چالشهای درونی جریانهای سیاسی اسلامگرا در اردن

خرید بک لینک

2- جریان سلفگرایی

2-1- سلفیان سنتگرا / محافظهکار: ریشههای سلفیگری در اردن درواقع بهواسطه اخوانالمسلمین و از طریق جناح تندروی درون آن ایجادشد. میتوانگفت که دو جریان در داخل اخوان از ابتدای تأسیس آن پدیدآمدند: نخست، جریانی پراگماتیست / عملگرا که ملتزم به خط و افکار امام حسن البناء بود و اصول آن را مرشد اخوان، حسنالهضیبی در کتاب خود با عنوان دعاه لا قضاه[3] ترسیمکرد؛ جریان دیگر گروه تندرو که پیرو افکار سید قطب بود و اصول آن در کتاب وی با نام معالم فیالطریق آمدهاست و البته گروهی از پیروان وی در عربستان نیز بعدها در تبلور و تحکیم این جریان، سهیم بودند و درواقع، نسخهای وهابی از سلفگرایی را بهوجودآوردند (ابورمان، 2012: 235).

سلفگرایی بهعنوان پدیدهای اجتماعی از اوایل دهه 1980 و همزمان با استقرار و سکونتیافتن یکی از رهبران معروف این حرکت به نام شیخ حسن الألبانی (1914 تا 1999)[4] در اردن (اوایل دهه 1980) آغازشد. وی در سال 1922 درپی سقوط امپراتوری عثمانی از آلبانی به دمشق مهاجرتکرد. او در آنجا و از طریق مجله المنار که رشید رضا (1865 تا 1935) آن را منتشرمیساخت با سلفیه آشنا شد (هادی، 2003: 11).

باوجودآنکه سلفیان اردن از ابتدا اعلانکردهبودند به فعالیتهای سیاسی نمیپردازند و مفهوم و مبانی «تحزب سیاسی» را قبولندارند و اطاعت از حکام را واجب میشمرند، بهزودی بر سر جذب هوادار و تسلط بر مساجد به رقابت و حتی منازعهای شدید با دیگر گروههای سیاسی بهویژه اخوانالمسلمین، واردشدند؛ تا آن زمان، مساجد، مکانی مساعد برای اخوان بهعنوان پایگاه اجتماعی و محل تبلیغ و فعالیت بودند (ن.ک. مجموعه من المؤلفین،2011). شایان گفتن است، دولت اردن که در دورهای از سخنرانی و تدریس شیخ سلفیان، ناصرالدین الألبانی در مساجد (بهظاهر، تحت فشار جماعات صوفیه مورد پشتیبانی دولت) جلوگیریمیکرد از اوایل دهه 1990 حمایت از طرفداران و مریدان وی و زمینهسازی برای فعالیت عمومی آنان بهمنظور مقابله با اقتدار و نفوذ اخوانالمسلمین را آغازکرد.

از لحاظ فکری، سلفیگری محافظهکارانه الألبانی، آنگونهکه خود وی تصریحمیکند، در نظریات «اهل حدیث» ریشهدارد که به باور وی، ایشان نمایندگان اصول، منابع، مصادر حقیقی باور، سلوک، خط اسلام سره و پاکاند (ألألبانی، 1991: 43 تا 45). درخصوص دموکراسی، وی به عدم امکان جمع میان آن و اسلام اعتقادداشت. به باور وی، دموکراسی چون مردم را منشأ و مصدر بلامنازع مشروعیت حاکمیت میداند، نظامی طاغوتی و نقیض اسلام است (ألألبانی، 1413: 17)؛ انتخابات سیاسی نیز به دلیل ابتنای آن بر دموکراسی و روشهای ساخته و پرداخته یهود و نصارا، حرام و طاغوت است (پیشین: 22).

سلفیگری سنتی و محافظهکار در دورههایی با حمایت دولت تقویتشد و در مقابل اخوان قرارگرفت؛ درواقع، این جریان، پیمانی غیررسمی با سازمانهای رسمی دولت اردن منعقدساخت که طی آن، دولت از مواضع رسمی و علنی سلفیگری دایر بر کنارماندن از عمل سیاسی، تشکیک در معارضه با دولت، ضرورت اطاعت از حاکم بهعنوان «اولیالأمر مشروع» و نیز رقابت این جریان با دیگر جماعات اسلامی در مساجد و مجالات اجتماعی و فرهنگی حمایتکرد و از آن در جهت مقابله با این جنبشها و بهطور مشخص، برای مقابله با اخوان در ابتدا و سپس با جهادیون بهرهبرد؛ درمقابل، سلفگرایان نیز از چتر امنیتی وسیع و آزادی عملی گسترده در مساجد و مدارس و دانشگاهها بهرهمند شدند و دولت، آنان را از هرگونه سختگیری و پیگردی مصونداشت و حتی مسیر دریافت پشتیبانی مالی از کشورهای خلیج فارس را (که برای سلفیان ارسالمیشد) بازگذاشت و تسهیلات لازم را درزمینه چاپ و انتشار کتب و فعالیتهای مختلف برای آنان فراهمکرد (ابورمان و ابوهنیه، 2012: 220).

در خلال جنگ اول خلیج فارس، الالبانی، فتاوایی را مبتنیبر وجوب جهاد ضد آمریکا و عدم جواز یاریجستن از اجانب برای بیرونراندن عراق از کویت صادرکرد[5] (ابورمان، 2012: 236)؛ بههرحال، پس از مدتی، الالبانی فوتکرد اما اندیشه و طرفداران وی، هماکنون در اردن دارای قدرت تأثیرگذاری زیادی در این کشور هستند.

2-2- گروههای سلفی تکفیری- جهادی: در طول دهه 1980 تغییرهایی در صحنه عمومی سیاسی- اجتماعی کشورهای اسلامی بهصورت کلی و اردن بهطور اخص پدیدآمد و البته پیروزی انقلاب اسلامی ایران (1979) و نیز موفقیت گروههای جهادی مصر در ترور انور سادات (1981) در آن تأثیرداشت؛ این تغییر بهطور عمده در گرایش گروههای اسلامی به روشهای انقلابی و جهادی نمودیافت؛ درواقع، اولین اقدام درجهت جدایی صریح از صفوف اخوانالمسلمین براساس افکار سید قطب بهوسیله محمد رأفت سعید صالح در سال 1973 و پس از اتمام تحصیلات و بازگشت از عربستان با تأسیس سازمان «طلیعه البعث الإسلامی» انجامپذیرفت؛ وی یکی از اعضال شورای اخوان و البته پیرو افکار سید قطب بود و گروهی از همفکرانش با اتخاذ شیوههای انقلابی درپی ایجاد دولت اسلامی از طریق جهاد برآمدند؛ بااینحال، این اقدام استمرارنیافت و رأفت، چندی بعد، پس از مناظراتی با شیخ ناصرالدین الألبانی از افکارش دستکشید و سازمان «الطلیعه» را منحلکرد (ن.ک. صالح، 1993: 8 تا 376)؛ وی از این پس به جریان سلفی سنتگرا و محافظهکار به رهبری الألبانی، نزدیک شد.

در اردن این گرایشها بهصورت جدی ابتدا ازسوی گروههای فلسطینی مقیم یا دارای پایگاه در این کشور عملیاتی شدند؛ بااینحال، حرکت فراگیر و تأثیرگذار گروههای اسلامی معتقد به مشی مسلحانه، بیشتر از دهه 1990 و با بازگشت گروههای درگیر در جنگ افغانستان آغازشد؛ این افراد که بهاصطلاح «اعراب افغان» نامیدهمیشدند در قالب گروههایی مسلح شکلگرفتند که یا درپی گسترش قدرت و پایگاه خود در داخل از طریق عملیاتهایی مانند منفجرکردن سینماها و ... بودند یا در مرزهای اردن و فلسطین به انجام عملیات مسلحانه اقداممیکردند (ابورمان، 2012: 14).

شکل نوین اسلام سلفی سیاسی رادیکال بهگونهای سازمانیافتهتر از نظر فکری و عملی بهطور تقریبی در سال 1994 و همزمان با اعلان رسمی دستگیری و زندانیشدن «عصامالبرقاوی»، معروف به «ابومحمدالمقدسی» ظهوریافت (ابورمان، 2012: 15). پیروان او مخفیانه کتابهایی را منتشرمیساختند که نوعی سلفیگری جدید را ترویجمیکرد که با سلفیگری جماعت «الألبانی» تفاوتداشت و نظام سیاسی اردن و کشورهای عربی را تکفیرکرده، خواهان تطبیق و تحکیم شریعت اسلامی بود؛ این نحله از سلفیگری، ورود و پرداختن به رقابتهای سیاسی را مردود میدانست و بر این باور بود که تغییر جز با توسل به شیوه مسلحانه، ممکن نیست[6] (عبدالفتاح، 2009).

درپی این موضعگیریها، موج دستگیری افراد وابسته به این جریان در اردن شدتگرفت و بسیاری از آنان در محاکم قضایی به جرم انجام اقدامهای مسلحانه و ترورهای تکفیری، محکوم شدند؛ بااینحال همچنان این گروه فعال بود و کتب المقدسی و نیز عمر محمود ابوعمر ملقب به «ابوقتاده الفلسطینی» اردنی فلسطینیالاصل مقیم لندن، چاپ و منتشرمیشد (المقدسی، سایت مسلم نت، 2 اکتبر2013).

در سال 1999 تحولاتی در روش و شیوه سلفیان جهادی بهوجودآمد؛ در این سال، پادشاه جدید اردن، فرمان عفو عمومی محکومان سیاسی متهم به تروریسم را صادرکرد و بر اساس آن، افراد وابسته به سلفیه جهادی و در پیشاپیش آنان ابومصعب الزرقاوی، آزاد شدند و بیدرنگ به افغانستان و سپس عراق رفته، در آنجا به تأسیس گروهی اقدامکردند که بعدها «قاعدهالجهاد فی بلادالرافدین» نامگرفت (ن.ک.عطوان، 2007: 250)؛ البته در خلال سالهای بعد، مشکلات امنیتی میان این گروههای سلفی جهادی و دولت اردن همچنان ادامهیافت که از آن جمله میتوان به عملیات انفجار و گروگانگیری و سپس محاکمههای مکرر اشارهداشت که اوج آن ماجرای منفجرکردن سه هتل در عمان در 9 نوامبر 2005 و پیش از کشتهشدن الزرقاوی در سال 2006 بودهاست؛ در خلال این انفجارها 60 نفر کشته و بیش از 100 تن زخمی شدند و خسارات زیادی به این اماکن واردشد (ابورمان، 2012: 307).

نیز، ازجمله این گروهها میتوان به حزب جهاد اسلامی (جماعه الجهاد الاسلامی)، حماس، ارتش محمد (ص) (جیش محمد) و جنبش جوانان مسلمان (حرکه الشباب الاسلامی) اشارهکرد که بهطور عمده، قانونی نیستند؛ این احزاب بهاستثنای حماس، خواستار سرنگونی رژیمهای حاکم و جایگزینی آنها با دولتهای اسلامی هستند؛ این گروها در دهههای اخیر، فعالیت سیاسی مهمی در این کشور نداشتهاند و فشار مداوم دولت باعث شدهاست که بسیاری از رهبران این گروهها اردن را ترککنند؛ نکته قابلتوجه در این زمینه اینکه بهتازگی و همسو با انقلابها در کشورهای عربی، تحولاتی جدید در رهبری و سازمان برخی گروههای سلفی جهادی مبتنیبر اعلان پذیرش عمل سیاسی آشتیجویانه بهچشممیخورد که در این زمینه میتوان به المقدسی و گروه وابسته به وی اشارهکرد (ابورمان، 2012: 301 تا 322).

3- جریان نوگرا و میانهرو

این جریان متأخر در اردن را بهطورعمده «حزب الوسط اسلامی» نمایندگیمیکند؛ گروهی از اعضای جداشده و مدرنیست اخوانالمسلمین این حزب را در تاریخ 19 دسامبر 2001 تأسیسکردند و در اساسنامه، خود را ملتزم به میانهروی معرفیکردهاند: «حزب ما در مبانی اسلامی و در عملکرد میانهرو، متعهد به اردن و معتقد به شیوههای سیاسی است. استناد ما در این ویژگیها نص قرآن است که در آن، خداوند امت اسلامی را «امت وسط» قراردادهاست». با اینکه گاهی الوسط مواضعی مخالف برخی سیاستهای دولت اتخاذکرده، روابط این حزب با دولت اردن، خوب است و 3 تن از نامزدهای این حزب در انتخابات مجلس چهاردهم اردن (2003 تا 2007) توانستند بهعنوان نماینده به مجلس راهیابند و 8 تن از افراد آن نیز در انتخابات شهرداریهای کشور به شورای شهر عمان و شهرهای دیگر واردشدند (الطوالبه، 2010: 49).

حزب الوسط با اخوانالمسلمین درزمینه پذیرش ارزشهای دموکراتیک و قواعد بازی سیاسی و عمل براساس قانون اساسی اشتراکنظردارد و گرچه بر تمایز خود در تساهل بیشتر و التزام به اعتدال و میانهروی تأکیدمیکند، افتراق اساسی این حزب با اخوان در دو مورد، نمودی واضحتر دارد: نخست اینکه اخوان به صفت «معارضبودن» نزدیکتر است و مواضعی آشکارتر در برابر مذاکرات و معاهده صلح و دیگر سیاستهای داخلی و خارجی دولت دارد درحالیکه الوسط، اغلب سیاستهای دولت ازجمله معاهده صلح «وادی عربه» با اسرائیل را بهاستناد تصویب در مجلس و قانونیشدن مشروع میداند.

مورد دوم، اینکه بیشتر رهبران و افراد حزب الوسط، اردنیالاصل هستند درحالیکه رهبران و اعضای اصلی اخوان بهطور عمده اصالتی فلسطینی دارند و البته مقبول و مورد تأیید اردنیها هستند؛ بااینحال، پشتوانه اجتماعی و مردمی این حزب در مقایسه با اخوان، اندک است و توانایی رقابت با آن را در انتخابات و فعالیتهای سیاسی نداشتهاست. در سال 2007 این حزب یک مرکز مطالعات بینالمللی را با عنوان «مرکز فکری و فرهنگی الوسطیه» تأسیسکرد[7] (ابورمان، 2012: 15) اما این گروه بهرغم حضور در عرصه سیاسی، پایگاه اجتماعی گستردهای در اردن ندارد.

4- جریان طرفدار خلافت اسلامی

حزبالتحریر اسلامی بهعنوان نماینده این جریان در اردن و سپس در خارج آن، مطرح است. در تاریخ 17 دسامبر 1952، تقیالدین النبهانی، داود حمدان، منیر شقیر، عادلالنابلسی و غانم عبده، طی درخواستی رسمی به وزارت کشور اردن، خواستار اجازه تأسیس «حزبالتحریر» شدند. شیخ تقیالدین النبهانی در سال 1909 در شهر حیفاء در فلسطین به دنیا آمد و سپس برای کاملکردن تحصیلات دینی به الأزهر مصر رفت و پس از اتمام تحصیلات در سال 1932 به فلسطین بازگشت (سماوه، 1991: 141)؛ درپی حوادث سال 1947 و اشغال فلسطین میان آنجا و اردن و سوریه در تردد بود و درنهایت به بیروت رفت و تا پایان عمرش در 1977 در آنجا ماند.

اگرچه النبهانی خود را از نظر فکری به اخوان بهویژه حسن البنا نزدیک میدید، عضو این جمعیت نشد و اخوان نیز به او نظر مساعد داشت و اجازه استفاده از پایگاههای اخوان برای تشکیل جلسات تدریس و چاپ مقالات وی در مجلات این جماعت وجودداشت (الخیاط، 1995: 30). وی حتی در دورهای به سید قطب و بهویژه کتاب وی با عنوان العداله الإجتماعیه فی الإسلام، گرایش نشانداد و از وی تأثیرپذیرفت (ن.ک. العبیدی، 1999: 124)؛ بااینحال، روابط النبهانی با اخوان پس از ماجرای دعوت اخوان از وی برای ایراد سخنرانی در یکی از محافل اخوان در قدس به تیرگی گرایید؛ وی در این سخنرانی بیانکرد که پیدایی و قوام ملل، امری نه اخلاقی (آنگونه که اخوان میاندیشد) بلکه مبتنیبر باورداشتها و اندیشههایی است که دارند و نیز سازمانی است که برپامیدارند (أمین، 1976: 93).

النبهانی از ابتدای تأسیس حزب التحریر با نگارش کتب و رسالههایی به تبیین هویت، اهداف و برنامه حزب همت گماشت که از مهمترین آنها میتوان به کتاب نظام الإسلام و طریق الإیمان اشارهکرد (البغدادی، 1994: 12). طرح و اندیشه «دولت اسلامی» جایگاهی مهم و تعیینکننده در بنیاد نظری حزب التحریر دارد و سایه خود را بر بیشتر فعالیتها و راهبردهای سیاسی و عملی حزب گسترده است (بلقزیز، 2004: 129). در اساسنامه رسمی این حزب آمدهاست: «این حزب درپی بازگرداندن حیات اسلامی است و تلاشخواهدکرد تا برای محققساختن این هدف به حاکمیت دستیابد، چراکه برای احیای شیوه زندگی اسلامی، ایجاد دولتی اسلامی ضرورتدارد و اردن نقطه آغاز تأسیس آن خواهدبود»[8] (قواس، 2011).

النبهانی تأکیدداشت که حزب التحریر درواقع به هدف اجابت فرمان الهی «ولتکن منکم اُمّه یدعون إلى الخیر ویأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر وأولئک هم المفلحون» و در جهت جلوگیری از به سراشیبی افتادن امت اسلامی و آزادساختن یا همان «تحریر» امت از افکار، نظامها و احکام کفر و فرادستی و نفوذ دولتهای کافر تأسیسشدهاست (حزب التحریر، 1985: 2). از نظر حزب، یکی از اساسیترین دلایل انحطاط امت اسلامی ازمیانرفتن مفهوم خلافت و دولت اسلامی به دست استعمار و غرب است که باعث استیلای کفار بر بیشتر بلاد اسلامی شد (مذکره من حزب التحریر، 1985: 4).

بیان این نکته، ضروری است که هرچند حزب التحریر و اخوانالمسلمین هردو دعوی پرچمداری اسلام را دارند اما حزب التحریر به لزوم اقدام به تأسیس خلافت و دولت اسلامی در آغاز کار اعتقاددارد درحالیکه اخوانالمسلمین بر تقدم یکپارچگی امت عربی بهعنوان داعیان اسلام تأکیدداشته، تأسیس دولت را در مرحله بعد میداند (مصالحه، 1999: 55 و56)؛ بر این اساس، دولت اردن، همواره نسبتبه حزب التحریر که شعار اولویت تشکیل دولت اسلامی را سرمیدهد، بدبین بوده و اجازه فعالیت به آن را ندادهاست اما این جریان فکری بهصورت غیرقانونی و مخفیانه به فعالیتهای تبلیغی خود در اردن و دیگر کشورهای اسلامی ادامهمیدهد.

ج- چالشهای درونی جریانهای سیاسی اسلامگرا در اردن

همانطورکه بیانشد، چند جریان مهم سیاسی اسلامگرا در اردن وجوددارند که عبارتاند از: اخوانالمسلمین، سلفیهای سنتگرا و سلفیهای تکفیری- جهادی، برخی نوگرایان اسلامی مانند حزب الوسط و نیز خلافتخواهان به نمایندگی حزب التحریر که تلاشمیکنند در عرصه سیاسی این کشور، نقش ایفاکنند؛ اما این جریانها گذشته از ناهمگونی در برخی دیدگاهها، با چالشهای درونی نیز مواجهاند که واکاوی این تفاوتها و چالشها موضوع بحث ادامه این نوشتار است.

1- چالشهای درونی اخوان در اردن

در روند تحولات، از درون اخوانالمسلمین سه جناح «میانهرو، رادیکال و اصلاحطلب» بهوجودآمده که میانهروها از گفتگوی راهبردی با حکومت بهعنوان طرف اصلی در معامله سیاسی و سپس تعیین نوع روابط فیمابین در مرحله آینده حمایتمیکنند اما اسلامگرایان رادیکال، حکومت را فاسق و نامشروع دانسته، خواستار تحول اساسی در مشروعیت حکومت هستند و جریانی سوم که میتوان آنها را اصلاحطلبان سیاسی نامید از اصلاحات سیاسی در این کشور و تشکیل حکومتی مشروطه در اردن طرفداریمیکنند.

اهداف گروه اصلاحطلب مبنیبر لزوم ایجاد تغییرات عمیق در قواعد بازی فعلی و انتقال از مشارکت جزئی به مشارکت کامل، از طریق اجرای بند مربوط به ایجاد نظام پارلمانی در حکومت با تأکید بر این سه اصل است: بازگرداندن اعتبار به نهادهای قانون اساسی، تثبیت اصل جدایی و استقلال قوا و تأکید بر اصل «امت بهعنوان منبع قدرت و اختیارات»؛ بهمنظور تحقق این اهداف، آنها معتقدند که «مبارزه نرم» جماعت، کارایی و نتایج لازم را ندارد و تنها راهحل، رویآوردن به مبارزه سخت است؛ برای این منظور باید سقف گفتمان سیاسی و انتقادها را به همراه گسترش اعتراضها تاحد خطوط قرمز بالا برد، نباید بار سنگین طرح اصلاحطلبی را تنها بر دوش اخوان گذاشت بلکه باید تمام ایدئولوژیها، مکاتب و مشارب سیاسی و فکری مختلف را (که قائل به لزوم اصلاحات سیاسی هستند) با خود همراهکرد (محمد و دیگران، 1390: 174).

بهنظرمیرسد این رویکرد نقشی بزرگ در گفتمانها و مباحث درونی اخوان داشتهاست بهطوریکه «دایره سیاسی» اخوان هنگامیکه جماعت در بیانیهای به تشریح برنامه خود برای مرحله تحریم پرداخت، به مواردی بهعنوان خواستههای اخوان از دولت اشارهکرد که همان خواستههای اصلاحطلبان بود؛ درخواستهای جماعت در این بیانیه عبارتبودند از: انجام اصلاحاتی در قانون اساسی که باعث احیای توازن و تعادل میان سه قوه شود، وضع قوانینی برای اجرای انتخاب نخستوزیر و هیئت دولت از طریق برگزاری انتخابات عمومی، لغو قوانین و مصوباتی که آزادیهای عمومی را محدودمیکنند، وضع قانون انتخابات جدید بهنحویکه امکان رقابت حزبی و نیز رقابت میان فهرستها و گردش قدرت را فراهمکند.

چنانکه ملاحظهمیشود، مهمترین نکتهای که در این برنامه مطرح شدهاست، موضوع اصلاحات سیاسی بهعنوان اصلیترین خواسته و اولویت حرکت اسلامی و سپس اصلاحات قانون اساسی، انتخابات نخستوزیر، گردش قدرت و رقابت حزبی است؛ این اصلاحات، همگی گویای بروز تحولی ضمنی در دیدگاه و نگرش این حرکت اسلامی نسبتبه مسائل داخلی است (محمد و دیگران، 1390: 155).

بنابراین، جریان اسلامگرای اخوان بهعنوان مهمترین جریان سیاسی- اسلامی در اردن هماکنون بهطور عمده، خواستار اصلاحات سیاسی جدی و اساسی در کشور و ایفای نقش جدی مردم در حکومت است و از روشهایی مختلف برای رسیدن به این هدف حمایتمیکند.[9]

در جریان انقلابهای جهان عرب از سال 2011، اخوانالمسلمین و شاخه سیاسی آن، جبهه عمل اسلامی نیز با تظاهرکنندگان اردنی، همراه شد و در ساماندهی مطالبات سیاسی ایشان مشارکتداشت (Ottaway and Hamzawy 2011:10) و البته این مطالبات هیچگاه به سمت درخواست سرنگونی رژیم پادشاهی یا خاندان هاشمی اردن پیشنرفت بلکه رهبران اخوان، بهعنوان نمونه حمزه منصور، دبیر کل جبهه عمل اسلامی، همچنان بر اعلام وفاداری خود به رژیم و خاندان حاکم اصرارداشتند (اسشنکر و پولاک،2:2011).

حزب عمل اسلامی بهعنوان نماینده سیاسی جریان اخوان از نظر فکری در سالهای گذشته به تحولی اساسی، دچار شدهاست ازجمله اینکه تا سال 2007، دعوت به پیادهکردن شریعت اسلامی، بخشی از مرامنامه جبهه عمل اسلامی اردن بود؛ اما از این سال، این حزب، موضوع حمایت از قانون شریعت را از مرامنامه خود حذفکرد و بهجای آن، دیدگاه حزب را منبعث از اهداف غایی و اصلی شریعت مانند محافظت از زندگی، خرد، آزادی، مالکیت و حرمت انسان اعلامکرد (کرزمن،17:2008)؛ همچنین مرامنامه جبهه عمل اسلامی اردن در سال 1989 متضمن «پشتیبانی از جنبشهای جهادی در دنیای اسلام» است؛ بااینحال، مرامنامههای منتشرشده این حزب در سالهای بعد (1993، 2003 و 2007)، دیگر دربرگیرنده این فراز نیستند، اگرچه به جهاد در فلسطین، عراق و نیز جهاد بهعنوان دفاع ملی اشارهدارند (کرزمن،17:2008).

2- چالشهای فکری میان سلفگرایان سنتی و سلفگرایان تکفیری

اگرچه هر دو گروه از سلفیان در اصول اولیه، منابع و نصوص و نیز پیشینه سازمانی اشتراکدارند، عواملی مهم، آن دو را از هم متمایزمیسازد: جهاد ضد رژیم و مسئله تکفیر (استیمن،15:2008). الألبانی، مؤسس سلفیه اردن، تفکر سلفی جهادی را درخصوص تکفیر و افراطگرایی بر بنیاد فکر خوارج میدانست (ألألبانی، 1997: 13) و معتقد بود که «این گروههای تکفیری که مسلمانان را از دین، خارج میشمرند، اهل رستگاری نیستند بلکه از گمراهانیاند که رسولالله (ص) ما را از آنان باخبرساختهاست» (ألألبانی، 2006: 20).

3- چالشهای فکری میان سلفیان و اخوان

سلفیگری از ابتدای حضور خود در صحنه اجتماعی و سیاسی اردن، مخالفت خود را با جماعت اخوان و افکار آن اعلامکرد که یکی از اسباب اساسی آن، ناسازگاری تفکر الألبانی با کار سیاسی و تحزب، حتی از نوع اسلامی آن، بود؛ سبب دیگر، تهاجم علنی و صریح وی، ضد افکار و باورهای دینی جماعتهای دیگر بود با این استدلال که از لحاظ عملی و نظری، به عقاید و شیوه سلف صالح، ملتزم نیستند (ابورمان و ابوهنیه، 2012: 220).

درواقع، موضع الالبانی نسبتبه اخوان، دو مرحله قابلتفکیک را پشتسرگذاشتهاست: نخست دورهای که الالبانی در سوریه اقامتداشت و ارتباط وی با اخوان دوستانه و همسو بود بهنحویکه در بسیاری از حلقههای درس اخوان در سوریه و اردن شرکتمیکرد و در مجلات آنان ازجمله التمدن الإسلامی مقاله مینوشت و خود وی از این دوران بهعنوان روزگاری که بسیاری از اعضای اخوان در دروس وی حاضر میشدند به نیکی یادکردهاست (الشیبانی، 2004: 1/395)؛ مرحله دوم، پس از استقرار و سکونت الالبانی در اردن در سال 1980 است که طی آن، روابط و مواضع وی در قبال اخوان، تغییرهایی اساسی یافت تاحدیکه جماعت اخوان، اعضای خود را از حضور در مجالس درس و وعظ الالبانی برحذرداشت؛ الالبانی در این دوره بر شکست و فروپاشی اخوان از درون تأکیدمیکند و سبب آن را عدم فهم حقیقت اسلام و شیوه سلف صالح میداند.

یکی از مسائل اساسی که وی و پیروانش ضد اخوان مطرحمیکنند بیعت (با مرشد) در این جماعت است که آن را مصداق بدعت و لذا نامشروع و عامل تفرقه میشمرند و حملاتی گسترده را بر سر آن، ضد اخوان ترتیبدادند (ر.ک.عبدالحمید، 1406 ه.ق.) و شاید بتوان بیشترین هجمه و انتقاد الالبانی و سلفیه سنتی ضد اخوان را به یکی از سردمداران فکری آن، سید قطب، مربوط دانست. الألبانی در مرحله نخست از سید قطب به نیکی و با عنوان «استاد ادیب» یادمیکرد اما در مرحله بعد، انتقادها و موضعگیریهایی شدید نسبتبه او بیانکرد و تألیفهایی بسیار در نقد جریان اخوان متأثر از سید قطب نوشت و تاحد متهمساختن وی به کفر و خروج از دین پیشرفت (ن.ک. البتیری، 2005)؛ ازسویدیگر، گروههای جهادی و سلفی معارض نیز درپی بیرونراندن اخوان از صحنه سیاسی اردن و ایجاد زمینه برای کسب پشتیبانی وسیع مردمی برای خود بهعنوان جایگزین بودهاند، رویکردی که بهنوبه خود به کاهش تأثیر و نفوذ گروههای شبهنظامی جهادی منجرشدهاست (کوپرولو،14:2012).

4- موضع سلفگرایان در قبال حزب التحریر

موضع سلفگرایان سنتی در قبال حزب التحریر نیز بسیار شدید و منتقدانه است چه آنکه الالبانی آنان را جوجههای (فرزندان) معتزله یا به اعتباری، نومعتزلیان میداند که برخلاف کتاب و سنت، عقل را مستند خود در اجتهاد، مواضع و شیوه عمل قرارمیدهند و بدین سبب در دایره بدعت، گرفتار آمدهاند و لذا در شمار گروههای نارستگار و درهلاکافتاده خواهندبود؛ الالبانی، این موضع را بهصراحت در نقد کتاب نظام الإسلام نوشته تقیالدین النبهانی، رهبر جبهه التحریر اعلامکرده و وی و گروهش را به مخالفت با کتاب، سنت و شیوه سلف صالح متهمساختهاست؛ گذشتهازاین، باور این گروه به شیوههای سیاسی و تحزب نیز یکی از نقدهای شدید الالبانی و سلفیان سنتی بر جبهه التحریر بهشمارمیرود (آل عبدالعزیز، 2006: 74 تا 89).

ت- جریانهای اسلامگرا و دولت در اردن

دولت اردن، همواره تلاشکردهاست براساس منافع و مصالح خود از برخی جریانهای اسلامی در مقابل دیگران حمایتکند؛ برای نمونه در دورهای، موج دستگیری افراد وابسته به جریان تکفیری در اردن شدتگرفت و بسیاری از آنان در محاکم قضایی به جرم انجام اقدامهای مسلحانه و ترورهای تکفیری، محکوم شدند؛ در زمانی دیگر به سلفیهای رادیکال، آزادی عمل بیشتری داد (المقدسی، سایت مسلم نت، 2-10-2013) و پادشاه جدید اردن، فرمان عفو عمومی محکومان سیاسی متهم به تروریسم را صادرکرد (ن.ک.عطوان، 2007: 250) یا در دورههایی از سلفیگری سنتی و محافظهکار در مقابل اخوان حمایتکرد (ابورمان و ابوهنیه، 2012: 220). در سالهای اخیر، پادشاهی اردن برای جلوگیری از گسترش فعالیت سلفیان و دیگر گروههای اسلامی، خود را ناگزیر از پشتیبانی و تأمین فضای عمل برای اخوان و حزب سیاسی آن یعنی جبهه عمل اسلامی دیدهاست (کوپرولو،14:2012).

ه- نتیجهگیری

در این مقاله تلاششد، ضمن ترسیم آخرین صفبندی جریانهای سیاسی اسلامگرا در اردن با نگاهی عمیقتر به جنبش اسلامگرایی در اردن به بررسی چالشهای فکری درونی آنها بپردازیم. همانطورکه بیانشد جنبش اسلامگرا در اردن، ماهیتی واحد ندارد و چند جریان مهم شامل اخوانیها، سلفیهای سنتی و سلفیهای تکفیری و حزب التحریریها و جریانی کوچک از نوگرایان میانهرو و عملگرا مانند حزب الوسط را دربرمیگیرد که تفاوتهای فکری مختلفی با هم دارند؛ سلفیگرایان سنتی، اخوانیها را به عدم التزام به سیره سلف و شریعت متهممیکنند و تفکر سلفگرایان جهادی و تکفیری را افراطگرایی بر بنیاد فکر خوارج میدانند و حزب التحریر را پیروان معتزله یا به اعتباری «نومعتزلیان» میدانند که برخلاف کتاب و سنت، عقل را مستند خود در نظر و عمل قرارمیدهند و بدین سبب در دایره بدعت، گرفتار آمدهاند؛ درمقابل نیز این جریانها، سنتگرایان را به محافظهکاری متهمکرده، آنها را عامل مشکلات کشور میدانند.

در همین حال، هریک از جریانهای یادشده در درون خود با چالشهای فکری مختلف و گروهبندیهای درونی مواجهاند که این امور، موجب عدم توانایی آنها در اتخاذ مواضع منسجم و قوی در عرصه سیاسی شده، توانایی قدرت سیاسی آنها را کاهشدادهاند و ازسویدیگر، موجب استفاده دولت از این وضعیت و برخورد دفعی یا جذبی با این گروهها براساس مصالح سیاسی خود شدهاست.

پی نوشت:

[3]. دعوتکنندهایم، نه قاضی

[4]. از ألألبانی، نزدیک به 216 اثر باقیمانده که بیشتر آنها به علم حدیث مربوطاند. درخصوص زندگی، فعالیتها و آثار الألبانی رجوعشود به: سمیر بن أمین الزهیری، محدث العصر الألبانی، دار المغنی للنشر و التوزیع، الریاض، الطبعه الثانیه، ١٤٢١ ه. و إبراهیم محمد العلی، محمد ناصر. الدین الألبانی، محدث العصر و ناصر السنه، دار القلم، دمشق، الطبعه الأولى، ٢٠٠١ و نیز محمد بن إبراهیم الشیبانی، حیاه الألبانی وآثاره و ثناء العلماء علیه، منشورات مرکز المخطوطات والتراث والوثائق، الکویت، الطبعه الثانیه، 2004.

[5]. در این زمینه رجوعشود به بیانیهای که محمد ابراهیم شقراوی، شاگرد الالبانی در جریان جنگ خلیج فارس بدون بیان نام نویسنده با عنوان «هذا بیان للناس» نوشت و منتشرساخت.

[6]. برای آگاهی از افکار و نظریات المقدسی رجوعشود به پایگاه اینترنتی این گروه «منبرالتوحید والجهاد»: /http://www.tawhed.ws .

[7]. منتدی الوسطیه للفکر والثقافه.

[8]. گرچه وزارت کشور اردن اعلامکرده در آن تاریخ از اعطای مجوز تأسیس به این حزب به دلیل ماهیت برنامه اعلامشده آن، سرباززده است (قواس، 2011).

[9]. همزمان با انقلابهای مردمی مصر وتونس در 2011، شهروندان اردنی نیز به وضعیت موجود در کشور اعتراضکردهاند و هر هفته پس از اقامه نماز جمعه شهرهای مختلف این کشور شاهد حضور انبوه شهروندان بوده که خواستار [ایجاد] تغییرهایی اساسی در حوزه اداره کشور شدهاند. همچنین آنها با به آتشکشیدن پرچم رژیم صهیونیستی، خواستار اخراج سفیر رژیم صهیونیستی از امان، لغو پیمان سازش اردن و رژیم صهیونیستی (موسوم به وادی عربه) و قطع کامل روابط با این رژیم جنایتکار شدند؛ دراینمیان، عمده خواسته تظاهرکنندگان برکناری دولت، انحلال پارلمان و ایجاد تحولهایی سریع و عینی برای پیشبرد طرح اصلاحات سیاسی است؛ دراینمیان، جماعت اخوانالمسلمین نیز پابهپای نیروهای سیاسی و جدید مخالف دولت در این تظاهرات شرکتکردند.

فهرست منابع

1- منابع فارسی و عربی

- آل عبد العزیز، موسى بن عبدالله (٢٠٠٦)؛ «المقالات المنجیه فی حزب التحریر والجماعات التکفیریه من المجله السلفیه للإمامین ابن باز والألبانی»، کتاب السلفیه؛ الطبعه الأول، الریاض: دارالبحوث والدراسات المعاصره والتراجم.

- ------------------- (٢٠٠٦)؛ «المقالات السنیه فی حزب التحریر والجماعات التکفیریه»، کتاب السلفیه؛ الطبعه الأولى، الریاض: دار البحوث والدراسات المعاصره والتراجم.

- الألبانی، محمد ناصرالدین (١٩٩١)؛ صفه صلاه النبی صلى الله علیه وسلم من التکبیر إلى التسلیم کأنک تراها؛ الطبعه الأولى للطبعه الجدیده، الریاض: مکتبه المعارف.

- ------------------- (١٩٩٧)؛ فتنه التکفیر، إعداد علی بن حسن عبد الحمید؛ الطبعه الثانیه، الریاض: دار ابن خزیمه.

- الألبانی، محمد بن ناصر و الوادعی، مقبل بن هادی وآخرون (1413)؛ مسائل عصریه فی السیاسه الشرعیه؛ 15جمادى الآخره، العدد الثانی.

- البتیری، وائل (٢٠٠٥)؛ کلمه حق للمحدث الألبانی فی الأستاذ سید قطب؛ الطبعه الأولى، عمان، الأردن: مکتبه البراق.

- أبورمّان، محمد و حسن أبو هنیّه (2012)؛ الحل الإسلامی“ فی الأردن: الإسلامیون والدوله ورهانات الدیمقراطیه والأمن؛ الأردن: مؤسسه فریدریش إیبرت.

- الزهیری، سمیر بن أمین (١٤٢١)؛ محدث العصر الألبانی؛ الطبعه الثانیه، الریاض: دار المغنی للنشر والتوزیع.

- اسپوزیتو، جان ل (1388)؛ دایرهxadالمعارف جهان نوین اسلام (ج 1 و2)؛ ترجمه حسن طارمی و دیگران؛ چ 1، تهران: نشر کتاب مرجع و نشر کنگره.

- سماره، إحسان (١٩٩١)؛ مفهوم العداله الاجتماعیه فی الفکر الإسلامی المعاصر؛ الطبعه الثانیه، بیروت، لبنان: دار النهه الإسلامیه.

- الشیبانی، محمد بن إبراهیم (٢٠٠٤)؛ حیاه الألبانی وآثاره وثناء العلماء علیه؛ الطبعه الثانیه، الکویت: منشورات مرکزالمخطوطات والتراث.

- الطوالبه، عبدالله (2010)؛ الحیاه النیابیه الأردنیه ومراحل تطورها؛ الأردن: منشورات دائره المطبوعات والنشر.

- العبیدی، عونی جدوع (١٩٩٢)؛ حزب التحریر الإسلامی: عرض تاریخی، دراسه عامه؛ عمّان: دار اللواء للصحافه والنشر.

- عطوان، عبد الباری (٢٠٠٧)؛ القاعده: التنظیم السری؛ الطبعه الأولى، بیروت، لبنان: دار الساقی.

- العلی، إبراهیم محمد (٢٠٠١)؛ محمد ناصر الدین الألبانی؛ محدث العصر وناصر السنه، الطبعه الأولى، دمشق، سوریه: دار القلم.

- علی حسن علی عبدالحمید (1406)؛ البیعه بین السنه والبدعه عند الجماعات الإسلامیه؛ الطبعه الأولى، عمان: المکتبه الإسلامیه.

- «لقاء مع الدکتور عبد العزیز الخیاط أجراه فیصل الشبول»، مجله الوسط؛ لندن: 10/7/1995، العدد 189، ص 30.

- مجموعه من المؤلفین (٢٠١١)؛ رماح الصحائف: السلفیه الألبانیه وخصومها؛ الطبعه الثانیه، دبی، الإمارات: مرکز المسبار للدراسات والبحوث.

- محمد، ابراهیم و دیگران (1390)؛ اخوانxadالمسلمین اردن؛ ترجمه گروه ترجمه مؤسسۀ اندیشهxadسازان نور؛ تهران: اندیشهxadسازان نور.

- مصالحه، محمد (1999)؛ التجربه الحزبیه السیاسیه فی الأردن؛ الطبعه الأولى، دار وائل للطباعه والنشر.

- هادی، موسى (٢٠٠٣)؛ محدث العصر الإمام محمد ناصر الدین الألبانی کما عرفته؛ الطبعه الأولى، دار الصدیق، الجبیل، المملکه العربیه السعودیه.

2- منابع انگلیسی

- Abdul Kazem, A, 1997, “The Muslim Brotherhood: Historic Background and Ideological Origin,” in Al-Urdun Al-Jadid Research Centre, Islamic Movements in Jordan (Amman: Sindbad Publishing House, 1997), pp. 13-43.

- Eyadat, Z, 1997, “The Islamic Movements and Political Participation”, in UJRC, Islamic Movements and Organisations in Jordan (Amman, Sindbad Publishers, 1997), pp. 143-166.

- Harrigan and El-Said, 2009, “Economic Liberalisation”,. Cited in; Hamed El-Said and James E. Rauch , Education, Political Participation, and Islamist Parties: The Case of Jordan’s Islamic Action Front, Department of Economics, University of Califoia, San Diego, La Jolla, CA, First submitted in June 2011. Modified and resubmitted in August 20.

- Köprűlű, Nur, 2012, Actors and Choices in Jordan, Insight Turkey.

- Kurzman, Charles and Naqvi, Ijlal, 2009, Islamic Political Parties and Parliamentary Elections, 2008, University of North Carolina, Chapel Hill, United States Institute of Peace, Working Paper.

- Ottaway, Marin & Hamzawy, Amr, 2011, “Protest Movements and Political Change in the Arab World”, Caegie Endowment, Policy Outlook, available:

http://caegieendowment.org/files/OttawayHamzawy_Outlook_Jan11_ ProtestMovem ents.pdf - rev. 11-11-0.

- Schenker, David & Pollock, David, 2011, Jordan: Heightened Instability, But Not Yet a Major Crisis, The Washington Institute, Policy Watch No. 1748, at:

http://www.washingtoninstitute.org/templateC05.php?CID=3298 – rev. 11-11-05.

- Stemman, Juan Jose Escobar. 2008, Islamic Activism in Jordan, Athena Intellectual Jour, Vol. 3, No 3, pp. 7-18

3- منابع الکترونیکی

- مقابله مع شریف عبدالفتاح (أبو أشرف)، فی منزله بالزرقاء، بتاریخ ١٨-8-2009 (مندرج در: ابورمان، 2012: 291)

- المقدسی، أبو محمد، الثبات الثبات فی زمن التراجعات، على موقع المسلم، الرابط التالی:

http://www.muslm.net.

http://www.muslm.net.

نویسندگان:

یحیی فوزی: استادیار علوم سیاسی/ دانشگاه بین المللی امام خمینی

سید عباس هاشمی

دو فصلنامه جامعه شناسی سیاسی جهان اسلام دوره 3، شماره 6، بهار و تابستان 1394.

انتهای متن/

http://fna.ir/7VQHYS

اخبار مرتبط

جریانهای سیاسی اسلامگرا در اردن95/02/05 - 04:20

دیدگاه ایرانی...

ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 135 تاريخ: دوشنبه 6 ارديبهشت 1395 ساعت: 7:29

صفحه بندی