مقام معظم رهبری در سالهای اخیر، در حوزه اقتصاد مقاومتی یک «سه گانة مفهومی» را مطرح کردند که نام این سه گانة مفهومی را می توان «مبنای اقتصادی انقلاب اسلامی» گذاشت. بخش اول؛ این سه گانه، «الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت» است که در واقع یک الگو و نظام جدید برنامه ریزی بوده، نظریة جدید در حوزه اقتصاد نیست و در همة پیشرفت است. البته این صرفا حوزههای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مرتبط خواهد بود. بخش دوم؛ این سه گانة مفهومی، «جهاد اقتصادی» است که یک رویکرد فرهنگی به اقتصاد دارد. بخش سوم؛ اقتصاد مقاومتی است. نوشتار پیش رو تبیینی است کوتاه از بخش اول و دوم این سه گانه که شامل الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و جهاد اقتصادی می شود.
الف) الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت
تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت که به تعبیرمقام معظم رهبری در حکم ریل گذاری نظام اســت، دردهه چهارم انقلاب یک ضرورت اجتناب ناپذیراســت. در این الگو، خلاف الگوهای غربی، مسائلی از جمله بعد روحانی انسان و اینکه این الگو خواستار تحقق حیات طیبه اســت که در آن انسان خلیفه خداســت، مطرح مى شود. اگردر طول تاریخ فلاسفه بزرگــی مدینــه فاضله را به عنوان هــدف طراحی کرده اند امادر ایــن الگومدینه فاضله وسیله ای است برای رسیدن انسان به کمال مطلوب که همان مقام قرب الهی است.
1- «ساخت مادی» توسعه و «ساخت معنوی» پیشرفت
بین پیشــرفت و توســعه تفاوت هایی وجوددارد. پیشرفت از نظرکیفی، فاصله گرفتن از الگوهای غربی اســت. الگوی غربی ّکمی اســت ولی الگوهای مادر عین کمیت، کیفیت هم دارد، به این معنی که الگوهای غربی بیشــتر در فضای انسان شناسی، جامعه شناسی وتمدن غربی قراردارد، ساخت غالب برآن، ساخت مادیاست. پس معنای توسعه از نظر غرب، برنامه ریزی برای ســاخت بعد مادی است وآنچه این تمدن را به جلو برد بعد مادی انسان است. اومانیسم به عنوان یکی از مبانی این الگوها انسان را از حقیقت قدسی و ملکوتی خودش دور کرده است. اما در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تمام چیزهایی که برای این انسان درنظرگرفته می شود، همه دور یک محور می چرخد که آن، محور توحید اســت و به نگاه توحیدی به انسان می شود و ارزش های انسان بر اساس همان ارزش های توحیدی تعریف می شــود. البته در این الگو درکنار ساخت قدسی، ساخت مادی نیزدیده شده است. پس یک تفاوت این الگو با الگوهای غربی این اســت که در الگوهای غربی، ســاخت مادی غلبه دارد و انسان یک وجهی دیده می شود ولی در الگوی توحیدى، انسان، جامعه و تمدن ساختی روحانی و معنوی دارد.
رهبر فرزانهی انقلاب هوشیارانه نوع «توسعه تک بعدی » یعنی توسعه صرفا مادی و سکولار را برنمیتابند و در مقابل آن، مفهوم «پیشرفت» را مطرح میکنند؛ پیشرفتی همهجانبه و جامع که همهی شئون جامعه، اعم از مباحث فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را در بر گیرد و اخلاق و معنویت آن برگرفته از فطرت توحیدی انسان باشد. برای این منظور نیز ایشان در تبیین عبارت «پیشرفت» میفرمایند: «اولاً کلمهى پیشرفت را ما با دقت انتخاب کردیم؛ تعمداً نخواستیم کلمهى توسعه را به کار ببریم. علت این است که کلمهى توسعه یک بار ارزشى و معنایى دارد؛ التزاماتى با خودش همراه دارد که احیاناً ما با آن التزامات همراه نیستیم، موافق نیستیم. ما نمیخواهیم یک اصطلاح جاافتادهى متعارف جهانى را که معناى خاصى را از آن میفهمند، بیاوریم داخل مجموعهى کار خودمان بکنیم. ما مفهومى را که مورد نظر خودمان است مطرح و عرضه میکنیم؛ این مفهوم عبارت است از پیشرفت.» (10/9/89)
2- چرایی ضرورت پیشرفت با مفهوم اسلامی
تأکید بر استفاده از واژهی «پیشرفت» با مفهوم اسلامیـ ایرانی در لسان رهبر معظم انقلاب به خاطر جلوگیری از افتادن الگوی پیشرفت در پارادایم توسعه است و لذا ایشان دربارهی ضرورت آن میفرمایند: «چرا لزوم این کار را باید بیان کرد؟ خیلى ساده است؛ به خاطر اینکه امروز در چشم بسیارى از نخبگان ما، بسیارى از کارگزاران ما، مدل پیشرفت صرفاً مدلهاى غربى است؛ توسعه و پیشرفت را باید از روى مدلهایى که غربى ها براى ما درست کرده اند دنبال و تعقیب کنیم. امروز در چشم کارگزارانِ ما این است و این چیز خطرناکى است؛ چیز غلطى است؛ هم غلط است، خطاست، هم خطرناک است... آنچه که موجب میشود ما الگوى غربى را براى پیشرفت جامعه ى خودمان ناکافى بدانیم در درجه ى اول این است که نگاه جامعه ى غربى و فلسفه هاى غربى به انسان ـ البته فلسفه هاى غربى مختلفاند، اما برآیند همه ی آنها این استـ با نگاه اسلام به انسان، به کلى متفاوت است؛ یک تفاوت بنیانى و ریشه اى دارد. لذا پیشرفت، که براى انسان و به وسیله ى انسان است، در منطق فلسفه ى غرب معناى دیگرى پیدا میکند، تا در منطق اسلام؛ پیشرفت از نظر غرب پیشرفت مادى است... پیشرفت وقتى مادى شد، معنایش این است که اخلاق و معنویت را میشود در راه چنین پیشرفتى قربانى کرد. یک ملت به پیشرفت دست پیدا کند، ولى اخلاق و معنویت در او وجود نداشته باشد، اما از نظر اسلام پیشرفت این نیست. البته پیشرفت مادى مطلوب است، اما به عنوان وسیله. هدف، رشد و تعالى انسان است.»(24/2/86)
3- معنویت و اخلاق مهمترین سرفصل شاخص های پیشرفت
بنابراین مهمترین سرفصل شاخصهای پیشرفت، که مقام معظم رهبری به حق بر آنها تأکید دارند، «معنویت» و «اخلاق» است. البته ایشان به علت جامعیت نگاهی که در رهبری نظام اسلامی دارند، در مقاطع مختلف به تناسب نیازهای جامعه، شاخصهای مختلف و زیادی را برای پیشرفت مطرح نمودهاند، ولی همهی آنها با محوریت تأمین یک نیاز اساسی بیان میشود و آن دمیدن «روح معنویت و دین» در تدوین الگوی پیشرفت است.
مقام معظم رهبری در مقاطع مختلف به تناسب نیازهای جامعه، شاخصهای مختلف و زیادی را برای پیشرفت مطرح نمودهاند اما مهمترین سرفصل شاخصهای پیشرفت، که به حق بر آنها تأکید دارند، «معنویت» و «اخلاق» است.
لذا معظمله در تبیین 4 عرصهی تدوین الگوی اسلامیـ ایرانی پیشرفت، بعد از تشریح عرصههای فکر، علم و زندگی، چهارمین عرصه را «معنویت» ذکر میکنند و در خصوص ضرورت آن در الگوی «پیشرفت» میفرمایند: «عرصهی چهارم که از همهی اینها مهمتر است و روح همهی اینهاست پیشرفت در عرصهی معنویت است. ما بایستى این الگو را جورى تنظیم کنیم که نتیجهی آن این باشد که جامعهی ایرانى ما به سمت معنویتِ بیشتر پیش برود. البته این در جاى خود براى ما روشن است... اما باید براى همه روشن شود که معنویت نه با علم، نه با سیاست، نه با آزادى، نه با عرصههاى دیگر، هیچ منافاتى ندارد؛ بلکه معنویت روح همهی اینهاست»( 10/9/89)
4- مهمترین نقاط افتراق پیشرفت و توسعه
1- عدالت: پیشرفت همراه با عدالت است اما توسعه همواره منهای عدالت بوده است در غرب به عدالت توجه نمیشود و حتی عدالت اجتماعی را مانع توسعه میدانند.
2- الگوی بومی یا غربی: در توسعه، منظور غربیها از توسعه یافتگی مترادف با غربی شدن است،کشورتوسعه یافته کشوری است که کاملا در تمامی ابعاد و عرصهها، فرهنگ و هنجارهای غربی را پذیرفته و بکار بسته است. و از نگاه آنان کشور در حال توسعه به کشوری اطلاق میشود که در حال پذیرش و تحقق و کاربست فرهنگ غرب است اما الگوی پیشرفت، خاستگاه بومی و اسلامی دارد، درآن استقلال همهجانبه محقق میشود.
3- نگاه به انسان: در اسلام هدف از پیشرفت رستگاری و رشد و تکامل و تعالی و آسایش انسان است و انسان را خلیفه و جانشین خداوند میداند و در قانونگذاری، برنامهریزی و اجرا به نیازهای اساسی انسان توجه دارد. اما در توسعه غربی انسان جایگزین خدا قلمداد میشود و خواست انسان را معیار حق میدانند، نسبت به انسان تنها نگاه مادی و ابزاری و دنیوی دارند و به اخلاق و معنویت توجه ندارند.
5- الزامات تحقق الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت
1. تولید علم و لزوم تلاش برای عبور از مرزهای دانش: « خوشبختانه من مىبینم در دانشگاهها تولید علم و لزوم عبور از مرزهاى دانش به یک گفتمان عمومى تبدیل شده. این خیلى براى من خرسند کننده و نویدبخش است. باید اجرائى کنید. این پیشنهادهائى که این عزیزان من در زمینههاى دانش و تحقیق و پژوهش و ایجاد مراکز و نخبهپرورى و ارتباطات و غیره گفتند، همه در جهت همین مسئلهى تولید علم است. این بسیار باارزش است. این راه را باید دنبال کرد.»( 27/ 2/ 1388)
2. استفاده از راه های میان بر برای شتاب بیشتر در مسیر علم آموزی: « امروز سرعت پیشرفت ما خوب است؛ اما با توجه به عقبماندگىهاى گذشته که کشور ما دارد، هر چه سرعتمان بیشتر باشد باز هم زیادى نیست. ما باید خیلى پیش برویم؛ از راههاى میانبر استفاده کنیم؛ از شتابِ فراوان بهره ببریم؛ ما باید در همهى علوم تولید داشته باشیم.»، «البته منظورم فقط هم علوم طبیعى نیست؛ اهمیت علوم انسانى کمتر از آن نیست: جامعهشناسى، روانشناسى، فلسفه. نظریههاى جامعهشناسى غرب، مثل قرآن براى بعضىها معتبر است؛ از قرآن هم معتبرتر! فلان جامعهشناس این جورى گفته؛ این دیگر برو برگرد ندارد! چرا؟! بنشینید فکر کنید؛ نظریهپردازى کنید؛ از موجودى این دانشها در دنیا استفاده کنیم؛ بر آن چیزى بیفزاییم و نقاط غلط آن را برملا کنیم. این از جملهى کارهائى است که جزو الزامات حتمى پیشرفت است»( 27/ 2/ 1388)
3- خط شکنی علمی و عبور از مرزهای علم: « ما یک نکته را باید بگوییم: خطشکنى علمى و عبور از مرزهاى علم همچنان در کشور ما، جدى نشده است. ما میخواهیم علما و دانشمندان ما، راههاى میانبر را پیدا کنند؛ راههاى کشف نشده را از این بینهایت مسیرهایى که در عالم طبیعت وجود دارد و بشر باید یکى پس از دیگرى کشف بکند. ما می خواهیم راه هاى کشف نشده را کشف بکنیم. ااینکه می توانیم فلان ابزارِ فناورى را، فرض کنید سانتریفیوژرا براى کار هسته اى، که دیگران قبل از ما، سال ها پیش، پیدا کردند و تولید کردند و استفاده و بهره بردارى کردند، خودمان بسازیم، البته کار بزرگى است که بدون کمک دیگران توانسته ایم انجام بدهیم و نسل هاى جدید آن را تولید کنیم، در این شکى نیست؛ اما این یک کار بکر نیست... اما من می گویم در زمینه ى علم و فناورى، آن کارى را که ذهن بشر به آن دست نیافته است، آن را وجهه ى همت قرار بدهید و دنبال بکنید؛ این طورى است که ما خط مقدم علم را شکسته ایم و یک قدم به جلو برداشته ایم.(13/7/1385)
4. لزوم توجه به رابطه سود و زیان در واردات و صادرات علم: «رابطهى بین کشورها در زمینهى علم باید رابطهى صادرات و واردات باشد؛ یعنى در آن تعادل و توازن وجود داشته باشد. همچنانىکه در باب مسائل اقتصادى و بازرگانى، اگر کشورى وارداتش بیشتر از صادراتش شد، ترازش منفى می شود و احساس غبن می کند، در زمینهى علم هم باید همین جور باشد. علم را وارد کنید، عیبى ندارد؛ اما حداقل به همان اندازه که وارد می کنید ـ یا بیشتر ـ صادر کنید. باید جریان دو طرفه باشد. والّا اگر شما دائماً ریزهخوار خوان علم دیگران باشید، این پیشرفت نیست. علم را بگیرید، طلب کنید، از دیگران فرا بگیرید؛ اما شما هم تولید کنید و به دیگران بدهید. مواظب باشید تراز بازرگانى شما در این جا هم منفى نباشد. متأسفانه در این یکى دو قرن شکوفائى علم در دنیا، تراز ما تراز منفى بوده».(13/7/1385)
5. پرهیز از غرب محوری: « از بیراههها باید ترسید. گاهى اوقات یک چیزها و راههائى را براى پیشرفت پیشنهاد می کنند که بیراهه است. یک نمونهاش را گفتم؛ مثل پیشرفت هاى دورهى پهلوى که حقیقتاً بعضىاش توقف و بعضىاش پسرفت و سقوط بود – که حالا جاى تفاصیلش در این جلسه نیست؛ چون وقت نیست ـ آن یک الگو بود که واقعاً بیراهه بود؛ به ظواهر دلخوش کردن، غربىها را معیار و ملاک قرار دادن و دنبال آنها حرکت کردن که نتیجهاش همین می شود که در آن پنجاه شصت سالِ شوم و سیاه در دوران پهلوى مشاهده شد.»( 7/7/1387)
6. پرهیز از یأس و نا امیدی و اطمینان و اعتماد به توانایی بومی: «یک نمونهى دیگر از این بیراههها، نمونههائى است که گاهى ممکن است در زمان ما هم پیدا بشود؛ باید توجه داشت. در این نمونهى دوم، اسمى از ظواهر آورده نمی شود، هویت ایرانى و اسلامى هم مثل آنچه که در آن شکل اول دیده میشد، نفى نمی شود؛ لیکن یک حالت نومیدىِ از تحرک و پیشرفت در این مسابقه در سیاستگذاران و سررشتهداران امور و سخنگویان جامعه مشاهده می شود. یعنى نگاهى که به غرب می کنند، یک نگاه به یک نقطهى والا و دستنیافتنى است، اسمش را هم می گذارند واقعبینى! می گویند آقا واقع قضیه چیست؛ امروز اینها از لحاظ علمى اینقدر جلویند، در زمینههاى گوناگون این همه پیشرفت کردهاند؛ این همه نظریات مختلف در علوم انسانى، در زمینههاى مسائل اجتماعى، مسائل سیاسى؛ این همه نظر، این همه فکر، این همه نظریهى نو، ابتکارى ارائه دادهاند؛ ما کِى می توانیم به گرد اینها برسیم؟ یعنى یک چنین روحیهاى در آنها وجود دارد. بارها در طول این سى سال، بنده خودم با افرادى از این قبیل مواجه بودم که چه با زبان صریح یا نیمه صریح یا با زبان حال، همین معنا را بیان میکردند که «آقا ما البته باید پیشرفت کنیم، اما دنبال اینها باید حرکت کنیم! ما که نم یتوانیم به گرد اینها برسیم، چه برسد به اینکه از اینها جلو بزنیم؛ چرا بیخود زحمت می دهید خودتان را؟». این هم یک بیراهه است»( 7/7/1387)
7. لزوم استقلال در تعیین راه کارهای علمی با مجاهدت علمی جوانانه و پیگیر و عدم اعتماد به نسخه های غربی و شرقی آن: «مسیرِ پیشرفت، مسیر غربى نیست، مسیر منسوخ و برافتادهى اردوگاه شرقِ قدیم هم نیست. بحرانهائى که در غرب اتفاق افتاده است، همه پیش روى ماست، میدانیم که این بحرانها گریبانگیر هر کشورى خواهد شد که از آن مسیر حرکت کند. پس ما بایستى مسیرِ مشخصِ ایرانى – اسلامى خودمان را در پیش بگیریم و این را با سرعت حرکت کنیم؛ با سرعت مناسب. راه حلى که بر اساس این مقدمات وجود دارد، این راه حل را شما باید پیدا کنید. شما باید به نتیجه برسید، به این استنتاج برسید، اما آنچه که من میتوانم به عنوان راهنمائى و راهبرد کلى به شما عرض کنم، تلاش و مجاهدت جوانانه و پیگیر است. شما که در دانشگاهید، فعالیت شما فعالیت دانشگاهى است؛ باید درس بخوانید، تحقیق کنید، به فکر نظریهسازى باشید. الگو گرفتن بى قید و شرط از نظریهپردازهاى غربى و شیوهى ترجمهگرائى را غلط و خطرناک بدانید.» (14/2/1387)
ب) جهاد اقتصادی
جهاد اقتصادی یکی از مصادیق مهم حماسه اقتصادی می باشد که تاثیر آن در حفظ و پیشرفت کشور کم تر از دیگرجهاد ها نیست. اهل بیت علیهم السلام به این مهم از همان آغاز توجه داشته و مواردی پیرامون این مطلب بیان کردهاند. اهمیت جهاد اقتصادی تا آنجا ست که در کلام اهل بیت علیهم السلام برتر از جهاد با دشمنان در میدان های جنگمعرفی شده است و این مهم ناشی از اهمیت استقلال اقتصادی در زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان در سطح خردو استقلال اقتصادی جامعه در سطح کلان میباشد.
اگر کشور اسلامی از سوی دشمن تهدید شود و کیان نظام اسلامی به خطر افتد، در این صورت براساس آموزه هایاسلام، جهاد واجب می شود و بسته به اینکه تهدید در چه عرصه ای باشد نوع جهاد فرق می کند. اگر تهدید دشمننظامی باشد، جهاد نظامی و اگر فرهنگی باشد، جهاد فرهنگی و اگر اقتصادی باشد، جهاد اقتصادی واجب می شود.
مقام معظم رهبری در بیان های متعددی تصریح کرده اند که: «سیاست دشمن زمین زدن جمهوری اسلامی ایران از راهاقتصاد است؛ یعنی حمله در عرصه اقتصاد است؛ از این رو جهاد نیز در عرصه اقتصاد واجب است. برخی از بیان هایمعظم له در این باره چنین است: «من امسال را سال جهاد اقتصادى اعلام کردهام. این معنایش این است که ملتایران در این برهه از زمان، جهادش به طور عمده در عرصه اقتصاد است». (8/1/90)
در ادامه همین بیانات می فرماید: «هدف دشمن، زمین زدن جمهورى اسلامى است؛ یعنى زمین زدن ایران اسلامى؛یعنى زمین زدن ملتى که با حضور خود، با پشتیبانى خود، با حمایت خود، این نظام را تا امروز پیش برده و رشد داده ورونق داده؛ بنابراین باید در مقابلش مجهز بود. جبهه مقابل را باید شناخت، ابزار و سلاح او را باید شناخت و ضد آنسلاح را باید آماده کرد؛ این جهاد اقتصادى میخواهد» (26/5/90)
1- ویژگیهای پنج گانة جهاد اقتصادی
1) در برابر دشمنی است که با حمله اقتصادی خود کیان اسلام را به خطر انداخته است.
2) انگیزه حفظ و اعتلای نظام اسلامی و برای تقرب به خداوند متعال است
3) مستمر و خستگی ناپذیر است.
4) با فهم و بصیرت و هوشمندانه است.
5) با همه وجود و توان مالی و جانی است.
2- دو اثر مهم جهاد اقتصادی
از دیدگاه رهبری اگر مردم و دولت جهادگونه برای دفاع از اسلام واردعرصه رفتارها و فعالیت های اقتصادی شوند، دو اثر مهم دارد:
1. ایجاد یک جهش بزرگ: رفتارهای ایثارگرانه دولت و مردم در عرصهتولید، توزیع و مصرف باعث کارکرد نظام اقتصادی با کمترین هزینه وبیشترین نتیجه می شود و کارکرد نظام را به سمت هدف های آنتسریع و تسهیل می کند؛ زیرا همه با تمام وجود و توان مالی خود وبدون توقع وارد فعالیت های اقتصادی شده و تخلف و فساد اقتصادی بهحداقل ممکن می رسد. از این رو حرکت جهادگونه در میدان اقتصادباعث پیشرفت جهش گونه کشور خواهد شدمقام معظم رهبری دراینباره می فرماید:« بخش هاى اقتصادى کشور در همه قسمت هاىدولتى و غیردولتى اگر به توفیق الهى پایبند به این مجاهدت باشند، یکجهش به وجود خواهد آمد و همه مردم در این موفقیت سهیم اند» (7/2/90)
2. عنایت و امداد غیبی خداوند متعال: امدادهای غیبی خداوند در اثر این رفتار افزایش یافته و بن بست ها ومشکلات یکی پس از دیگری برطرف می شود و خداوند متعال با هدایت و نصرت خود حرکت نظام را به سمت هدف های تسریع و تسهیل می کند: « وقتى انسان براى اعلاى کلمه حق، اعلاى کلمه اسلام، عزت بخشیدن به امتاسلامى و ملت مؤمن و مسلمان ایران تلاش می کند، این جهاد می شود جهادفی سبیل الله. آن وقت در اینکوشش، برکات و عظمت و شأن جهاد فى سبیل الله وجود دارد» (8/1/90)
بنابراین نتیجه آنکه اگر جهاد اقتصادی در عرصه تولید، توزیع و مصرف روح حاکم بر رفتارهای دولت و مردم باشد، در اینصورت از دو راه پیش گفته حرکت نظام به سمت هدفهای آن و از همه مهمتر هدف امنیت و استقلال اقتصادی تسریعو تسهیل شده و تهدید تبدیل به فرصت میشود.
به این ترتیب میتوان دریافت که وجوب جهاد اقتصادی و حاکمیت فرهنگ جهاد بر رفتارهای مسئولین و مردم عاملیاست که باعث میشود سیاستهای کلی استقلال اقتصادی با بصیرت و کوششی خستگیناپذیر و با ایثار جان و مالدر راه خداوند متعال از سوی مسئولان نظام و مردم پی گیری شود و راه را برای امدادهای غیبی خداوند باز کند وسرانجام تهدید دشمن را به فرصت تبدیل کرده، حماسه اقتصادی متعال بیافریند. مقام معظم رهبری درباره جهاداقتصادی با حماسه اقتصادی می فرماید: «ما عرض کردیم حماسه سیاسى و حماسه اقتصادى. حماسه اقتصادىفقط دست دولت نیست؛ البته برنامهریزىهاى دولت مؤثر است. حماسه یعنى واقعه جهادگونه و پرشور؛ این را باید ملتایران و مسئولان کشور مورد نظر قرار دهند؛ ضعفها را، خلأها را پر کنند؛ اول بشناسند» (7/2/90)
لازم به تأکید است که عنصر اصلی و ممتاز اقتصاد مقاومتی جهاد اقتصادی است؛ به گونه ای که اگر این عنصر تحقّقنیابد دیگر سیاست ها به صورت مطلوب تحقّق نیافته یا نتیجه بخش نخواهد شد. این عنصر است که اقتصاد مقاومتی رااز اقتصادهایی که در برابر تهدیدهای دشمن به گرفتن تدبیرهای عقلایی میپردازد، ممتاز میکند. متأسفانه باتأکیدهای مکرر مقام معظم رهبری در این باره مسئولین و کارشناسان نظام به این مطلب کمتوجهی کرده و به بعدهایدیگر بیانات ایشان که با دانش علم اقتصاد قابل درک است، پرداختهاند.
حسن خدادی
پایگاه بصیرت
انتهای متن/
http://fna.ir/LK1CU3
دیدگاه ایرانی...
ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
بازدید: 136
تاريخ: سه
شنبه
14 ارديبهشت
1395 ساعت: 5:01