جغرافیای شیعیان عربستان

خرید بک لینک
نسخه چاپيارسال به دوستان
http://fna.ir/ER7FNW
کپی

آدرس مورد نظر کپی شد

یکی از رخدادهای بزرگ نیمه دوم قرن بیستم، وقوع انقلاب اسلامی در ایران به رهبری حضرت امام خمینیx8a بود که تحولات بسیاری را در کشورهای منطقه و ساختار قدرت جهانی ایجاد کرد.

خبرگزاری فارس: <a href='http://didgah.niloblog.com/p/1080/'>جغرافیای</a> شیعیان عربستان

چکیده

یکی از رخدادهای بزرگ نیمه دوم قرن بیستم، وقوع انقلاب اسلامی در ایران به رهبری حضرت امام خمینیx8a بود که تحولات بسیاری را در کشورهای منطقه و ساختار قدرت جهانی ایجاد کرد. یکی از کشورهایی که شیعیان آن پس از انقلاب اسلامی ایران به دنبال نقشآفرینی بیشتری در فرایندهای سیاسی جامعه خود هستند، کشور عربستان سعودی است.
شیعیان این کشور ـ که سومین جمعیت شیعه کشورهای عربی را تشکیل میدهند ـ به دنبال افزایش قدرت سیاسی خود در ساختار حکومت سعودی هستند تا به نابرابر ی ها ی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در پایان دهند.
تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر شیعیان عربستان در چهار حوزه هویتیابی وخودآگاهی شیعیان، شکلگیری یا تقویت سازمانهای شیعی، رفتارهای سیاسی ـ عاطفی شیعیان درخصوص انقلاب اسلامی، و نقشآفرینی ایشان در ساختار سیاسی قابل بررسی است.
این مقاله میکوشد با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از اسناد کتابخانهای، مجلات و فضای مجازی، به تبیین ژئوپلیتیکی نقش انقلاب اسلامی بر سیاسی شدن شیعیان عربستان در حوزههای یادشده بپردازد و ابعاد آن را مورد مطالعه قرار دهد.

کلیدواژگان

ژئوپلیتیک، ژئوپلیتیک شیعه، انقلاب اسلامی ایران، شیعیان عربستان

مقدمه

انقلاب اسلامی ایران تنها نمونه تاریخی قیام یکپارچه تودههای مسلمان در برابر نظام فاسد حاکم بر اساس آرمانهای دینی بوده است؛ بهگونهای که سرانجام در مسیر تحقق نظام اجتماعی اسـلام، به تشکیل «حکومت اسلامی» انجامید. در واقع، نمونه منحصربهفرد در تاریخ اسلام و جهان است که از این حیث، نه در سدههای معاصر و نه پیش از آن، نمیتوان برای آن مشابه دیگری درنظـر گرفت. (جمعی از نویسندگان، 1385، ص 83)

انقلاب اسلامی پس از پیروزی، همه تلاش خود را بر مسائل داخلی و ملی متمرکز نکرد؛ بلکه از همان ابتدا به چشماندازهای فرامرزی نیز توجه داشت؛ چراکه جوهره اصلی آن، مسائل دینی، اعتقادی و اسلامی بود و از ویژگیهای دین اسلام، جهانگرایی و داشتن آرمانهای جهانی است. (حافظنیا و احمدی، 1388، ص74)

انقلاب ایران با الهام از ایدئولوژی اسلامی، که داعیهدار سعادت و خوشبختی تمام جهانیان است، طبیعی بود که نتواند در محدوده جغرافیایی ایران بماند و میبایست پیام آن و امواجش، در درجه اول به ملل مسلمان کشورهای همسایه و سپس به همه ملل مستضعف جهان برسد. ازاینرو، صدور انقلاب، به مفهوم صدور اندیشه و عقاید انقلاب، که برخاسته از دین مبین اسلام بود، از همان روزهای نخست در برنامه کار انقلابیان قرار گرفت. (فاضلینیا، 1386، ص 35)

انقلاب اسلامی ایران، به دلیل برخورداری از شاخصهای دینی و مکتبی، بـهمثابه الگویی برای تلاشهای ایدئولوژیک در میان دیگر ملل اسلامی مورد ملاحظه قرار گرفت و تحولی عمیق در راهبرد یا شیوه عمل و چگونگی تعیین اهداف آنها ایجاد کرد. حرکت اسلامــی در ایران، زمینه این ذهنیت را فراهم آورد که هنوز توان تصور آرمانی فراتر از آنچه در گذشته جنبشهای دیگر درپیش گرفته بودند و امکان دگرگونی و بازگشت به آنچه «دوران طلایی اسلام» گفته میشود، وجود دارد. شاید اعتقاد به همین توانمندی بود که روحیه دیگر جنبشهای اسلامی متأثر از انقلاب اسلامی را فزونی بخشید. (امرایی، 1383، ص178)

جمهوری اسلامی ایران کوشیده است تا انقلاب اسلامی خود را نمونهای از حرکت شجاعانه در مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی به دیگر ملتهای مسلمان و غیرمسلمان معرفی کند تا آنان نیز از حقوق خود و شیوه دستیابی به آن آگاه شوند. (نوازنی، 1388، ص5)

اهمیت اصل صدور انقلاب به اندازهای بوده است که در اصل 154 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به آن تصریح شده است: «جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود میداند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان میشناسد».

افزون بر قانون اساسی، اهداف فرامرزی انقلاب اسلامی ایران در دیدگاه امام خمینیx8a بنیانگذار انقلاب، نمایان است. در صحیفه نور چنین آمده است: «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر میکنیم؛ چراکه انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لااله الاالله و محمد رسولالله بر تمام جهان طنین نیفکند، مبارزه هست؛ و تا مبارزه در هر کجای جهان علیه مستکبرین هست، ما هستیم». (خمینیx8a، 1358، ص266) ایدئولوگ انقلاب اسلامی، حضرت امامx8a، صدور انقلاب را به مفهوم صدور ارزشها آرمانها و تجربیات اسلامی، همچون استقلال، دستیابی به خصلتهای انسانی و خودکفایی، حمایت از مستضعفان و رنجدیدگان و محرومان، ایجاد عدالت اجتماعی، و نفی اشرافیگری و تبعیض و نژادگرایی تعریف کردند.

همچنین در گفتههای آیتالله خامنهای، رهبر کنونی ایران آمده است: «صدور انقلاب، یعنی صدور فرهنگ انسانساز اسلام و صدور صفا و خلوص و تکیه و اصرار بر ارزشهای انسانی. ما به این کار و انجام این وظیفه افتخار میکنیم. این راه انبیاست و ما این راه را باید ادامه دهیم. (www.Khameneie.ir)

مقام عظمای ولایت، الگوسازی انقلاب اسلامی را یکی از عوامل مؤثر در تحولات بسیار مهم منطقه دانستند و خاطرنشان کردند: «پیروزی انقلاب اسلامی، تشکیل جمهوری اسلامی، ماندگاری، استحکام و پیشرفتهای چشمگیر و روزافزون نظام اسلامی در زمینههای مختلف، بهعنوان یک الگوی هویتبخش و عزتآفرین، در مقابل چشمان ملتهای مسلمان منطقه قرار دارد و آنها را تحت تأثیر قرار داده است.» (www.Khameneie.ir)

از آنجا که انقلاب اسلامی انقلابی مردمی بوده است، طبیعتاً توجه ملتها را بیشتر به خود جلب کرده و آنها را تحت تأثیر قرار داده است؛ زیرا بیشتر دولتهای حاکمه شباهت زیادی به رژیم شاهنشاهی دارند. بر این اساس، تأثیرپذیری ملتها بهمراتب بیش از دولتهای حاکمه بوده است؛ زیرا این ملتها بهروشنی دریافته بودند که یگانه راه آزادی از یوغ استعمار و استبداد، قیام و انقلاب است. (محمدی، 1385، ص83)

انقلاب اسلامی ایران، از بسیاری از ویژگیهای اسلام در پرتو تشیع بهره گرفت و از اصول انقلابی تشیع، در رشد خود سود جست و بر مسلمانان شیعه جهان، بهویژه شیعیان عربستان، عراق و لبنان، تأثیر محسوسی نهاد. (فاضلینیا، 1386، ص36)

نفوذ ایران بر جهان تشیع، اساساً در مناطقی که شیعه دوازدهامامیاند، بهطور ویژه شدت دارد؛ زیرا در این مناطق، روحانیت، تشیع دوازدهامامی را نهادینه کرده است. این امر، با ایرانی شدن روحانیت شیعی مستقر در خارج از ایران روشن میشود. نفوذی که امروزه ایران در جهان تشیع دارد، از عوامل مختلفی برخاسته است؛ مانند نقش ایران بهمنزله یگانه کشور شیعه در جهان؛ گستردگی جغرافیایی آن؛ جمعیت فراوان آن، که دستکم یک سوم شیعیان جهان را دربر میگیرد؛ و اهمیت فرهنگی آن. از اینرو در پی انقلاب اسلامی، شیعیان در دیگر کشورهای خلیج فارس که اقلیت مهمی را تحت حکومت سنیها تشکیل میدهند، جسورانه به اظهار هویت فرقهای خود و برگزاری مراسم عبادیشان پرداختند و نارضایتی خود را از حکومت موجود بیان کردند. (www.howzeh.net)

روش تحقیق و گردآوری اطلاعات

در این پژوهش، از روش توصیفی و تحلیلی استفاده شده است. اطلاعات مورد نیاز
از اسناد و مدارک مکتوب و نیز از اطلاعات شبکه جهانی اینترنت گردآوری شده است.

فرضیه تحقیق

فرضیه این پژوهش در قالب جمله زیر بیان شده است:

بهنظر میرسد انقلاب اسلامی ایران باعث رشد و ارتقای سطح فکری و
بینش سیاسی شیعیان کشور عربستان شده و در تشکیلاتی شدن آنان نقش داشته است.

مباحث نظری

1. تعریف انقلاب

در جامعهشناسی، انقلاب به معنای یک تغییر ریشهای و بنیانی و عمیق در جامعه و ساختهای اجتماعی، بهصورت ناگهانی و همراه با نارضایتی از وضع موجود است. (عمرانی درگاهی، 1381، ص48)

شهید مطهری انقلاب را چنین تعریف میکند: «وضعی را با اراده خود خراب کردن، برای رسیدن به وضع بهتر» یا «واژگون کردن وضع حاکم برای برقراری نظمی متعالیتر». ایشان در عین حال تأکید میکند که انقلابها خصلت صرفاً اجتماعی ندارند؛ بلکه ریشه در سرشت انسانها دارند. (مطهری، 1387، ص13)

لاکویر انقلاب را اینگونه تعریف میکند: تلاش برای ایجاد و تحول بنیادین در سیستم حکومت (لاکویر، 1378، ص91). به گفته گلدستون، انقلاب تسخیر غیرقانونی و معمولاً خشونتآمیز قدرت است که موجب تحول اساسی در نهادهای حکومت میشود. (گلدستون، 1375، ص 82)

شهید مطهری معتقد است: انقلاب روحی، مقدمه انقلاب اجتماعی است. به نظر وی، ابتدا انقلاب روحی در مردم ایران صورت گرفت و بعد انقلاب اجتماعی بهوقوع پیوست. به تعبیر دیگر، انقلاب ایران با پیروی از آیه (إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ) (رعد، 11) در برابر ظلم و جور قیام کرد. بنابراین، امکان ندارد مردم یک جامعه قیام کنند و نظام اجتماعی حاکم را دگرگون سازند، بدون اینکه در درون خودشان انقلابی صورت گرفته باشد.

2. تعلق ژئوپلیتیکی

تعلق ژئوپلیتیکی عبارت است از مکملهای فضایی و جغرافیایی مفروض در ماورای مرزها که به لحاظ ساختاری از تجانس برخوردار است و به لحاظ کارکردی، تأمینکننده نیازها و کاستیهای یک کشور شمرده میشود. تعلق ژئوپلیتیکی، به نوعی زیربنای علایق و منافع ملی کشورها را تشکیل میدهد و ناظر به مواردی است که با تمام یا بخشی از ویژگیهای طبیعی و انسانی کشور تجانس و همگونی دارند؛ یا مواردیاند که تأمینکننده نیازهای کشور در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، تجاری، ارتباطی، فرهنگی، اجتماعی، دینی، علمی، فناوری، نظامی، امنیتی، حیثیتی یا زیستمحیطیاند، و کشور به آنها دلبستگی و علاقه دارد.

در قلمرو مفهوم تعلق ژئوپلیتیکی، فهرست گستردهای را میتوان تنظیم کرد که برای نمونه، میتوان به یک گروه اقلیت همکیش یا همزبان و همفرهنگ در کشور دیگر اشاره نمود. (حافظ نیا، 1384، ص120)

در خصوص ایران و از نقطهنظر جغرافیایی، مناطق استقرار شیعیان در بیشتر مناطق با محدوده مرزهای سیاسی کشور منطبق است؛ ولی در برخی مناطق، دنبالههای قلمرو شیعهنشین به ماورای مرزهای سیاسی ایران کشیده میشود. آنها را از نقطهنظر ژئوپلیتیکی، میتوان مکملهای ژئوپلیتیکی ایران درنظر گرفت که به حوزه نفوذ ایران تعلق دارند (حافظنیا و احمدی، 1388، ص78)

شیعیان کشورهایی مانند عراق، بحرین و عربستان، حاشیه ساختار فضایی شیعه بهشمار میروند و تحتتأثیر مرکز (ایران) قرار دارند و بهطور طبیعی بخشی از علایق ژئوپلیتیک ایران قلمداد میشوند. (احمدی و موسوی، 1389، ص2)

3. قلمرو ژئوپلیتیکی

قلمرو ژئوپلیتیکی عبارت است از فضای جغرافیایی و انسانها و جوامع مربوط که در حوزه نفوذ و تأثیرگذاری یک یا چند متغیر سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی، امنیتی، تجاری، فناوری و رسانهای کشور یا بازیگر قدرتمند قرار دارد. کشورها، سرزمینها و فضاهای جغرافیایی پیرامونی که در حوزه نفوذ کشور مرکز (قطب) قرار دارند، قلمرو ژئوپلیتیکی آن نامیده میشود. قلمرو و حوزه نفوذ نیز شامل تعدادی کشور یا جامعه تابع است که از اراده مرکز یا بازیگر و ارزشهای آن متأثرند. (حافظنیا، 1384، ص114)

قلمرو ژئوپلیتیک که از آن به «حوزه نفوذ» یاد میشود، قلمرویی است که حق برتری سیاسی یا اقتصادی یک کشور در آن بهرسمیت شناخته شده باشد؛ هرچند مقدار کاربرد قدرت آن کشور بر آن قلمرو، اندک باشد. (روشن و فرهادیان، 1385، ص94)

هر قلمرو ژئوپلیتیکی دارای یک نقطه یا کانون مرکزی، و یک فضای پیرامونی است. نقطه یا کانون مرکزی، همان کشور یا بازیگر قدرتمند مرکزی است که در جایگاه مدیریت و رهبری قلمرو قرار دارد و اراده خود را بر آن فضا یا قلمرو تحمیل میکند و ارزشهای متنوع مورد نظر خود را در آن قلمرو انتشار میدهد. قلمروهای ژئوپلیتیکی، مرزهای جغرافیای سیاسی کشورها را درمینوردند و به عبارتی، فرامرزیاند. ارزشها و مزیتهای کشورها، در فضاهای جغرافیایی فراتر از مرزهای آنها انتشار مییابند. انتشار آنها نیز، هم بهصورت رسمی و هم بهصورت غیررسمی انجام میپذیرد.

با گسترش تعاملات همهجانبه و روابط بینالملل، همچنین گسترش فناوری اطلاعات و ابزارهای رسانهای جدید، قلمروهای ژئوپلیتیکی و حوزههای نفوذ بهسرعت شکل میگیرند. به عبارتی، آنها از پویایی زیادی برخوردارند. بنابراین، ترسیم نقشه ژئوپلیتیکی جهان، برخلاف نقشه جغرافیای سیاسی جهان، کاری بس دشوار است؛ زیرا مرزهای ژئوپلیتیکی، دینامیک، پویا و بیثباتاند. (حافظنیا، 1384، ص115)

نکته قابل توجه اینکه قلمرو ژئوپلیتیک و میدان اثرگذاری و نقشآفرینی یک واحد سیاسی، محصول توان و قدرت ملی آن است. (قوام، 1370، ص88) این قابلیتها و تواناییها ممکن است از یک عامل سیاسی، نظامی یا اقتصادی منتج شود. همچنین ممکن است ریشه این قابلیتها و تواناییها به یک عامل اعتقادی، دینی، اجتماعی و مانند آنها برگردد؛ به هر حال، ایجاد و گسترش قلمروهای ژئوپلیتیک، برای کشورها امری ضروری است؛ از همینروی، در نظام جهانی، کشورها برای پیشبرد اهداف داخلی و خارجی خود (مادی و غیرمادی)، میکوشند کشورها و جوامع دیگر را بهگونهای تحتتأثیر قرار دهند. (روشندل، 1374، ص93)

4. ساختار روابط ژئوپلیتیک

ساختار روابط ژئوپلیتیک بازتابدهنده الگوهای رابطه بین کشورها بر اساس سطح قدرت آنهاست. این ساختار به سه دسته تقسیم میشود:

ـ قدرت درجه یک، با الگوی رابطه یکسویه سلطه از بالا؛

ـ قدرت درجه دو، با الگوی دوسویه سلطه و زیرسلطه؛

ـ قدرت درجه سه با الگوی رابطه یکسویه سلطه و نفوذپذیر.

ساختار روابط ژئوپلیتیک تا اندازهای به الگوی والرشتاین شباهت دارد. او با تأکید بر اقتصاد، سه بخش مرکز، نیمهپیرامون و پیرامون را در روابط بین کشورها مشخص کرد. (حافظنیا، 1384، ص131)

بر اساس این الگو، اگرچه ایران قدرتی منطقهای شمرده میشود و در منطقه نیمهپیرامون قرار دارد، اما از نظر عامل فرهنگ و تمدن ایرانی، بهویژه متغیر تشیع، بهصورت مرکزی در میان پیرامونیهای خود عمل میکند. سه کشور عراق، بحرین و آذربایجان، که شیعیان در آنها اکثریت دارند، نیمهپیرامون ایران شمرده میشوند و دیگر کشورهای دارای جمعیت شیعه، مانند لبنان، پاکستان، عربستان و یمن که پیوستگی سرزمینی با ایران ندارند یا شیعیان در آن اکثریت بالایی ندارند، قلمرو پیرامون بهشمار میآیند.

در هر حال، ایران، هم در کانون جغرافیایی قلمرو یادشده قرار دارد و هم کانون ژئوپلیتیک منطقه شیعهنشین شمرده میشود؛ بنابراین، به شکل طبیعی میتواند در موقعیت رهبری این قلمرو فضایی قرار گیرد. نکته قابل ملاحظه اینکه این مرکز به دنبال استثمار و بهرهکشی از پیرامون و نیمهپیرامون نیست؛ چراکه دلیل اصلی شکلگیری آن، عامل اعتقادی و غیرمادی است. (حافظنیا و احمدی، 1388، ص80)

5. ژئوپلیتیک شیعه

امتداد جغرافیای سیاسی شیعیان، در کشورهای گوناگون خاورمیانه بزرگ با مرکزیت ایران است. در واقع کمربندی از تشیع، حیات اقتصادی، استراتژیکی و تاریخی اسلام را دربر میگیرد و بخشهایی از لبنان، سوریه، عراق، عربستان، کویت، بحرین، ایران، افغانستان و پاکستان را میپوشاند. این کمربند، که در کشورهای گوناگون، به اکثریت و اقلیت تقسیم میشود، خود دنیایی است که تاثیرات گوناگون در آن بهسرعت انتقال مییابد. (فاضلینیا، 1386، ص54)

6. جغرافیای شیعیان عربستان

در نگاهی تاریخی، شیعه در کشور عربستان سعودی در حاشیه نظام سیاسی قرار دارد. شیعیان این کشور پس از شیعیان عراق، بزرگترین جامعه شیعی عرب را در خلیجفارس تشکیل میدهند؛ اما مشارکت آنان در جامعه سنّی، از تمام شیعیان عرب کمتر است. آنها بسیار محروماند؛ به این معنا که تنها شیعیانی هستند که نه تنها از تبعیض در عمل، بلکه از تبعیضهای قانونی در این کشور رنج میبرند و تقریباً به کلی از اظهار علنی سنن مذهبی خود محروماند. در واقع، در بین همه شیعیان جهان عرب، شیعیان عربستان سعودی حقیقتاً «مسلمانان فراموششده»اند. (فولر و فرانکه، 1388، ص36)

شیعیان عربستان، بیشتر در استان شرقی ظهران و در شهرهای قطیف و احسا سکونت دارند. البته افزون بر این مناطق، در مناطق شمالی و جنوبی این کشور نیز اقلیت شیعه موجود است. منطقه شرقیه عربستان که اکثریت شیعیان در آنجا زندگی میکنند، از نظر وسعت، حدود 759268 کیلومتر مربع است که در بین چهارده منطقهای که عربستان را تشکیل میدهند، از همه گستردهتر است؛ و از لحاظ جمعیت، بعد از مکه و ریاض قرار دارد. منطقه شرقیه از ثروتهای طبیعی، مانند نفت و محصولات متعدد کشاورزی برخوردار است؛ لیکن یکی از محرومترین نواحی این کشور شمرده میشود.

افزون بر این مناطق، شیعیان در مناطق دیگر عربستان نیز حضور دارند؛ اما جمعیتشان در اقلیت است. از سوی دیگر، موقعیت جمعیتی شیعیان، پیرو موقعیت جغرافیایی قابل ارزیابی است. به این معنا که گفته میشود عربستان سعودی بین دوازده تا چهارده میلیون نفر جمعیت دارد که با احتساب هفت میلیون نفر اتباع کشورهای دیگر شاغل در عربستان، این کشور تقریباً بین 20 تا 22 میلیون نفر جمعیت دارد که جمعیت شیعیان در حال حاضر، دو میلیون و هفتصد هزار نفر است. (فؤاد ابراهیم، 1386، ص45)

شیعیان با دارا بودن مبانی عقیدتی، دینی، اخلاقی و سیاسی متفاوت با حکومت عربستان سعودی و بهرهمندی از ظرفیت سیاسی، بزرگترین و مهمترین گروه مخالف با پادشاهی عربستان بهشمار می روند. در واقع، همواره مقامات رسمی عربستان به دلایل سیاسی، امنیتی، اجتماعی و اقتصادی، تعداد شیعیان استان شرقی عربستان را کمتر از میزان واقعی اعلام کرده اند؛ از اینرو، آخرین آمار منتشرشده درباره جمعیت شیعیان این منطقه، قابل اعتماد نیست. یکی از گروه های ضدشیعه عربستان، آمار شیعیان این کشور، اعم از اسماعیلیان و زیدیها را 970542 نفر اعلام کرده که این آمار معرف پنج درصد از جمعیت 058/409/19 نفری عربستان است. www.noorportal.net)(

بیشتر جمعیت شیعیان عربستان سعودی، بهویژه در منطقه شرقی، امامیمذهباند. افزون بر آنها، فرقه اسماعیلیه نیز در جنوب ساکناند و گزارشها درباره تعداد آنها متفاوت است. شیعیان زیدی نیز در مناطقی در جنوب (عسیر، جیزان و نجران) و غرب (جده و ینبع) پراکندهاند و گزارشی درباره تعدادشان وجود ندارد. شیعیان امامی، پیرو تنها یک مرجع دینی نیستند؛ بعضی مقلد آیتالله خامنهای، رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران، برخی مقلد آیتالله سیستانی در عراق، و بعضی دیگر نیز مقلد آیتالله شیرازی در قم، آیتالله محمدتقی مدرسی در کربلا و آیتالله محمدحسین فضل الله در لبناناند. (فؤاد ابراهیم، 1386، ص23)

منطقهای که شیعیان عربستان سعودی در آن زندگی میکنند، به چند لحاظ اهمیت دارد: نخست اینکه این منطقه از جمله مناطقی است که بیشترین و بزرگترین حوزههای نفتی کشور و جهان را در خود جای داده و این خود یک امتیاز برای شیعیان عربستان نسبتبه دیگر مردم عربستان است؛ دوم اینکه شیعیان این استان از لحاظ امنیت بینالمللی و تجارت جهانی، نقش بسزایی بر ثبات اقتصادی کشور دارند؛ و سوم اینکه شیعیان عربستان در نزدیکی سه کشوری هستند که اکثر آنها شیعهاند؛ یعنی ایران و عراق و بحرین؛ و با آنها رابطه دارند. (همان)

شیعیان عربستان پس از عراق بزرگترین جمعیت شیعه منطقه خلیج فارس را تشکیل می دهند و در جهان عرب نیز پس از لبنان و عراق، بزرگترین جمعیت شیعه شمرده می شوند. با توجه به جمعیت و موقعیت استراتژیک شیعیان عربستان، این طیف در عرصه سیاسی عربستان و بهطور کلی در منطقه، نقش تعیینکننده و تأثیرگذاری ایفا می کند. (بهرامشاهی، 1387، ص46)

مراجع

منابع

* قرآن کریم.

1. ابراهیم، فؤاد، شیعیان عربستان، ترجمه سلیمه دارمی و فیروزه میررضوی، تهران، انتشارات مؤسسه ابرار معاصر، 1386.

2. احمدی، سیدعباس و الهام سادات موسوی، «جغرافیای شیعه و فرصتهای ایران در قلمروهای شیعی جهان اسلام»، مجموعه مقالات چهارمین کنگره بینالمللی جهان اسلام، زاهدان، 1389.

3. احمدی لفورکی، بهزاد، «جامعه شیعی در عربستان سعودی»، هفتهنامه پگاه حوزه، شماره 219، 1386.

4. «انقلاب اسلامی ایران و واکنش شیعیان عربستان و آلسعود به آن»، اخبار شیعیان، شماره 36، 1387.

5. زراعتپیشه، نجف، برآوردهای استراتژیک عربستان سعودی (سرزمینی ـ سیاسی)، مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران، 1384.

6. بهرامشاهی، مهدی، «تأثیر انقلاب ایران بر جنبشهای شیعی عربستان و کشورهای حوزه خلیج فارس»، هفتهنامه پگاه حوزه، شماره249، 1387.

7. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در نخستین اجلاس بینالمللی بیداری اسلامی، 26/6/1390: http://www.leader.ir.

8. بیانات مقام معظم رهبری در جمع مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، 17/11/1380: http://www.leader.ir.

9. توال، فرانسوا، ژئوپولیتیک شیعه، ترجمه کتایون باصری، تهران، ویستار، 1383.

10. حافظنیا، محمدرضا، اصول و مفاهیم ژئوپلیتیک، مشهد، پاپلی، 1385.

11. حافظنیا، محمدرضا و احمدی، سیدعباس، «تبیین ژئوپلیتیکی اثرگذاری انقلاب اسلامی بر سیاسی شدن شیعیان جهان»، فصلنامه شیعهشناسی، شماره 25، 1388.

12. حافظنیا، محمدرضا، وضعیت ژئوپلیتیکی پنجاب در پاکستان، تهران، الهدی، 1379.

13. جمعی از نویسندگان، انقلابی متمایز (جستارهایی در انقلاب اسلامی ایران)، قم، مؤسسه بوستان کتاب، 1388.

14. خمینی، سیدروحالله، صحیفه نور، ج 11، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1369.

15. روشندل، جلیل، امنیت ملی و نظام بینالمللی، تهران، سمت، 1374.

16. روشن، علیاصغر و نورالله، فرهادیان، فرهنگ اصطلاحات جغرافیای سیاسی و نظامی، تهران، دانشگاه امام حسینx86، 1385.

17. عمرانی درگاهی، علی، انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی در جهان، تهران، معاونت آموزش نیروی مقاومت بسیج سپاه، 1381.

18. فاضلینیا، نفیسه، ژئوپلیتیک شیعه و نگرانی غرب از انقلاب اسلامی ، قم، مؤسسه شیعهشناسی، 1386.

19. فولر، گراهام و فرانکه، رند رحیم، شیعیان عرب، مسلمانان فراموششده، ترجمه خدیجه تبریزی، مؤسسه شیعهشناسی، 1386.

20. فراتی، عبدالوهاب، انقلاب اسلامی و بازتاب آن، قم، زلال کوثر، 1381.

21. قانون اساسی جمهوری اسلامی، به اهتمام روحالله طالشی، تهران، شفیعی، 1380.

22. قوام، عبدالعلی، اصول سیاست خارجی و سیاست بینالملل، تهران، سمت، 1372.

23. گلدستون، جک آ، انقلاب: گزیده مقالات سیاسی امنیتی، ترجمه مؤسسه پژوهشهای اجتماعی، ج2، تهران، بینش، 1378.

24. گلیوند درویشوند، حسن، ساختار حکومت و بحران مشروعیت در عربستان سعودی، پایاننامه کارشناسی ارشد دیپلماسی سازمانهای بینالمللی، تهران، دانشکده روابط بینالملل وزارت امور خارجه، 1376.

25. لاکویر، والتر، انقلاب: گزیده مقالات سیاسی امنیتی، ترجمه مؤسسه پژوهشهای اجتماعی، ج1، تهران، بینش، 1378.

26. محمدی، منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1385.

27. مطهری، مرتضی، آینده انقلاب اسلامی ایران، چاپ بیستوهفتم، تهران، صدرا، 1387.

28. ملکوتیان، مصطفی، «انقلاب اسلامی و حوزه نفوذ خارجی»، هفتهنامه پگاه حوزه، شماره 56، 1381.

29. نعیمیان، ذبیحالله، «انقلاب اسلامی و بازتاب آن بر پاکستان»، مجله معرفت، شماره 98، 1384.

30. نوازنی، بهرام، صدور انقلاب اسلامی زمینهها و پیامدهای بینالمللی آن، تهران، معاونت پژوهشی، انتشارات پژوهشکده امام خمینیx8a و انقلاب اسلامی، 1388.

31. یوسفی، محسن، مسئله شیعه در عربستان سعودی، تهران، مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران، 1386.

32. یوسفی، محسن، اصلاحات سیاسی در عربستان سعودی (تأثیر بحران عراق بر تحولات سیاسی عربستان سعودی)، تهران، انتشارات مؤسسه ابرار معاصر تهران، 1386.

33. Nasr,Vali, when the shiites rise, Foreign Affairs, 2006

34. www. Khameneie.ir

35. www.howzeh.net

www.noorportal.net

نویسندگان:

سیدابراهیم قلی زاده؛ هادی بادینلو

فصلنامه شیعه شناسی شماره 46

ادامه دارد...

http://fna.ir/ER7FNW

دیدگاه ایرانی...

ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 152 تاريخ: چهارشنبه 10 شهريور 1395 ساعت: 12:04

صفحه بندی