
2. کاربرد آثار هنری در مسئله مهدویت
آنچه در بخش پیشین ذکر شد، طرح مسئله مهدویت و تعامل آن با هنر در بستر تجربه هنری هنرمند بود؛ به این صورت که هنرمند _ که مهمترین عنصر خلق اثر هنری است _ چگونه میتواند با مهدویت در تجربه هنری خود ارتباط برقرار کند و تعامل این دو مفهوم با یکدیگر در تجربه هنرمند و در مقام خلق اثر هنری چگونه خواهد بود؟ اما در اینجا سؤال دیگری مطرح است، مبنی بر این که چگونه نهادهای هنری از جمله حکومت دینی، مؤسسهها، فعالان فرهنگی و ... _ که شاید خود خالق آثار هنری نباشند _ میتوانند از هنر در حوزه مهدویت استفاده کنند و هنر در راستای جلوهبخشی به مهدویت و در تربیت دینی مردم چگونه قابل استفاده است؟ در این بخش بحث درباره سفارش اثر هنری است که توسط متولیان فرهنگی صورت میپذیرد و در واقع آنان هستند که از هنرمندان طلب میکنند که اثری را بیافرینند.
البته گفتنی است همانطور که اشاره شد، در قدم نخست، اثر هنری منسوب به خالق آن است و دغدغههای هنرمند مهمترین پشتوانه خلق آثار فاخر به شمار میرود؛ اما نباید این نکته را فراموش کرد که در بسیاری از موارد، آثار کلان و پروژههای بزرگ هنری همواره در طول تاریخ توسط حامیان و سفارشدهندگان هنری از جمله حکومتها، دولتها، شاهزادگان و اشراف امکانپذیر بوده است و نباید زمینههای اجتماعی، سیاسی، مالی و اقتصادی شکلگیری اثر هنری را نادیده گرفت. بسیاری از آثار هنری در تاریخ هنر اسلامی در دربار و با حمایت افرادی همچون نظامالملک، رشیدالدین، شاهرخ، شاه طهماسب، شاه عباس و... تحقق یافته است؛ بهویژه در دوران ما _ که تولید برخی از آثار هنری همچون هنرهای نمایشی در حوزه سینما و تلویزیون، از روند بسیار پیچیدهای برخوردار است و نیازمند حمایت و پیگیری عوامل، عناصر و شرایط متعدد مالی، هنری، علمی است _ نمیتوان این را نادیده گرفت که خلق اثر هنری کاری جمعی و گروهی همراه با حمایتهای متعدد است، به طوری که خلق اثر هنری را نمیتوان تنها یک تجربه خصوصی و انفرادی دانست، بلکه در شکلگیری آن، افراد متعددی دخالت دارند که این امر اثر هنری را از عرصه تجربه خصوصی و انفرادی خارج میسازد. بنابراین آنچه درباره تجربه هنرمند گفته شد، بیشتر در آنجایی است که اثر هنری مبتنی بر فکر و اندیشه یا احساس فرد است و این امر تا به امروز نیز صدق میکند. برای مثال، یک ایده هنری باید به فکر یک شخص برسد، اما تولید و آفرینش هنری بهویژه در هنرهای پرهزینه مثل هنرهای ترکیبی همچون سینما که مجموعهای از تمام هنرهاست، تنها به مانند یک نقاشی یا شعر، به حس و ذوق فرد وابسته نیست و چهبسا تولید یک فیلم در دوران ما علاوه بر هنر، نیازمند عناصر تکنیکی فراوانی باشد که باید توسط افراد و سازمانهای متعددی فراهم گردد و چهبسا بر خلاف تجربه هنرمند _ که پیش از این بیان شد _ اثر فاخر هنری در این عرصهها، موفقیت و شکوه خود را مدیون مجموعه عوامل دستاندر کار باشد. بنابراین ارزشمند بودن آثار هنری در دوران ما افزون بر تجربه هنرمند نیازمند عوامل دیگری است که شاید مبتنی بر سفارش باشد و این سخن متضاد با گفتههای پیشین نیست که ارزش اثر هنری را مبتنی بر تجربه هنرمند دانستیم.
در واقع هیچگاه نمیتوان پیوند میان هنر و قدرت _ اعم از سیاسی و دینی _ را نادیده گرفت و همواره در طول تاریخ این دو مفهوم با یکدیگر پیوند و ارتباط داشتهاند و حاکمان سیاسی و یا عالمان دینی میدانستند که هنر موجب تحکیم و تثبیت قدرت سیاسی و دینی میشود. بنابراین در راستای خلق آثار هنری نمیتوان حتماً انتظار داشت که هنرمند شخصاً به موضوع اثر هنری تعلق خاطر داشته باشد و چهبسا میتوان هنرمندان را به خدمت گرفت و از آنها استفاده کرد. البته _ همانطور که گفته شد _ خلق آثار فاخر هنری معمولاً توسط کسانی است که خود دلداده یک اندیشه باشند؛ اما اگر هم اینچنین نبود، نمیتوان قدرت و پتانسیل هنر را نادیده گرفت و از آن استفاده نکرد. در واقع در طول تاریخ، قدرتهای سیاسی یا قدرتهای مذهبی به واسطه آثار هنری جاودانی میشوند، چنانکه تاریخ حیات آنان امروزه به دست ما رسیده است؛ حال چه هنرمند معتقد به آن اثر هنری باشد یا نباشد.
در این معنا هنر به معنای مطلق مورد نظر است؛ یعنی مجموعه آثار هنریای که جامعه و نهادهای فرهنگی معتقد به مهدویت میتوانند درباره مسئله مهدویت داشته باشند و اینکه چگونه میتوان به مسئله مهدویت در عرصه فرهنگ توجه داشت و چه رویکردی باید نسبت به هنر مهدوی اتخاد کرد. در این بخش پرسشهای ذیل مطرح است
1. کدام هنرها از جمله هنرهای نمایشی، تجسمی، ادبی یا موسیقایی، قابل استفاده در عرصه مهدویت هستند؟ در واقع یکی از پرسشهای اساسی این است که آیا در طرح و ساخت آثار هنری مهدوی تنها از بعضی از هنرها میتوان بهرهبرداری کرد یا اینکه هیچ محدودیتی در این عرصه نیست و همه هنرها قابلیت ارتباط با مسئله مهدویت را دارند؟
به طور اجمال باید اشاره کرد که در پاسخ به این پرسش که آیا تمامی هنرهای چهارگانه مذکور توانایی کاربرد در عرصه مهدویت را دارند یا خیر، میتوان گفت هرچند در این امر اختلاف نظرهایی به چشم میخورد، اما مسلّم این است که اگر هنری از منظر شریعت دارای حلّیت باشد، قابلیت استفاده شدن در خلق اثر هنر مهدوی را دارد، به طوری که در طول تاریخ تمدن اسلامی همواره از تمامی هنرهای مشروع در خلق آثار مهدوی استفاده شده است و به طور کلی هیچ هنری وجود ندارد که بتوان گفت شایستگی ارتباط با هنر دینی و مهدوی را نداشته و به طور کامل نهی شده باشد.
اما با توجه به مشروعیت و حلیت تمامی این هنرها به طور کلی، پرسش دوم پس از این مسئله مطرح میشود.
2. آیا در بیان سوژههای مذهبی و اسلامی همچون مهدویت، هنر خاصی یا سبک و شیوه خاصی مناسب است، یا هر هنر و هر سبک و فرمی نیز قابلیت به کار گرفته شدن در آثار مهدوی را دارد؟
در این مسئله میان پژوهشگران عرصه هنر اسلامی اختلاف نظرهایی وجود دارد. برخی از اندیشمندان سنتگرا معتقدند بعضی از هنرها همچون سینما توانایی حمل مفاهیم قدسی و سنتی را ندارند و سینما را ذاتاً هنر دنیوی و سکولار میدانند. در واقع از نظر آنان هنری که صورت و محتوای آن فاقد مضامین قدسی باشد، هنر دنیوی است و هنری که تنها به لحاظ مضمون از دین الهام گرفته، هنر دینی است و هنری که از دو عنصر استفاده کرده باشد، هنر مقدس است؛ هر چند طرح موضوعات مذهبی از جمله زندگی پیشوایان دین را در سینما ممکن میدانند، اما آن را مطلوب و متناسب با گوهر ادیان یا به تعبیر پیشین هنر قدسی نمیدانند (بورکهارت، 19 (ع)). در واقع سنتگرایان سینما را سازگار با هنر سنتی و قدسی نمیدانند و معتقدند ذات و گوهر سینما توانایی حمل مفاهیم سنتی را ندارد. آنان سینما را محصول دنیای سکولار و مدرن و ذات آن را دنیوی میدانند و اثر سینماییای را که تنها به بیان و توصیف شخصیتها و موضوعات مذهبی بپردازد، صرفاً هنر دینی _ نه هنر سنتی و هنر قدسی _ میخوانند. از نظر آنان هنر سنتی و هنر قدسی مهمترین و ایدهآلترین هنرهای متناسب با ذات و گوهر ادیان شمرده میشود.
بعضی دیگر نیز بیتوجه به سخن گروه پیشین، سینما را قابل استفاده در کارکردهای دینی و اعتلای مفاهیم مذهبی میدانند و سنتی نبودن یا قدسی نبودن سینما را دلیل بر استفاده نکردن از این رسانه تلقی نمیکنند. این افراد نیز با وجود اعتقاد به اهمیت و کارکرد سینما نیز خود به چند دسته تقسیم میشوند. از جمله برخی بر این باورند که در تمام هنرها، هر سبک، شیوه و ساختاری نیز توانایی و شایستگی این را ندارد که الگو و چارچوبی برای طرح شخصیت امامان و از جمله امام مهدی(عج) باشد. از این دیدگاه تنها بعضی از سبکها و ساختارها برای بیان آثار دینی و خصوصاً نشان دادن پیشوایان دینی مناسب است. برای مثال، این طیف در سینما بر این باورند که پیشوایان دینی را نباید در روند خطی داستان و روایت فیلم _ که محور سینما و فیلم شناخته میشود _ مطرح کرد، بلکه بدون اینکه شخصیت معصومین زمینی شود و در داستان به نمایش درآید، باید روایت فیلم درباره یکی از عناصر و ماجراهای پیرامونی شخصیت پیشوایان دینی باشد که در ضمن آن، به شخصیت و وجود معصوم اشاره شود. به دیگر سخن، معصوم نباید در یک فیلم ظهور فیزیکی و بازنمایانه داشته باشد و شخصیت آنان زمینی و تجسمی گردد، اما میتواند حضور غیرمستقیم داشته و در روند داستان اثرگذار باشد. بر این اساس گفته شده است که بعضی از هنرها و گاه بعضی از سبکها و شیوههای هنری بر اساس مبانی فکری طیفی از اندیشمندان دینی قابل استفاده در سوژههای دینی از جمله مهدویت نیست.
افزون بر محدودیت در استفاده از هر نوع هنر در نشان دادن معصومین(ع) و از جمله امام مهدی(عج) نیز این بحث درباره سبکها و فرمهای هنری نیز به قوت خود قابل طرح است که آیا مسلمانان در هنر از جمله در عرصه هنرهای تجسمی، ادبی، نمایشی و موسیقایی نیز میتوانند از هر سبکی نیز در طرح موضوعات اسلامی کمک گیرند و آیا توان و قابلیت بهرهبرداری از هر سبکی در طرح موضوعات اسلامی وجود دارد یا خیر؟ در پاسخ به این پرسش نیز رویکردهای متفاوتی میان پژوهشگران هنر اسلامی وجود دارد؛ از جمله برخی اندیشمندان بر این باورند که بعضی از سبکها به طور مثال در هنرهای تجسمی نیز همچون سمبولیسم، انتزاعی و... شایسته و مناسب برای طرح موضوعات در هنر اسلامی و سوژههای اسلامی هستند یا کارایی بیشتری دارند و بعضی از سبکهای دیگر را مناسب نمیدانند و یا بر این باورند که هر سبک موسیقایی شایسته بهرهبرداری در مسئله مهدویت نیست. آنان به طور کلی بعضی از سبکها و الگوها را مناسب طرح مهدویت میدانند و بعضی دیگر را غیرمتناسب میدانند.
. بررسی رابطه مهدویت و هنر در تاریخ تمدن و فرهنگ اسلامی و در عرصه تاریخ هنر
از جمله بحثهایی که در عرصه هنر مهدوی قابل توجه است و باید به آن پرداخت، بررسی تاریخی و تمدنی این مسئله در گذشتۀ سرزمینهای اسلامی است. بر خلاف بحثهای پیشین _ که به دنبال راهکارها و رویکردهای طرح مسئله مهدویت در هنر بود و به دنبال پاسخ به این پرسش بود که چگونه میتوان تعامل میان هنر و مهدویت را در تجربه هنرمند و یا در نهادهای هنری ایجاد نمود _ بحث حاضر مبتنی بر بررسی تاریخی فرهنگ و تمدن اسلامی و نیازمند پژوهش در این عرصه است تا مشخص شود که در گذشته چه آثاری در باره امام مهدی(عج) آفریده شده است.
با بررسی تاریخ تمدن اسلامی دیده میشود که آثار هنری درباره شخصیت بعضی از پیشوایان دینی دارای تاریخ و پیشینه قویتری است و آثار خوبی درباره آنها آفریده شده است. برای مثال، درباره شخصیت پیامبر اسلام(ص)، امام علی و امام حسین(ع) نیز آثار درخور توجهی آفریده شده است. حتی بر اساس یک رخداد، یعنی معراج پیامبر(ص) کتابی با نام معراجنامه گردآوری شده است که همۀ آثار نقاشی و نگارگری بر محوریت این رخداد دینی را دربر میگیرد (سگای، 185) و مؤلف آن کتاب، کلیه آثار تجسمی را که هنرمندان مسلمان درباره معراج پیامبر اسلام آفریدهاند، جمعآوری کرده است. همچنین درباره اشعاری که پیرامون امام علی و امام حسین(ع) سروده شده، کتابهای فراوانی نیز گردآوری شده است. به همین صورت نیز نیازمند پژوهش درباره آثار ادبی، تجسمی، نمایشی و موسیقایی درباره شخصیت امام مهدی(عج) هستیم و این امر از جمله فعالیتها و تحقیقات مورد نیاز تاریخ فرهنگ اسلامی است.
این پژوهش از فواید و کارکردهایی برخوردار است؛ از جمله مشخص میشود که در گذشته میزان توجه مسلمانان به مسئله مهدویت در چه سطحی بوده است و حتی میتوان برآوردی از مفهوم انتظار و توجه به امام عصر(عج) نیز در دورههای متفاوت داشت و اینکه مهدویت چه به صورت تجربههای هنری هنرمندان و یا به صورت سفارش، چه جایگاهی در نزد هنرمندان، توده مردم، عالمان دینی و حاکمان داشته است. این ارزیابی برای بررسی کمّی و کیفی میزان معرفت عمومی مردم به مسئله مهدویت و نیز از جنبه آسیبشناسی مهم است و همانطور که در بخش پیشین تذکر داده شد، این امر مشخص میکند که معرفت مردم درباره امام از چه کیفیتی برخوردار است و اینکه چرا در گذشته یا در دورههایی توجه به امام بیشتر یا کمتر بوده است و چه موانع یا عوامل مثبتی این توجه یا بیتوجهی را ایجاد کرده است.
امروزه بررسی تاریخی و پسینی از هر پدیده به این سبب صورت میپذیرد که وضعیت آن مسئله در گذشته مشخص شود و نقشه راه برای آینده گردد. بررسی تاریخی معمولاً برای جوامعی که به رشد و توسعه میاندیشند از کارکردهای عملی و اهمیت ویژهای برخوردار است و صرفاً یک نوع آگاهی نظری نیست. بررسی مقایسهای مسئله مهدویت در گذشته و در دوران سلسلهها و حاکمان پیشین و حتی مقایسه با دوره کنونی و محاسبه شاخصها، عوامل مفید و منفی طرح مهدویت و اینکه در هر دورهای طرح مهدویت چه تهدیدها، فرصتها، کارکردها و آفاتی داشته است، از جمله نکات مهم بحث است؛ چنانکه بعضی از پژوهشگران بر اساس این پژوهش در گذشته به این باور رسیدهاند که طرح مهدویت در هر دوره لزوماً به معنای تحقق کارکرد این بحث و همراه با رشد فرهنگی نبوده است، بلکه گاه همراه با آسیبها و مضرات بوده است. برای مثال، طرح مسئله مهدویت توسط مدعیان دروغین مهدویت در گذشته، نگاه آسیبی به طرح مسئله بوده است. بر این اساس بعضی بر این باورند که طرح مهدویت توسط بعضی از نهادها یا شخصیتها، آسیبهایی را همواره در بعضی از دورهها به همراه داشته است. از اینرو نمیتوان گفت که همه آثار هنری درباره مهدویت از جمله فیلمهای مستند، داستانی، تئاترها، برنامههای ترکیبی، اخبار و گزارش، مصاحبه و... در دهههای اخیر در هنر و رسانه بهویژه در جهان غرب لزوماً به معنای ترویج و تشویق مهدویت بوده است؛ بلکه بر عکس، به نظر میرسد جنبههای آسیبی داشته و در خدمت تحقیر و توبیخ مهدویت به کار رفته است. بنابراین باید خصوصاً در دوران جدید طرح مسئله مهدویت یا هنر مبتنی بر مهدویت را با دقت بیشتری مورد توجه قرار داد و بررسی پیشینه مسئله مهدویت چه در تاریخ هنر و تمدن اسلامی و چه در تاریخ جوامع غربی میتواند به این مسئله کمک درخور توجهی کند.
نتیجه
در این نوشتار تلاش شد در سه ساحت از زندگی هنرمندان مسلمان _ یعنی در ساحت تجربه هنری، سفارش هنری و هنر در تمدن و فرهنگ اسلامی _ به بررسی وضعیت و موقعیت مهدویت پرداخته شود و بهویژه کوشش گردید اهمیت و ارزش مهدویت را در تجربه هنری هنرمند مورد دقت و کاوش قرار دهیم. همچنین گفته شد هنگامی میان آثار فاخر مهدوی در عرصه هنر و سبک زندگی اسلامی ارتباط برقرار میشود که میان روح و تجربه هنری هنرمند با معرفت وی به موقعیت و منزلت مهدویت در فرهنگ اسلامی بهویژه در معرفتشناسی اسلامی و عرفان شیعی گره زده شود؛ به طوری که اگر هنرمند مسلمان جایگاه مهدویت را در منظومه فکری اسلام و مسلمانان و در چارچوب و متن دین تشخیص دهد، معطوف به او خواهد شد و میکوشد مسئله امام معصوم را در تجربههای عرفانی و هنری خود دخالت دهد. بیتردید بهترین آثار مهدوی در عرصه هنر آن دسته از آثاری است که بر اساس این تجربه شهودی و خصوصی هنرمند آفریده شده است و هنرمند خود شخصاً دغدغه موضوع را داشته باشد.
بیتردید بحثهای دیگری در عرصه نسبت میان هنر و مهدویت وجود دارد _ که در نوشتار دیگری به آنها پرداخته میشود _ از جمله این پرسش که آیا هنر مهدوی در دوران ما که عصر پستمدرن است و دارای ویژگیهای فلسفی و اجتماعی خاص خود است _ قابل جمع است یا خیر؟ یا این پرسش که در دوره جمهوری اسلامی _ که یک حکومت دینی است و به مسئله مهدویت نیز توجه دارد _ مهدویت در آثار هنری چه موقعیتی دارد و آیا جایگاه و منزلت خاصی پیدا کرده است یا خیر که هر یک از این پرسشها مقالات مستقل دیگری را میطلبد.
منابع
_ آملی، سید حیدر، جامع الاسرار و منبعالانوار، تصحیح هانری کربن و عثمان یحیی، ترجمه سید جواد طباطبایی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 18ش.
_ بورکهارت، تیتوس، هنر مقدس، ترجمه جلال ستاری، تهران، انتشارات سروش، 19ش.
_ جیمز آلفرد، مارتین، زیباییشناسی فلسفی از مجموعه فرهنگ و دین، ترجمه مهرانگیز اوحدی، تهران، طرح نو،1(ع)4ش.
_ دیویی، جان، هنر به منزله تجربه، ترجمه مسعود علیا، تهران، ققنوس، 191ش.
_ سجادی، سیدجعفر، فرهنگ علوم عقلی، تهران، انجمن حکمت و فلسفه ایران، 11ش.
_ سگای، ماری رز، معراجنامه سفر معجزهآسای پیامبر، ترجمه مهناز شایستهفر، تهران، مؤسسه مطالعات هنر اسلامی، 185ش.
_ سوزوکی، دایستز تیتارو، ذن و فرهنگ ژاپنی، ترجمه ع. پاشایی، تهران، نشر میترا، چاپ اول، 1(ع)8ش.
_ الشیبی، مصطفی کامل، الصله بین التشیع و التصوف، بیروت، دارالاندلس، چاپ سوم، 1982م.
_ شیرازی (صدرالمتألهین)، صدرالدین محمد بن ابراهیم، شرح اصول کافی، ترجمه و تعلیق محمد خواجوی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1ش.
_ فراری، آنا اولیور، نقاشی کودکان و مفاهیم آن، ترجمه عبدالرضا صرافان، تهران، چاپخانه دیبا، 18ش.
_ کربن، هانری، تخیل خلّاق در عرفان ابنعربی، ترجمه انشاءالله رحمتی، تهران، نشر جامی، 18ش.
_ گات، بریس، دانشنامه زیباییشناسی، سرویراستار مشیت علایی، تهران، فرهنگستان هنر، 189ش.
_ موسوی گیلانی، سید رضی، درآمدی بر روششناسی هنر اسلامی، قم، نشر ادیان و مدرسه اسلامی هنر، 190ش.
_ نقیبزاده، میرعبدالحسین، نگاهی به نگرشهای فلسفی سده بیستم، تهران، انتشارات طهوری، 18(ع)ش.
_ هایدگر، مارتین، سرآغاز کار هنری، ترجمه ضیاء شهابی، تهران، انتشارات هرمس، 1(ع)9ش.
نویسندگان:
سیدرضی موسوی گیلانی، سیدجعفر موسوی
فصلنامه مشرق موعود شماره 31
انتهای متن/
http://fna.ir/F9VMBW
اخبار مرتبط
جایگاه مهدویت در تجربه هنری هنرمند95/02/12 - 06:46
دیدگاه ایرانی...
ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
بازدید: 118
تاريخ: دوشنبه
13 ارديبهشت
1395 ساعت: 9:47