صفات اخلاقی متناسب با شرایط عصر غیبت

خرید بک لینک

چکیده
مؤمن منتظر _ به اقتضای برخورداری از ایمان و تقوای الهی _ متخلّق به اخلاق اسلامی و مؤدب با آداب دینی است. با این حال، در روایات مربوط به عصر انتظار، گاه بر صفات اخلاقی خاصی تأکید شده و به نظر میرسد این تأکید به دلیل شرایط ویژۀ این دوران بوده است. در این عصر مشکلات و مسائلی خاص وجود دارد که منتظران برای رویارویی درست با آن، باید در خود صفات اخلاقی بهخصوصی را توسعه داده و تقویت نمایند. با این نگاه، منشور اخلاقی عصر غیبت تدوین میشود که میتوان از آن به عنوان اخلاق کاربردی عصر غیبت نیز یاد کرد. برخی از این صفات اخلاقی عبارتاند از بردباری، رجا، تسلیم، عفت و مواسات.
در نوشتار پیش رو، تلاش شده است چرایی تأکید پیشوایان معصوم بر این صفات اخلاقی توضیح داده شود و ضرورت تقویت این صفات با توجه به شرایط عصر غیبت تحلیل گردد.
مقدمه
امروزه شاهد تأسیس رشته جدیدی در مطالعات اخلاقی به نام «اخلاق کاربردی» هستیم. برای اخلاق کاربردی معانی متعددی بیان شده است؛ اما به صورت خلاصه میتوان این اصطلاح را چنین توضیح داد.
اخلاق کاربردی درباره مسائلی همچون محیط زیست، سقط جنین، قتل ترحمی، شبیهسازی، معضلات اخلاقی، مدیریت شهروندی، مهاجرت، حقوق حیوانات، نژادپرستی، تبعیض جنسی، خشونت و جنگ و... بحث میکند. وقتی فیلسوفان به جای تعیین درستی و نادرستی امور در کلیترین حالتها به دنبال تشخیص رفتارها و عملکردهای اخلاقی درست در اینگونه موارد و حیطههای خاص باشند، درگیر اخلاق کاربردی شدهاند. بنابراین اخلاق کاربردی در پی یافتن قواعدی خاصتر از قواعد عام اخلاقی است که در شرایط ویژه و موضوعات و موارد مشخصتر وجزئیتر کارایی داشته باشد (جمعی از نویسندگان،(ع) 245).
به تعبیر سادهتر، اخلاق کاربردی در حقیقت درصدد آن است که کاربرد و اعمال منظم و منطقی نظریه اخلاقی را در حوزه مسائل اخلاقی خاص نشان دهد. مباحثی مانند اخلاق دانشاندوزی و علماندوزی، اخلاق پژوهش، اخلاق نقد، اخلاق گفتوگو، اخلاق محیط زیست، اخلاق سیاست، اخلاق جنسی، اخلاق همسرداری و اخلاق معیشت را میتوان از مباحث مربوط به اخلاق کاربردی به شمار آورد.
بر اساس آنچه گذشت، به نظر میرسد دوران غیبت را نیز میتوان به عنوان یک موضوع خاص از این جهت مطالعه کرد؛ چرا که این دوران شرایط و ویژگیهای خاص خود و به تبع آن، مشکلات و دشواریهای مخصوص به خود را دارد. بنابر این مواجهه مطلوب با این شرایط و گذر از دشواریها و مشکلات آن، نیازمند تدوین اخلاق متناسب با آن است. بنابر این بحث از اخلاق کاربردی عصر غیبت میتواند صورتی منطقی و قابل دفاع داشته باشد. در این نوشتار تلاش خواهد شد با توجه به شرایط عصر غیبت و دشواریهای آن و نیز با نظر به رسالتهایی که منتظران در این دوران بر عهده دارند، الزامات اخلاقی متناسب با این دوران تبیین و تحلیل گردد.
طرح مسئله
از جمله مهمترین رسالتهای انبیا در طول تاریخ، تهذیب نفوس و تکامل اخلاق انسانها بوده است، تا جایی که خاتم سلسله انبیا(ص) عصاره تمامی اهداف بعثت خود را تکمیل مکارم اخلاق معرفی فرمود. این فرمایش، جایگاه و اهمیت مسئله اخلاق را در نظام ارزشی اسلام به خوبی نمایان میکند.
نظام اخلاقی اسلام، افزون بر سامان دادن اخلاق فردی انسانها، تمامی حوزههای روابط اجتماعی را نیز پوشش میدهد و انسان متخلقی که بر اساس آموزههای وحیانی تربیت میشود و به فضایل اخلاقی آراسته میگردد، در تمام روابط خود و در تمام شرایط و موقعیتها به اصول اخلاقی پایبند است و در سرزمین وجود او منطقهای عاری از تعهدات اخلاقی را نمیتوان یافت. با این حال، گاه شرایط و موقعیتهای خاص مقتضی آن است
که صفت یا صفات اخلاقی ویژهای در او برجستهتر و نمایانتر باشد. فردی که در جامعهای قحطیزده زندگی میکند و مدام با سختیها دست و پنجه نرم میکند و از سوی دیگر، با انبوهی از همنوعان نیازمند و خواستهها و نیازمندیهای آنان مواجه است، برای متخلق بودن به اخلاق اسلامی باید در او صفاتی اخلاقی همچون صبر و گذشت و مواسات و عهدهداری برجستهتر باشد؛ در صورتی که همین انسان مؤمن، در شرایط رفاه و با زندگی در جامعهای مرفه، برای متخلق بودن باید در خود ویژگیهای اخلاقی دیگری همچون قناعت، زهد و... را تقویت کند. بنابراین یک انسان مؤمن به تناسب موقعیتهای مختلف به سطوح گوناگونی از صفات اخلاقی نیاز دارد، بلکه گاه شرایط باعث میشوند پارهای از خلق و خوها زمینه ظهور و بروز پیدا کنند؛ در حالی که بدون قرار گرفتن مؤمن در آن شرایط به صورت طبیعی بستری برای ظهور آن صفت اخلاقی وجود نداشت. به عنوان مثال، وقتی جامعه منتظر موفق به تشکیل حکومت دینی میشود، این شرایط جدید هم برای حاکم جامعه اسلامی و هم برای کارگزاران حکومت موقعیت جدیدی است که الزامات اخلاقی خاص خود را دارد و چهبسا بدون تحقق این شرایط، زمینهای برای بروز صفات اخلاقی متناسب با این شرایط وجود ندارد و البته شرایط _ همچنان که در شکلگیری و تقویت یک خصلت اخلاقی تأثیرگذارند _ گاه تعیین کنندۀ کیفیت یک عمل اخلاقی نیز هستند. اگر در شرایطی مواسات با بخشش از سود سرمایه باشد، چهبسا در شرایط دیگر، بدون هزینه کردن از اصل سرمایه نتوان حق مواسات را بهجا آورد!
بر اساس آنچه گذشت، این پرسش قابل طرح خواهد بود که با توجه به شرایط خاص عصر غیبت، در یک مؤمن منتظر _ که در عصر غیبت زندگی میکند _ چه ویژگیهای اخلاقیای باید برجستهتر و استوارتر باشد و این شرایط خاص برای مؤمن چه الزامات اخلاقی ویژهای را ایجاب میکند؟ به تعبیر دیگر، در اینکه مؤمن در هر شرایط و موقعیتی به فضایل اخلاقی آراسته است تردیدی نیست؛ اما آیا میتوان ادعا کرد شرایطی ویژه که در دوران عصر غیبت وجود دارد اقتضای آن را دارد که برای رویارویی درست با این شرایط، برخی از صفات اخلاقی تقویت شوند یا کیفیت بروز و ظهورشان متفاوت شوند. اگر پاسخ مثبت است، اولاً آن صفات کداماند و ثانیاً بر اساس چه تحلیلی میتوان این تفاوت را توضیح داد؟
پاسخ به پرسش پیشگفته، زمینه را برای زیست اخلاقمدارانه در عصر آکنده از ابتلائات و فتنههای آخرالزمان فراهم خواهد کرد و به مؤمنان خواهد آموخت که اگر بخواهند دراین شرایط دشوار بر مدار اخلاق و فضیلتها حرکت کنند، باید در وجود خود کدامیک از فضیلتهای اخلاقی را تقویت نمایند؟ به بیان دیگر، چنین موقعیتهایی آزمونهایی جدید هستند که مؤمن برای سربلندی در آن نیازمند مجهز بودن به ابزار مناسب با آن است و در صورتی که خود را برای مواجهه با آن آماده نکرده باشد و خلق و خوی متناسب با آن را در خود به وجود نیاورده یا تقویت نکرده باشد، از لغزش در امان نخواهد بود.

نمونه تاریخی این واقعیت را میتوان در دوره فتوحات در صدر اسلام جستوجو کرد که با فتح ایران و جنگ با روم سیل غنایم جنگی به سمت دنیای اسلام سرازیر شد، اما نه حاکمان و نه تودۀ مردم، خود را به لحاظ اخلاقی برای رویارویی با این شرایط آماده نکرده بودند و به همین دلیل از آفات آن در امان نماندند. شاید یکی از اسرار تأکید فراوانِ امیر مؤمنان بر مسئلۀ زهد در نهج البلاغه ضرورت تقویت این صفت نفسانی با توجه به شرایط آن دوران باشد!
حل مسئله یادشده میتواند بستری باشد تا مدیران فرهنگی و متولیان تربیت جامعه برای تقویت صفات اخلاقی مورد نیاز برنامهریزی کرده و راهکارهای مناسبی ارائه نمایند.
برای پاسخ به پرسش یادشده از این نکته نباید غافل شد که مؤمن منتظر هم از این نظر که خود در شرایط سخت و طاقتفرسای غیبت و آماج فتنهها و دشواریهاست، نیازمند مجهز شدن به فضیلتهایی است تا در این شرایط استوار بماند و هم از این نظر که در برابر جامعۀ مؤمنان مبتلا و فتنهزده وظایفی دارد، باید در وجود خود فضیلتهایی را تقویت کند تا بتواند از دیگران نیز دستگیری کند؛ همچنانکه با توجه به آرمانها و اهداف یک منتظر دربارۀ زمینهسازی ظهور و اقتضائاتِ رسیدن به این اهداف، میتوان فضایل اخلاقی متناسب را شناسایی کرد. بنابر این در مقام کشف فضایل اخلاقی مورد نظر باید به هر سه جنبۀ یادشده توجه داشت.
شرایط عصر غیبت
عصر غیبت _ که دوران محرومیت جامعه مؤمنان از بهرهمندی مستقیم از حضور امام معصوم است _ با خود مشکلات و دشواریهای بسیاری به همراه دارد. برای شناخت این مشکلات، هم از یکسو میتوان به روایات مراجعه کرد و از آنچه پیشوایان معصوم درباره شرایط عصر غیبت و ابتلائات و فتنههای آن فرمودهاند بهره برد، هم میتوان با نگاه به تاریخ عصر غیبت، مشکلاتی که مؤمنان در طول این دوران پرفراز و نشیب داشتهاند را شناسایی کرد و هم میتوان به جایگاه امام معصوم توجه داشت و مشکلات ناشی از غیبت را از این منظر به دست آورد؛ چرا که امام در زمان حضور خود به صورت مستقیم عهدهدار هدایت مؤمنان و تربیت نفوس و تبیین و تفسیر معارف دینی و مدیریت جامعه ایمانی و... است و روشن است زمانی که امام ناگزیر رخ در نقاب غیبت میکشد، پیگیری این مسئولیتها دچار خلأهایی میشود و در نتیجه جامعه مؤمنان با مشکلاتی دست به گریبان خواهد شد. برخی از این مشکلات بدین قرارند
1. سستی بنیانهای اعتقادی
از جمله شئون امام، مرجعیت علمی جامعه و پاسخ به دغدغههای فکری و عقیدتی مردم است. بنابر از یکسو غیبت این پایگاه اندیشه، سبب میشود بسیاری از پرسشها و ابهامات جامعه اسلامی بدون پاسخ بمانَد و موجب تزلزل بنیانهای اعتقادی گردد. از سوی دیگر، اینکه غیبت امام معصوم برای برخی نامأنوس جلوه میکند، پرسشهایی در ذهن مینشاند و نیز به دلیل رمزآلود بودن ابعاد زندگی امام همچون عمر طولانی آن حضرت و مدیریت پنهانی که اعمال میکند و... ذهنهای نامأنوس با فرهنگ اهلبیت را موجی از شبهات فرامیگیرد، بابهای جدیدی از شبهات را میگشاید و در نتیجه موجب سست شدن بنیانهای اعتقادی میشود. از امام حسین(ع) در اینباره چنین روایت شده است
مِنَّا اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیّاً أَوَّلُهُمْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ، وَ آخِرُهُمُ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِی، وَ هُوَ الْإِمَامُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ، یُحْیِی اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها، وَ یُظْهِرُ بِهِ دِیْنَ الْحَقِّ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ، لَهُ غَیْبَه یَرْتَدُّ فِیهَا أَقْوَامٌ وَ یَثْبُتُ فِیهَا عَلَى الدِّینِ آخَرُونَ... ؛ (صدوق، 1405 ج1، 1(ع))
از خاندان ما دوازده مهدىّ خواهد بود که اوّلین آنها امیرالمؤمنین علیّ بن أبىطالب است و آخرین آنها نهمین از فرزندان من است و او امام قائم به حقّ است و خداى تعالى زمین را به واسطۀ او پس از مرگ زنده کند و دین حقّ را به دست او بر همه ادیان چیره نماید، گرچه مشرکان را ناخوش آید. او را غیبتى است که اقوامى در آن مرتدّ شوند و دیگرانى در آن پابرجا باشند... .
امام حسن عسکری(ع) وضعیت آن دوران را چنین به تصویر میکشد
احمد بن اسحاق میگوید به حضرت عرض کردم ای فرزند پیامبر خدا، آیا غیبت او به درازا خواهد کشید؟ فرمود
إِی وَ رَبِّی حَتَّى یَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ أَکْثَرُ الْقَائِلِینَ بِهِ وَ لَا یَبْقَى إِلَّا مَنْ أَخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَهْدَهُ لِوَلَایَتِنَا وَ کَتَبَ فِی قَلْبِهِ الْإِیمَانَ وَ أَیَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْهُ؛ (همو 85)
به خدا سوگند چنین است تا آنجا که بیشتر معتقدان به او بازگردند و باقى نماند مگر کسى که خداى تعالى عهد و پیمان ولایت ما را از او گرفته و ایمان را در دلش نگاشته و با روحى از جانب خود مؤیّد کرده باشد.
2. حیرت و تردید
از دیگر مشکلات عصر غیبت، گسترش حیرت و تردید است تا جایی که به دلیل گسترش بیش از حد این بلیه در ابتدای عصر غیبت، عالمان شیعه از آن دوران با عنوان عصر حیرت یاد میکنند. این وضعیت _ ولو با همت عالمان شیعه _ از جامعه شیعه رخت بربست و در جامعه شیعه تردیدها نسبت به اصل وجود امام مهدی(عج) از میان رفت، لیکن سطوحی از آن نسبت به سایر حوزههای معرفتی همچنان پابرجا ماند؛ چرا که به صورت طبیعی وقتی که جامعه از نعمت امام آشکار _ که سینهاش معدن علوم الهی است _ محروم شود، بسیاری از پرسشها و دغدغههایش پاسخی درخور نخواهد یافت.
حسن بن محبوب میگوید امام رضا(ع) به من فرمود
یَا حَسَنُ! سَیَکُونُ فِتْنَه صَمَّاءُ صَیْلَمٌ یَذْهَبُ فِیهَا کُلُّ وَلِیجَه وَ بِطَانَه، وَ ذَلِکَ عِنْدَ فِقْدَانِ الشِّیعَه الثَّالِثَ مِنْ وُلْدِی، یَحْزَنُ لِفَقْدِهِ أَهْلُ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ، کَمْ مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَه مُتَأَسِّفٍ مُتَلَهِّفٍ حَیْرَانَ حَزِینٍ لِفَقْدِهِ... ؛ (نعمانی، 1422 18)
اى حسن، در آینده اى نهچندان دور، گرفتارى شدید و مصیبتبارى _ که گوش از شنیدن فریاد کر و تیغش برنده است _ واقع خواهد شد که دوستیها و همرازیها از میان خواهد رفت و آن زمانى است که شیعه چهارمین فرزندم را از دست بدهد، که براى ناپدید شدن او اهل آسمان و زمین جملگى اندوهگین شوند؛ چه بسیار مرد و زن با ایمان که به دلیل ناپیداییاش متأسّف و غمناک و سرگردان و دلتنگ شوند... !
3. سستی بنیانهای اخلاقی
از دیگر مشکلات دوران غیبت، کمفروغ شدن ارزشهای الهی و انسانی در جامعه و گسترش روزافزون فساد و بیبندوباری و کاسته شدن از تقیّد به مناسک دینی است در این دوران که جامعه مؤمنان در اقلیت است و از هر سو مورد هجوم بوقهای تبلیغاتی جبهه شیطان قرار دارد، آرامآرام فضیلتهای اخلاقی توسط بخش قابل توجهی از جامعه به فراموشی سپرده میشوند.
محمد بن مسلم میگوید به امام محمد بن علی الباقر(ع) عرض کردم ای فرزند پیامبر خدا، قائم شما کی خروج خواهد کرد؟ فرمود
إِذَا تَشَبَّهَ الرِّجَالُ بِالنِّسَاءِ، وَ النِّسَاءُ بِالرِّجَالِ، وَ اکْتَفَى الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ، وَ النِّسَاءُ بِالنِّسَاءِ، وَ رَکِبَ ذَوَاتُ الْفُرُوجِ السُّرُوجَ، وَ قُبِلَتْ شَهَادَاتُ الزُّورِ، وَ رُدَّتْ شَهَادَاتُ الْعُدُولِ، وَ اسْتَخَفَّ النَّاسُ بِالدِّمَاءِ وَ ارْتِکَابِ الزِّنَاءِ وَ أُکِلَ الرِّبَا، وَ اتُّقِیَ الْأَشْرَارُ مَخَافَه أَلْسِنَتِهِمْ... ؛ (صدوق، 1405 ج1، 1)
آنگاه که مردان به زنان تشبّه کنند و زنان به مردان، و مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان، و صاحبان فروج بر زینها سوار شوند و شهادتهاى دروغ پذیرفته شود و شهادتهاى عدول مردود گردد و مردم خونریزى و ارتکاب زنا و رباخوارى را سبک شمارند و از اشرار به خاطر زبانشان پرهیز کنند... .
4. تشتت و پراکندگی
از دیگر مشکلاتی که در دوران غیبت جامعه شیعه بدان مبتلا میشود، تشتت و پراگندگی است. ریشه این مشکل را عمدتاً باید در فقدان پیشوا _ که محور اتحاد است _ جستوجو کرد.
ابان بن تغلب میگوید امام صادق(ع) به من فرمود
کَیْفَ أَنْتَ إِذَا وَقَعَتِ الْبَطْشَه بَیْنَ الْمَسْجِدَیْنِ، فَیَأْرِزُ الْعِلْمُ کَمَا تَأْرِزُ الْحَیَّه فِی جُحْرِهَا، وَاخْتَلَفَتِ الشِّیعَه وَ سَمَّى بَعْضُهُمْ بَعْضاً کَذَّابِینَ... ؛ (کلینی، 1(ع) ج1، 40)
چگونه باشى زمانى که حمله سختى میان دو مسجد واقع شود و علم و دانش برچیده شود، مانند مارى که به سوراخ خود میپیچد؛ و میان شیعیان اختلاف افتد و یکدیگر را دروغگو خوانند... .
5. نزاع و درگیری
شکاف میان صفوف مؤمنان همیشگی نخواهد بود و شیطان آن را با عداوت و کینه پر خواهد کرد. بنابراین پراگندگی و اختلاف در بسیاری از مواقع به نزاع و درگیری خواهد انجامید.
عمیره میگوید از امام حسین(ع) شنیدم که فرمود
لَا یَکُونُ الْأَمْرُ الَّذِی تَنْتَظِرُونَهُ حَتَّى یَبْرَأَ بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ، وَ یَتْفُلُ بَعْضُکُمْ فِی وُجُوهِ بَعْضٍ، وَ یَشْهَدَ بَعْضُکُمْ عَلَى بَعْضٍ بِالْکُفْرِ، وَ یَلْعَنَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً. فَقُلْتُ لَهُ مَا فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ مِنْ خَیْرٍ؟ فَقَالَ الْحُسَیْنُ(ع) الْخَیْرُ کُلُّهُ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ، یَقُومُ قَائِمُنَا وَ یَدْفَعُ ذَلِکَ کُلَّهُ؛ (نعمانی، 1422 21)
آن امر که شما انتظارش را مى کشید واقع نخواهد شد تا اینکه برخی از شما از دیگرى بیزارى جوید و بعضى از شما در روى دیگرى آب دهان اندازد و برخی از شما بر کفر دیگرى شهادت دهد و بعضی از شما عدّه دیگر را نفرین و لعن کند. پس به آن حضرت عرض کردم خیرى در چنین زمانی نیست. امام حسین(ع) فرمود تمامى خیر در همان زمان است؛ قائم ما قیام مى کند و همه اینها را از بین مى برد.
از امام صادق(ع) نیز چنین روایت شده است
لَا یَکُونُ ذَلِکَ الْأَمْرُ حَتَّى یَتْفُلَ بَعْضُکُمْ فِی وُجُوهِ بَعْضٍ، وَ حَتَّى یَلْعَنَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً، وَ حَتَّى یُسَمِّیَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً کَذَّابِینَ ؛ (همو214)
آن امر واقع نخواهد شد تا اینکه برخی از شما در روى بعضی دیگر آب دهان اندازد و تا اینکه برخی از شما دیگرى را لعن کند و تا اینکه گروهى از شما گروه دیگر را دروغگو بنامد.
6. شدت یافتن هجمهها و دشمنیها
در این دوران، شیعه به مثابه گلهای بدون چوپان خواهد بود که هم ضعیف است و هم در اقلیت و این وضعیت طمع گرگها را برای هجوم و دریدن برخواهد افروخت. به همین دلیل است که هرچه زمان ظهور نزدیکتر میشود، نیاز به تقیه _ که ناشی از شدت گرفتن دشمنیهاست _ بیشتر خواهد شد.
امام صادق(ع) فرمود
کُلَّمَا تَقَارَبَ هَذَا الْأَمْرُ کَانَ أَشَدَّ لِلتَّقِیَّه؛ (کلینی، 1(ع) ج2، 221)
هرچه زمان این اتفاق نزدیکتر شود، تقیه شدیدتر خواهد شد.
یأس و سرخوردگی
بر فهرست مشکلات پیشگفته باید مشکل یأس و سرخوردگی را نیز افزود؛ چرا که با به درازا کشیدن غیبت، جوانۀ امید در دلهای بسیاری میخشکد و ایمان به تحقق وعدۀ الهی رو به افول میرود.
امام باقر(ع) میفرماید
... فَخُرُوجُهُ إِذَا خَرَجَ عِنْدَ الْیَأْسِ وَ الْقُنُوطِ مِنْ أَنْ یَرَوْا فَرَجاً... ؛ (نعمانی، 1422 2)
و خروج آن حضرت؛ هنگامى که خروج مى کند همزمان با یأس و ناامیدى مردم از دیدن فرج است ...
منصور بن یونس میگوید امام صادق(ع) به من فرمود
یَا مَنْصُورُ! إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَأْتِیکُمْ إِلَّا بَعْدَ إِیَاسٍ وَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّى تُمَیَّزُوا وَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّى تُمَحَّصُوا وَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّى یَشْقَى مَنْ یَشْقَى وَ یَسْعَدَ مَنْ یَسْعَدُ؛ (کلینی، 1(ع) ج1، (ع)0)
اى منصور، این امر به شما نمیرسد مگر بعد از ناامیدى و نه به خدا سوگند [به شما نمیرسد] تا [خوب از بد] جدا شوید و نه به خدا سوگند تا بررسى شوید و نه به خدا سوگند تا شقی به شقاوت رسد و سعید به سعادت.
آنچه گذشت گوشهای از مشکلات و دشواریهایی بود که منتظران عصر غیبت به آن مبتلا هستند. حال پرسش این است که در برابر هجوم این سیل فتنهها و ابتلائات باید به سلاح چه اخلاقی مجهز بود، زره آهنین چه فضیلتهای اخلاقی را باید به تن کرد، خاکریز کدام فضیلتی را باید تقویت کرد و بالاتر برد تا در این میدان رزم نفسگیر بتوان تاب آورد و استوار و پابرجا ماند؟
صفات اخلاقی متناسب با شرایط عصر غیبت
1. صبر

از جمله سفارشهایی که منتظران نسبت به آن توصیۀ موکد شدهاند، بردباری است.
پیامبر گرامی اسلام(ص) در اینباره فرمود: یا جندب! فی زمن کل واحد منهم سلطان یعتریه و یؤذیه، فإذا عجّل الله خروج قائمنا یملأ الأرض قسطاً وعدلاً کما ملئت جوراً وظلماً. ثم قال(ع) طوبى للصابرین فی غیبته، طوبى للمتقین على محجتهم؛ (خزاز قمی، 1401 0)
ای جندب، در زمان هریک از آنان پادشاهی است که آنان را اذیت میکند. پس چون خداوند در خروج قائم ما تعجیل کرد، زمین را سرشار از عدل و داد کند آنچنانکه آکنده از ظلم و ستم شده است. سپس فرمود خوشا به حال کسانی که در زمان غیبتش بردباری میورزند! خوشا به حال آنان که بر طریق آنان تقوا پیشه میکنند!
در نامه منسوب به امام حسن عسکری(ع) برای صدوق اول نیز چنین آمده است
... وَ عَلَیْکَ بِالصَّبْرِ وَ انْتِظَارِ الْفَرَجِ فَإِنَّ النَّبِیَّ(ص) قَالَ أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَجِ، وَ لَا تَزَالُ شِیعَتُنَا فِی حُزْنٍ حَتَّى یَظْهَرَ وَلَدِیَ الَّذِی بَشَّرَ بِهِ النَّبِیُّ(ص) یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً. فَاصْبِرْ یَا شَیْخِی و أَمْرِ جَمِیعِ شِیعَتِی بِالصَّبْرِ فَـ إِنَّ الْأَرْضَ لِلهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَه لِلْمُتَّقِینَ؛ (ابنشهرآشوب، 1(ع) ج2، 52(ع))
... همچنین تو را به صبر و پایدارى و انتظار فرج توصیه مى کنم؛ زیرا پیامبر اکرم(ص) فرمود «بهترین کارهاى امت من، انتظار فرج است». و شیعیان ما همواره در غم و اندوه به سر مى برند تا فرزندم ظهور کند؛ همان کسى که پیامبر(ص) بشارت آمدنش را داده است. او زمین را از عدل و داد پر مى کند، همان گونه که از ظلم و ستم پر شده است.
پس بار دیگر تو را به صبر و استقامت توصیه مى کنم و تو نیز همه شیعیان و پیروان مرا به صبر و استقامت فرمان بده. «به راستى زمین از آن خداست و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد به ارث مى دهد و عاقبت از آن پرهیزگاران است».
توصیه اکید به صبر و لزوم برخورداری از این فضیلت اخلاقی را میتوان از جهات مختلفی تحلیل کرد
الف) مؤمن منتظر از آن نظر که خود در معرض لغزش است و هر لحظه این امکان وجود دارد که ابتلائات و فتنههای آخرالزمان او را از مسیر حق منحرف کند برای استوار ماندن در مسیر حق نیازمند صبوری و بردباری ورزیدن است و از آنجا که در این شرایط سخت استواری بر مسیر حق سخت است، امام پس از توصیه به صبر، از تقوا ورزیدن در مسیر اهلبیت سخن میگوید (طوبى للصابرین فی غیبته، طوبى للمتقین على محجتهم). البته این فضیلت باید در او به اندازهای تقویت شود که متناسب با هدف بلند او و مسیر سخت و طولانی پیش روی او باشد، به اندازهای که هم پای رفتن به سمت آن هدف بلند را داشته باشد و هم مشقتهای راه و دراز بودن مسیر مانع حرکت او نشود.
ب) چنانکه گذشت در عصر غیبت جامعه به مشکل سست شدن بنیانهای اعتقادی و اخلاقی مبتلا میشود و در این شرایط عدهای باید عهدهدار تعلیم و تربیت شوند تا از کاروان جاماندهها و از جاده دور شدهها را دستگیری کنند. از سوی دیگر، دلدادگان ولیّ خدا که میدانند باید برای ظهور ولیّ خدا زمینهها را فراهم کرد و جامعه را برای آمدنش مهیا نمود و در دل انسانها بذر محبت او را کاشت و همتهایشان را برای همراهی با او و اهدافش استوار کرد، دست به کار میشوند و انسانها را برای این آرمان بلند تربیت میکنند و روشن است که انجام این مسئولیتها سینههای فراخ و شانههای ستبر میخواهد و بدون برخورداری از صبر پیامبرگونه نمیتوان مشکلات این مسیر را تحمل کرد؛ صبر بر جهل و غفلت خلایق و چموشی آنها و سستی و تنبلیشان.
ج) جامعه مؤمنان در عصر غیبت باید انسجام و یکپارچگی خود را حفظ کند، در برابر دشمنیها مقاومت ورزد و مشکلات معیشتی و اقتصادی موجب جدا شدن افراد از این خانواده بزرگ نشود. این مهم زمانی لباس واقعیت به تن خواهد کرد که عدهای کمر همت بسته، برای رفع مشکلات و از بین بردن اسباب اختلاف و نزاع و آگاه کردن مردم از حیلهها و ترفندهای دشمن _ که مدام بذر کینه و دشمنی میکارد و از جمعیت جبهه مؤمنان میکاهد و بر عِده و عُدۀ لشکر خود میافزاید _ چارهای بیندیشند. بیگمان این مسیر سخت و طاقتفرسا را بدون پای صبر و شکیبایی نمیتواند پیمود.
2. رجا
از دیگر صفات اخلاقی _ که به تناسب شرایط غیبت لازم است تقویت شود تا موجب ایمن شدن از لغزشهای عصر غیبت شود _ رجاست؛ یعنی داشتن نگاه مثبت و خوشبینانه به آینده، امیدواری به تحقق وعدههای الهی و مأیوس نشدن از ایجاد تغییرات مطلوب در آینده.
ضرورت حضور پررنگ این صفت اخلاقی در منظومه صفات اخلاقی منتظر را از جهات مختلفی میتوان توضیح داد.
1. از یکسو به درازا کشیده شدن دوران غیبت نقش پررنگی در گسترده شدن سایه ناامیدی بر سر منتظران دارد. انسان منتظر _ که خود سالها چشمانتظار تحقق فرج بوده است و به امید درک ظهور روزها و شبهای بسیاری را سپری کرده است، بهویژه هنگامی که به گذشته مینگرد و نسلهای متعددی را به نظاره مینشیند که با همین امید و اشتیاق چشمانتظار ظهور بودهاند، ولی بدون دستیابی به مراد خود سر در تیرۀ تراب فرو بردهاند _ ممکن است به صورت ناخودآگاه به یأس و ناامیدی برسد و انگیزههایش برای ماندن در مسیر رو به افول رود. از همینرو در این شرایط خاص نسبت به شرایط دیگر نیاز او به امید و داشتن نگاه مثبت به آینده بیشتر است.
2. دیگر عاملی که موجب ایجاد ناامیدی میشود، گسترش روزافزون ظلم و تباهی و برخورداری جبهه باطل از عِده و عُده و قدرت و سرمایه است.
گسترش فساد و تباهی و ظلم و تجاوز، از شایعترین معضلات دوران غیبت به شمار میآید. در این دوره بشر محروم مانده از هدایتهای امام معصوم، چموشی را به نهایت میرساند و با سرکشی و طغیان تمام مرزها را میشکند و مؤمن منتظر _ که نظارهگر جولان بیحد و مرز سپاه تباهی است _ از اصلاح ناامید میشود و امید ایجاد تغییرات مطلوب را از دست میدهد و از سوی دیگر، انبوهی لشکریان جبهه ظلم و تباهی _ که افزون بر برخورداری از جمعیت انبوه، ثروتهای نامشروع دنیا و منابع قدرت مادی را نیز در اختیار دارند _ خود میتواند عامل دیگری برای تضعیف روحیه منتظران باشد؛ همچنانکه در گذشتۀ تاریخ، گاه شرایط چنان سخت و طاقتفرسا میشد که میرفت امیدمؤمنان به یأس تبدیل شود
أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّه وَلَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ. (بقره 214)
به همین دلیل در روایات متعددی پیشوایان معصوم نسبت به خطری که از این ناحیه وجود خواهد داشت هشدار دادهاند و از فرورفتن در ورطه ناامیدی نهی کردهاند.
از امام باقر(ع) در اینباره چنین روایت شده است
فَخُرُوجُهُ(ع) إِذَا خَرَجَ یَکُون عِنْدَ الْیَأْسِ وَ الْقُنُوطِ مِنْ أَنْ یَرَوْا فَرَجاً؛ (نعمانی، 1422 2)
و خروج آن حضرت، هنگامى که خروج مى کند همزمان با یأس و ناامیدى مردم از دیدن فرج است.
از امام رضا(ع) چنین روایت شده است
مَا أَحْسَنَ الصَّبْرَ وَ انْتِظَارَ الْفَرَجِ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَکُمْ رَقِیبٌ، فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ فَعَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّهُ إِنَّمَا یَجِی ءُ الْفَرَجُ عَلَى الْیَأْسِ، فَقَدْ کَانَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ أَصْبَرَ مِنْکُمْ؛ (صدوق، 1405 ج2، 45)
صبر و انتظار فرج چه نیکوست! آیا سخن خداى تعالى را نشنیدى که فرمود «چشم به راه باشید که من نیز با شما چشم به راهم»؟ [و فرمود] «منتظر باشید که من نیز با شما از منتظرانم»؟ پس بر شما باد که صبر کنید که فرج پس از یأس مى آید و پیشینیان شما از شما صابرتر بودند.
روایات یادشده گزارشگر وضعیتی هستند که در آخرالزمان تحقق خواهد یافت و از گسترش سایه یأس و ناامیدی بر سر مردم سخن میگویند. البته روشن است که این گزارشها با هدف هشداردهی بوده است تا مؤمنان خود را برای مواجهه با تهدیدهای ناشی از این وضعیت مجهز کنند و خویش را از خطرات آن ایمن نمایند. این مطلبی است که در برخی از روایات دیگر به صراحت بیان شده است و توضیح داده شده که سیل بنیانکن یأسی که در آخرالزمان به راه میافتد، نباید مؤمنان را با خود ببرد و منتظران باید برای ایمن ماندن از آسیبهای آن، خاکریزهای امید و مثبتنگری را در وجود خود بلند و بلندتر کنند و از رحمت حق و امدادهای او ناامید نباشند.
انْتَظَرُوا الْفَرَجَ، وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ، فَإِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ انْتِظَارُ الْفَرَجِ مَا دَامَ عَلَیْهِ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ؛ (همو، 140 1)
منتظر فرج باشید و از رحمت خدا نومید نشوید که دوستداشتنیترین اعمال نزد خداى عز و جل انتظار فرج است، مادامى که بنده مؤمن به انتظار آن چشم دوخته است.
در این روایت، ابتدا به انتظار فرج امر شده است و انتظار، هم ریشه در امید دارد و هم امیدآفرین است. از یکسو منتظر تا به آیندۀ مطلوب ایمان نداشته باشد نمیتواند به انتظار آن بنشیند و از سوی دیگر، همین انتظار و چشمبهراهی، امید را استمرار میبخشد و آن را از زوال محافظت میکند. بنابراین امر به انتظار، امر به امیدوار بودن و خوشبینی به آینده است و در ادامه، امیرمؤمنان پس از امر به انتظار، منتظران را نسبت به فروافتادن در وادی ناامیدی هشدار میدهد.
با توجه به آنچه گذشت، روشن میشود اینکه پیشوایان دینی به صورتی مؤکد مؤمنان را به انتظار دعوت کردهاند و با تعابیری چون «احب الاعمال» (همو)، «افضل الاعمال» (همو 21)، «افضل اعمال امتی» (همو، 1405 44)، «افضل العباده» (همو 28(ع))، «افضل اعمال شیعتنا» (همو (ع)(ع))، «افضل جهاد امتی» (حرانی، 1404 (ع)) و... از انتظار یاد کردهاند. این همه توصیه به انتظار، توصیه به امید نیز هست؛ زیرا انتظار، ریشه در امید دارد و نمیتوان بدون داشتن امید به آینده، منتظر چیزی بود. بنابراین پیشوایان معصوم با توجه به شرایط خاص دوران غیبت، به ضرورت تقویت این صفت اخلاقی واقف بودهاند و توصیههای لازم را برای مجهز شدن به این صفت اخلاقی به مؤمنان ارائه کردهاند.
بنابراین مؤمن منتظر در دوران پر فراز و نشیب غیبت، به صورت ویژه نیازمند تقویت روحیه امید و پرهیز از ناامیدی است و این امید باید به اندازهای تقویت شود که اگر غیبت هزار سال دیگر هم طول بکشد و اگر محیط به اندازهای آلوده شود که همه را تحت تأثیر خود قرار دهد و و اگر بازار تباهی آنقدر داغ شود که همۀ مردم را به سمت خود جلب کند و مؤمن یکه و تنها بماند، باز هم از تغییر اوضاع و تحقق آیندۀ مطلوبی که مؤمنان بدان وعده داده شدهاند، ناامید نگردد و انگیزه خود را برای تلاش در مسیر فراهم کردن زمینههای آن آینده طلایی از دست ندهد.

منابع
_ ابنشهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب، نجف، المکتبه الحیدریه، 1(ع)ق.
_ جمعی از نویسندگان، اخلاق کاربردی، قم، پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی، چاپ اول، 18(ع)ش.
_ حرانی، ابنشعبه، تحف العقول، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، 1404ق.
_ خزاز قمی، علی بن محمد بن علی، کفایه الاثر، قم، نشر بیدار، 1401ق.
_ رازی، احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقائیس اللغه، قم، مکتبه الاعلام الاسلامی، 1404ق.
_ راغب اصفهانی، محمد بن حسین، مفردات غریب القرآن، بیجا، دفتر نشر الکتاب، چاپ دوم، 1404ق.
_ راوندی، قطبالدین، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه الامام المهدی(ع)، چاپ اول، 1409ق.
_ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الخصال، قم، منشورات جماعه المدرسین، 140ق.
_ کمال الدین و تمام النعمه، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، 1405ق.
_ طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، نجف، دار النعمان، 18ق.
_ طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم، دار الثقافه، چاپ اول، 1414ق.
_ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ سوم، 1(ع)ش.
_ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 140ق.
_ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الاختصاص، بیروت، دارالمفید، چاپ دوم، 1414ق.
_ نعمانی، محمد بن ابراهیم، کتاب الغیبه، قم، انوار الهدی، چاپ اول، 1422ق.
_ نوری طبرسی، حسین بن محمدتقی، خاتمه المستدرک، قم، مؤسسه آل البیت، چاپ اول، 1415ق.

نویسنده:

نصرتالله آیتی

فصلنامه مشرق موعود شماره 31

ادامه دارد...

http://fna.ir/36EO7N

اخبار مرتبط

منتظران مهدی مشمول رحمت خدا هستند95/02/17 - 06:00

دیدگاه ایرانی...

ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 191 تاريخ: جمعه 17 ارديبهشت 1395 ساعت: 4:51

صفحه بندی