهای اقتصادی کشور و از سوی دیگر، افکار و سیاستهای دولتمردان نورسیده و طبقه نوظهوری که شماری از آنها بعداً به تکنوکراتها، باند نیویورک، مدافعان توسعه برونزا و متمایل به نظام اقتصادی معطوف به سرمایهداری لیبرال و اقتصاد جهانی موسوم گشتند، سبب شد تا فرهنگ و رویکردی متفاوت از گذشته ترویج شود. در شرایط جدید فرهنگ دوران انقلاب و روحیّات جهادی دفاع مقدّس و نیز پیشکسوتان جهاد و شهادت به فراموشی سپرده شدند و در مدّت کوتاهی، طبقهای نوکیسه با روحیّات اشرافیگری، تجمّلگرایی، ریختوپاش اداری، رانتخواری، ویژهخواری، انحصارطلبی و جلسات و سمینارهای پُرهزینه پدید آمدند که فرهنگ عمومی را نیز متأثّر ساختند.
آنچه سبب گردید تا این فرهنگ و روحیّات فراگیر شود، این بود که طبقه اشرافی تازه به دوران رسیده با حمایت برخی بزرگان و جریانهای تسلّطیافته در دولتهای بعدی نیز مهار فرهنگ و اقتصاد کشور را به صورت انحصاری و موروثی تصاحب و آن را حقّ خویش میدانستند و کسی را یارای انتقاد و یا تغییر ناهنجاریهای پدید آمده نبود، حزب کارگزاران سازندگی که بعدها برخی افراد شاخص آن، ایدئولوژی و الگوی مطلوب حزب را لیبرال دمکراسی نامیدند، برای نهادینه کردن قدرت و اهداف خویش زمینهسازی تشکیل جریان سیاسی جدیدی و تربیت و تقویت فعّالان سیاسی وفادار به خود را در دستور کار قرار دادند، تا اینکه مطلوب خویش را در قالب جبهه دوم خرداد، سازماندهی و برای دولت پس از خویش به صحنه رقابت کشاندند.
در دوران دوم خرداد، ولنگاری فرهنگی، بیبرنامگی اقتصادی، شیفتگی دولتمردان به غرب و محصولات فرهنگی و واردات غرب وضعیّتی را پیش آورد که امروزه توسعه و استقلال کشور در گرو تغییر و اصلاح آن است و مقام معظّم رهبری اصلاح الگوی مصرف را شعار سال 88 نامیدند. هرچند رویکرد یاد شده در دولت عدالتخواه، سادهزیست و ولایتمدار، پرتلاش، کممصرف و پایبند به آموزههای دینی و ارزشها و شعارهای انقلاب اسلامی و رفاه عمومی تا حدودی کنترل و هدایت گردید، لیکن بهبود مطلوب و تحوّل همهجانبه وضع موجود، نیازمند زمان بیشتر، اجماع فراگیرتر، سیاستگذاری و برنامهریزی جامعتری است که مقام معظّم رهبری در پیام نوروزی خویش و سخنرانی در حرم مطهّر امام رضا(ع) ابعاد آن را ترسیم نمودند.
دکتر سبحانی که چند دوره در مجلس حضور داشته است و از کارشناسانی هستند که در تدوین برنامه 5 ساله اوّل و دوم دخیل بودهاند، میگوید دولتها در سالهای پس از جنگ، لزوماً درصدد عملیّاتی کردن اقتصاد اسلامی نبودهاند، بلکه با توجّه به مشکلات اقتصادی کشور، با بهرهمندی از بخشی از کارشناسان سازمانهای دولتی به تهیّه و ارائه برنامههایی اقدام نمودهاند که به نظرشان میآمد، میتواند بخشی از کمبودها، نواقص و کاستیهای مزمن اقتصاد ایران را برطرف نماید. ایشان در مقطع دیگری تصریح کردند که دولت سازندگی تأکید کرده بود که ملاحظات و خواستههای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول را در تدوین برنامهها در اولویّت قرار دهیم.
دکتر دادگر نیز معتقدند که برنامههای اوّل و دوم توسعه اقتصادی با اینکه زمینهساز تحوّلاتی در کشور بودند و برخی از اهداف کمّی را هم پوشاندند، امّا در ارتباط با شاخصههای مورد نظر در قالب عزّت و اقتدار اقتصادی و با ملاحظه عناصر اقتصادی آن موفّق نبودهاند (ر.ک؛ مرادزاده، 1388: 56 و 60).
5ـ عوامل مؤثّر بر مصرفگرایی (اسراف) در ایران
5ـ1) جهل و ناآگاهی
نادانی، زمینهساز بسیای از انحرافهای اخلاقی و رفتاری از جمله اسراف و تبذیر میباشد. امام علی(ع) میفرماید: «نادان شناخته نشود، مگر در کارها، زیادهروی یا کوتاهی کند» (نهجالبلاغه/ ح 67).
5ـ2) غفلت و بیتوجّهی مسئولان و کارگزاران به رسالتهای انسانی
کمبود نیرو، ضرورت سرعت در جبران عقبماندگیها و خرابیهای ناشی از چپاول سردمداران رژیم گذشته، جنگ و درگیری ضدّ انقلاب، نداشتن الگوی اقتصادی برخاسته از فرهنگ دینی و خودباختگی در برابر الگوها و شیوههای جاری برخاسته از فرهنگ و تفکّر غربی و یا حتّی الگو گرفتن از کشورهای در حال توسعهای همچون سنگاپور، کُره جنوبی و مالزی منجر به بروز فضایی گردیده که روحیّه قناعت و سادهزیستی ناشی از انقلاب و 8 سال دفاع مقدّس را به حاشیه رانده و امروز نمایش ثروت و برتری دنیوی، مجدّداً در همه ابعاد ممکن در جامعه رواج یافته است.
تأسّفبارتر اینکه منشاء بسیاری از اسرافها در بیاعتنایی به بیتالمال و ارائه الگوی مصرفِ بد از سازمانهای دولتی و شیوه مدیریّت اسرافکارانه مدیران است؛ مدیرانی که بعضاً اسراف و تجمّل را بخشی از الزامات مدیریّتی تلقّی میکنند و به تبعات فرهنگی و اجتماعی آن توجّه ندارند. حال آنکه الگوی علوی حکومت تا بدان پایه دقیق و ظریف است که در دستورهای اجرایی آن آمده است: «أَدِقُّوا أقلاَمکم و قاربوا بین سطورکم و احذفوا عنّی فضولکُم»؛ یعنی قلمهای خود را نازک کنید، فاصله میان سطرهای نامه را نزدیک و سخنان زاید را حذف کنید.
چنین پدیدهای هشدار رهبر معظّم انقلاب را برانگیخته است و ایشان میفرماید: «مسئولان موظّفاَند. اسراف فقط در زمینه فردی نیست. در سطح ملّی هم اسراف میشود» (هفتهنامه صبح صادق: 1388).
5ـ3) پیروی از هوی و هوس
هواپرستی و گرایش نفس به لذّتهای مادّی، سیریناپذیر است. اگر خواستههای نفسانی با آموزههای دینی و عقلانی مهار نگردد، از نظر روحی و روانی سرچشمه غفلت از خدا و خلق میگردد.
5ـ4) فراموشی از خویشتن انسانی و سرگرمی به دنیا و مظاهر مادّی
در حالیکه خداوند تبارک و تعالی رمز عاقبت به خیری و سعادت را مواظبت بر خویش و عبادت پروردگار دانسته است و میفرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ: اى کسانى که ایمان آورده اید! مراقب خود باشیدO (المائده/105). امّا فراموشی و غفلت موجب زیان و خسران شده، حتّی به ایجاد یک خلاء ارزشی منجر میشود. در چنین شرایطی که نگاهها از ابعاد معنوی و روحی به سوی ابعاد مادّی و جسمی تغییر جهت میدهد، نوعی اشتهای سیریناپذیر به مصرف برای جبران حقارتها نیز پدید میآید. در این فضا، کسب جایگاه و منزلت دنیوی جای نیل به مقامات معنوی و ذخیره اخروی را میگیرد.
نویسنده توسعه و تضاد با اشاره به کاهش معنویّتگرایی در جامعه امروزی معتقد است: «انسانها عموماً احساس بیارزشی میکنند و مجبورند برای کسب ارزش، خود را با وسایل و تزئینها بیارایند؛ یعنی این تزئینها هستند که به آنها ارزش میدهند. چرا؟! زیرا چنانکه گفتیم، انسانها نیاز به احترام و منزلت دارند و مقیاس این نیاز از طریق مردم و آنچه که بین آنها معمول (هنجار) شده است، تعیین میگردد» (رفیعپور،1376: 207).
5ـ6) روحیّه ثروتاندوزی و رفاهزدگی
ثروتمندی همراه با روحیّه اسراف و مصرفگرایی، زمینهساز اسراف است. خانوادهای که درآمد مالی و سرمایهاش تنها به اندازه ضرورتها و نیازهای اوست، به ناچار برای پاسخگویی بدان ضرورتها، در صدد کنترل مصرف و اندازهگیری در آن برخواهد آمد، ولی اگر میزان ثروت آن بر مقدار احتیاجها و نیازهای واقعی آن افزوده شود، چنانچه اعضاء، بهویژه مدیر خانواده، از تربیت اخلاقی و فرهنگ صحیح مصرف بیبهره باشند، به خیال اینکه زیادهروی و اسراف، به بُنیه مالی آنان خلل نمیرساند، به این عمل کشیده خواهند شد، ولی باید توجّه داشت که اوّلاً همیشه روال زندگی به یک منوال نیست و فراز و نشیبهای زیادی بر سر راه آن وجود دارد.
چه بسا خانوادههایی که زمانی در اوج عزّت و رفاه به سر بردهاند و پس از مدّتی به مسکنت و فقر مبتلا شدهاند. از این رو، انسان معتدل و آیندهنگر، در روزگار وسعت به فکر روز محنت هم میباشد و با پرهیز از اسراف و تبذیر، آینده خویش را هم در نظر میگیرد. ثانیاً چه اشکال دارد انسان به قدر ضرورت و رفع نیازهای معمولی از ثروت خود استفاده کند و اضافه آن را در راه برطرف کردن احتیاجها و نیازمندیهای دیگر همنوعان خویش به کار گیرد. این از حیلههای شیطان است که هر چه انسان به اسراف و تبذیر روی بیاورد، به او وعده فقر نمیدهد و این کار را به عنوان دستودلبازی در نظرش جلوه میدهد، ولی همین که بخواهد مقداری از ثروت خویش را در راه رفاه جامعه به مصرف برساند، با هزاران وعده و وعید، او را از آینده خویش میترساند و از ابتلای به تنگدستی و احتیاج نگران میسازد (ر.ک؛ عبداللّهی، 1392: 62).
قرآن کریم میفرماید: الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَه مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ: شیطان شما را وعده فقر و تهیدستى مى دهد و به فحشا امر مى کند، ولى خداوند وعده آمرزش و فزونى به شما مى دهد و خداوند قدرتش وسیع و (به هر چیز) داناست.O (البقره/268).
5ـ7) از خودبیگانگی و تقلید از فرهنگ مصرفی غرب
در حالی که انسان تعریف شده در فرهنگ اسلامی و ایرانی به دنبال حفظ مقام آدمیّت و جستجوی انسان کامل است، انسان برخاسته از فرهنگ و تفکّر مادّی غرب، به دنبال لذّتجویی و جستجوی مواهب دنیوی صرف میباشد. امّا متأسّفانه از دوره قاجاریّه به این سو، نوعی دنبالهروی و تقلید از غرب بر هویّت اسلامی و ایرانی ما سایه انداخته است و مراجع هنجارفرست ما به تبلیغ و اشاعه شیوههای مصرفگرا و مادّی غرب میپردازند. وجود یک خصلت بومی، یعنی چشم و همچشمی ایران هم به این پدیده دامن میزند.
در این میان، «قشر بالای جامعه که عموماً در پی حفظ برتری مالی و منزلتی خود هستند و از آنجا که عدّه قابل توجّهی از ایرانیان با غرب در ارتباط هستند، بالطّبع به منظور حفظ برتری خود، از معیارهای ارزشی کمیاب در داخل (یعنی ارزشهای خارجی نظیر اتومبیل، لوازم، البسه، موسیقی، غذا، نوشابه و یا حتّی رفتار...) استفاده میکنند و آنگاه قشر متوسّط و فقیر نیز به تدریج از اینان پیروی مینمایند. جالب آن است که در این فرایند، دستگاههای ارتباط جمعی نظیر رادیو، تلویزیون، سینماها و مجلاّت نیز برای مقبول واقع شدن (جذب مخاطب) و نیز به علّت آنکه از نظر سازماندهی، ماهیّتاً دارای این خصلت هستند، در برنامه خود (سریالها، تبلیغات، فیلمها و ...) به این فرایند گسترش ارزشهای غربی کمک میکنند» (رفیعپور، 1376: 503).
این پدیده که ناشی از نوعی غربباوری و تقلید از ارزشهای غربی است، امروز به مصرفگرایی در جامعه کمک میکند و متأسّفانه آن دسته از اقشاری که به عنوان گروه مرجع نیز مطرح میباشند، نقش شروعکننده و اشاعهدهنده آن را بر عهده دارند و عوامل زیر این فرایند را تشدید میکند:
1ـ3) واردات کالاها و ایجاد وسوسه مصرف
2ـ3) تبلیغات تجاری که تحت تأثیر سود و منفعت مادّی اشتهای مصرف را دامن میزند.
3ـ3) نیازآفرینی با امکان دستیابی به کالاهای جدید.
در واقع، فرایندی که از گرایش به فرهنگ غرب و تقلید از آن شروع میشود، به وابستگی و مصرفگرایی منتهی میشود که ناشی از پذیرش مادّی و جایگزین شدن مصرف به عنوان یک ارزش برای احساس بزرگی به جای ارزشهای معنوی فراموش شده و به محاق افتاده فرهنگ و تفکّر دینی و ایرانی است (ر.ک؛ سناییراد، 1388: 65).
5ـ8) رذیلتها و فساد اخلاقی
برخی رذایل اخلاقی، همچون خودبرتربینی و خودنمایی با اسراف و تبذیر رابطه مستقیم دارد. رسول خدا(ص) میفرماید: «هر کس جامهای بپوشد و با آن فخرفروشی کند، خداوند او را از لبه دوزخ به قعر آن فرو خواهد برد» (صدوق، 1368، ج 4: 13).
6ـ پدیده جهانیسازی و یکسانسازی هویّت انسانها
برای مصرف کالاهای متّحدالشّکل و انبوه ـ منافع تراستها و کارتلهای بزرگ اقتصادی و منافع شرکتهای بزرگ تولیدی در گرد یکسان شدن علایق و ارزشهای ملّتها و اقوام گوناگون برای ارائه تولیدی انبوه و متّحدالشّکل است که به کاهش هزینه و سود بیشتر منجر گردد. در ظاهر، چنین پدیدهای رنگ اقتصادی به خود میگیرد، امّا زمینهای فرهنگی و یا حتّی سیاسی برای آن شکل میگیرد؛ به عبارتی، ابتدا فرهنگ مصرفی شکل میگیرد که حتّی ماهیّت اقتصادی مصرف را تحتالشّعاع خود قرار میدهد. «فرهنگ مصرفی نه تنها ارزش نمادین و فرامعیشتی به مصرف میدهد، بلکه در بیشتر موارد، به این جنبه از مصرف در مقابل جنبه دیگر آن (مصرف به عنوان تأمین کننده نیازهای زیستی) اولویّت میبخشد (ر.ک؛ گل محمّدی، بیتا: 102).
جهانیسازی وقتی با منافع کارتلها و قدرتهای اقتصادی پیوند میخورد، یک پروژه برای یکسانسازی سلیقهها و یکدست شدن ذوق مصرفکننده برای فروش کالای انبوه است. در چنین پروژهای، هویّتهای سنّتی و قومی باید به نفع فرهنگ مصرفی مورد نظر کارتلهای جهانی وتو میشود (ر.ک؛ سناییراد، 1388: 65).
منایع
قرآن کریم.
ابنبابویه قمی (صدوق)، محمّد بن علی. (1368). ثواب الأعمال.چاپ دوم. قم: انتشارات الرّضی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ . (1413ق.). مَن لا یحضره الفقیه. جلد 4. قم. ص13.
ادیب، یوسف و دیگران. (1388). «نقش زن ایرانی در اصلاح الگوی مصرف و ارائه راهکار». مهندسی فرهنگی. سال چهارم. شماره 35ـ36. ص76.
بحرانی، هاشمبن سلیمان. (بیتا). البرهان فی تفسیر القرآن. قم: مؤسّسه البعثه قسم الدّراسات الإسلامیّه.
بقائی، حسین و کامیار قهرمانی فرد. (1388). «جهانی شدن مصرفگرایی و نقش آموزش و پرورش در اصلاح الگوی مصرف». مهندسی فرهنگی. سال چهارم. ص60.
تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمّد. (1366). غررالحکم و دررالکلم. قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم.
رزّاقی، ابراهیم. (1374). الگوی مصرف و تهاجم فرهنگی. تهران: چاپ پخش. صص 163ـ164.
حکیمی، محمّدرضا، محمّد و علی حکیمی. (1378). الحیات. ترجمه احمد آرام. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
حرّ عاملی، محمّد بن حسن. (1413ق.). وسائل الشّیعه. تحقیق عبدالرّحیم ربّانی شیرازی. چاپ ششم. تهران: مکتبه الإسلامیّه.
راغب اصفهانی، حسین. (1413ق.). مفردات الفاظ قرآن. بیروت: الدّار السیّامیّه. ص407.
ربّانی، رسول ویاسر رستگار. (1387). «جوان، سبک زندگی و فرهنگ مصرفی». مهندسی فرهنگی. سال سوم. شماره 23 و 24.
رفیعپور، فرامرز. (1376). توسعه و تضاد. تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
سناییراد، رسول. (1388). «مصرف زدگی نماد از خود بیگانگی انسانی». فصلنامه تخصّصی اقتصاد اسلامی. شماره اوّل. ص 9.
سناییفر، اکبر. (1388). الف. «نگرشی بر بحث اسراف و تبذیر و آثار زیانبار آن». اندیشه بسیج. شماره 26.
ـــــــــــــ . (1388). ب. «نقش قناعت در اصلاح الگوی مصرف». اندیشه بسیج. شماره 25. صص 35ـ42.
شریف الرّضی، محمّد بن حسین. (بیتا). نهجالبلاغه. تصحیح صبحی صالح. قم: انتشارات دارالهجره.
طبرسی، حسن بنفضل. (1370). مکارمالأخلاق. قم: شریف رضی.
طوسی، محمّدبن حسن. (1414ق.). الأمالی. چاپ اوّل. قم: دار الثّقافه.
عزّتی، مرتضی. (1388). اصلاح الگوی مصرف. تهران: پژوهشکده مطالعات و تحقیقات بسیج.
عبداللّهیفر، حسن. (1390). «جهاد اقتصادی و رسالت هادیان». هدایت. سال یازدهم. شماره 114ـ115.
عبداللّهی، محمّداسماعیل. (1392). «تحلیل عوامل اسراف». ماهنامه مبلّغان. شماره 172.
عیّاشی، محمّد بن مسعود. (1380). تفسیر العیّاشی. تحقیق سیّد هاشم رسولی محلاّتی. تهران: چاپخانه علمیّه.
قیّومزاده، محمود. (1388). «معیار مصرف الگویی در مُدِل اسلامی». مهندسی فرهنگی. سال چهارم. شماره 35ـ36.
کلانتری، علیاکبر. (1387). اسلام و الگوی مصرف. قم: انتشارات بوستان کتاب. ص19.
کلینی، محمّدبن یعقوب. (1365). الکافی. چاپ چهارم. تهران: دارالکتب الإسلامیّه.
مرادزاده، علی. (1388). «ابعاد و الزامات الگوی مصرف». هدایت. سال نهم. شماره 90ـ91.
مرادزاده، علیرضا. (1388). «تحلیلی بر اصلاح الگوی مصرف». معراج اندیشه. سال سوم. شماره 5.
نواصر، مجید. (1389). «بهرهوری و اصلاح الگوی مصرف، مقدّمه همّت مضاعف و کار مضاعف». هدایت. سال دهم. شماره 104.
هفتهنامه صبح صادق. (1388). معاونت سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه. 4/3/1388.
نویسندگان:
اژدر شمخانی، آریان نادر بیگدیلو، عسگر درویش
فصلنامه سراج منیر شماره 19
ادامه دارد...
http://fna.ir/IMOOTG
دیدگاه ایرانی...
ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
بازدید: 149
تاريخ: شنبه
6 شهريور
1395 ساعت: 11:51