
ارزیابی
پس از طرح دیدگاه علما باید به این نکات توجه شود که:
1. روایات «دوازده مهدی» یا «اولیای صالح» تعدادشان از انگشتان دست تجاوز نمیکند و از نظر صحّت سند و متن هم مورد اشکال و خدشۀ شماری از علما قرار گرفتهاند. در مقابل، روایات «رجعت» هم بهلحاظ تعداد فراواناند و هم به لحاظ صحّت، مورد تأیید. بنابراین، بین این دو دسته از روایات، موازنهای برقرار نیست. با اینهمه، برخی از علما تلاش کردهاند بههر نحو ممکن روایات«مهدیّون» را توجیه یا تأویل کنند.
2. از رجحان روایات رجعت نسبت به روایات«دوازده مهدی» هم که بگذریم، بین روایات «دوازده مهدی» تعارض وجود دارد. در روایتی آمده است که آنها از فرزندان امام حسین(ع) هستند و روایاتی دیگر آنها را فرزندان حضرت مهدی(عج) معرفی میکند.
3. چنانکه گفته شد، امام صادق(ع) درباره دوازده مهدی میفرماید:
آنها دوازده مهدی هستند و نه دوازده امام؛ آنها گروهی از شیعیان ما هستند که مردم را به دوستی و معرفت ما دعوت میکنند. (صدوق، 1395: ج2، 27)
بنابر این روایت، امام تأکید میکند اولاً آنها امام نیستند، و ثانیاً گروهی از شیعیاناند که گویی واسطۀ بین مردم و ائمه در معرفت و دوستی هستند. بنابراین در این روایت، ایفای هرگونه نقش حاکمیتی و رهبری توسط دوازده مهدی منتفی است. از اینرو شاید بتوان نقش اولیای صالح را با نقش ائمۀ معصومین(علیهم السلام) رجعتیافته، در جامعۀ پس از امام مهدی(عج) جمع کرد.
نظریۀ سوم؛ پایان جهان با پایان یافتن حکومت مهدی(عج)
در دستۀ سوم از روایات، وضعیت جهان بعد از حضرت مهدی(عج)، به گونۀ دیگری رقم میخورد و با پایان یافتن زندگی حضرت مهدی(عج)، دنیا نیز بهپایان میرسد و در فاصلۀ چهل روز پس از رحلت آن حضرت، قیامت برپا میشود. در اینصورت، مسئلۀ حاکمیت بعد از ایشان منتفی است.
روایات
پیامبر اکرم(ص) در خطبۀ غدیر، ضمن معرفی همۀ ائمه(علیهم السلام) دربارۀ حضرت مهدی(عج) میفرماید:
ألا إنّ خاتم الائمه منا القائم المهدی ألا أنه الظاهر علی الدّین ألا إنّه المنتقم من الظالمین... ألا إنّه الباقی حجّه و لا حجه بعده؛ (طبرسی، 1403: ج1، 64؛ مجلسی، 1403: ج37، 213)
آگاه باشید خاتم امامان، مهدی قائم از ماست. آگاه باشید که اوآشکار کنندۀ دین و انتقام گیرنده از ظالمان است.... آگاه باشید مهدی حجت باقی و پایدار است و هیچ حجتی پس از او نیست.
پیامبر(ص) در این خطبه حضرت قائم(عج) را آخرین امام برای بشر و حجت باقی و جاودان که حجتی دیگر در پی او نیست، معرفی کرده است.
در حدیث دیگری، سلمان فارسی از پیامبر(ص) چنین نقل کرده است:
قال رسول الله: ألا أبشرکم أیها الناس بالمهدی؟ قالوا: بلی. قال: فاعلموا أنّ الله تعالی یبعث فی أمتی سلطاناً عادلاً و اماماً قاسطاً یملأ الأرض قسطا و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً، و هو التاسع من ولد ولدی الحسین اسمه اسمی و کنیته کنیتی. ألا و لا خیر فی الحیاه بعده و لا یکون انتهاء دولته إلا قبل القیامه بأربعین یوماً؛ (هلالی، 1405: ج2، 959)
رسول خدا(ص) فرمود: ای مردم، آیا شما را به مهدی بشارت دهم؟ گفتند: آری. فرمود: بدانید همانا خداوند پادشاهی عادل و امامی دادگر در امتم برمیانگیزد که زمین را از داد و عدل پر میکند، آنگاه که از ظلم و جور پر شده، و او نهمین فرزند فرزندم حسین است، همنام و همکنیۀ من است. آگاه باشید که خیری در زندگی پس از او نیست و دولتش پایان نمیپذیرد، مگر چهل روز قبل از قیامت.
از امام باقر(ع) روایت شده است:
یملأ الأرض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً... وقت وفاته یکون قبل القیامه بأرابعین یوماً... ؛ (طبرسی، 1422: 116)
زمین را از عدل و داد آکنده میسازد، آنگاه که از ظلم و جور پر شده است... . زمان وفاتش چهل روز قبل از قیامت است... .
عبدالله سلیمان عامری از امام صادق(ع) نقل کرده که فرمود:
ما زالت الأرض إلّا و لله تعالی ذکره فیها حجّهیعرف الحلال و الحرام و یدعو إلی سبیل الله جلّ و عزّ و لا ینقطع الحجّه من الأرض إلّا أربعین یوماً قبل یوم القیامه فإذا رفعت الحجّه اغلق باب التوبه ولن ینفع نفساً ایمانها لم تکن آمنت من قبل أن ترفع الحجّه اولئک شرار من خلق الله و هم الذین تقوم علیهم القیامه؛ (صدوق، 1395: ج1، 229؛ مجلسی، 1403: 53، 146)
همیشه از طرف خدا حجتی روی زمین هست که حلال و حرام را بشناسد و به راه خدا دعوت کند، زمین هرگز از حجت خالی نماند، مگر چهل روز پیش از قیامت، و هنگامی که زمین از حجت خالی ماند در توبه بسته شود و هرکس تا آنوقت ایمان نیاورده باشد یا در ایمانش خیری کسب نکرده باشد، دیگر ایمانش سود ندهد. اینان بدترین خلق خدایند و اینهایند که قیامت بر آنها قیام میکند.
دیدگاهها
شیخ مفید: وی معتقد است در بیشتر روایات نقل شده حضرت مهدی(عج) چهل روز به آخر دنیا وفات میکند، سپس هرج و مرج میشود و نشانههای زنده شدن مردگان و قیام قیامت پدید میآید (نک: مفید، 1413الف: ج2، 387).
شیخ طبرسی: او نیز به این امر اذعان کرده است (نک: طبرسی، 1390: 466).
علیبن یونس عاملی: وی در کتاب صراط المستقیم مینویسد:
در بیشتر روایات آمده که حضرت مهدی(عج) تا چهل روز پیش از قیامت نمیرد، و آن موقعی است که هرج و مرج و نشانههای قیامت پیدا شود. (عاملی نباطی، 1384: ج2، 254)
ارزیابی
نظریۀ شیخ مفید و علامه طبرسی، نظریۀ «رجعت» و «دوازده مهدی» را رد میکند و لذا اشکالات و انتقاداتی که متوجه قائلان به این دو نظریه است، بهکلی مرتفع خواهد شد. اما بهنظر میرسد اشکالاتی متوجه نظریۀ شیخ مفید و علامه طبرسی است، از جمله اینکه در بیان این بزرگان آمده: «اکثر روایات بر وفات حضرت مهدی(عج)، در چهل روز مانده به قیامت» دلالت میکنند، حال آنکه حقیقتاً اینگونه نیست و روایات رجعت بهلحاظ کثرت، نه قابل قیاس با روایات مهدیون هستند، و نه با روایات دستۀ سوم. علاوه بر این، بعضی روایات دستۀ سوم بیان میکنند: «زمین از حجّت خالی نمیماند، مگر چهل روز مانده به قیامت» و هرکدام از ائمه(علیهم السلام) میتوانند مصداق حجّت باشند. از اینرو، شاید بتوان روایات رجعت را با روایات دستۀ سوم جمع کرد، به این معنا که پس از پایان زندگی حضرت مهدی(عج) همه یا تعدادی از معصومین(علیهم السلام) رجعت کرده، حاکمیت بر جهان را بهعهده میگیرند و پس از وفات آخرین حجت، بعد از چهل روز قیامت واقع میشود. همینطور است روایاتی که بیان میکند دولت حضرت مهدی(عج) آخرین دولت است.
شیخ حرّ عاملی میگوید:
شاید مراد از احادیثی که میفرماید بعد از دولت مهدی دولتی نیست، دولت ابتدایی باشد، اما رجعت دولت دوبارۀ گذشتگان است، پس منافاتی با هم ندارند. (حر عاملی، 1362: 400)
به عبارت دیگر، در واقع معصومین(علیهم السلام) پس از امام مهدی(عج) دولتی که ایشان پایهگذاری کردهاند را تحویل گرفته، حاکمیت بر آن را ادامه میدهند. والله اعلم!
پاسخ به دو سؤال
سؤال اول: آیا زمین از حجّت خالی خواهد ماند؟
در منابع مهم و کلیدی روایات فراوانی وارد شده است که اشاره دارد، سنّت ثابت و تغییرناپذیر خداوند ایجاب میکند زمین حتی یک لحظه بدون حجّت الهی باقی نماند و اساساً بقای زمین به وجود حجّت خداوند بستگی داشته باشد و اگر حجت نباشد، زمین از بین رفته، یکسره نابود شود (نک: کلینی، 1375: ج1، 168؛ مجلسی، 1403: ج23، 1)؛
یا آنکه اگر مردم دو نفر باشند، یکی از آنها بر دیگری امام است و آخرین کسی که میمیرد امام است تا احدی به خدا احتجاج نکند که چرا او را بدون امام رها کرده است (نک: 1375: ج1، 180).
با این اوصاف، چگونه ممکن است زمین چهل روز بدون حجت باقی بماند؟
شیخ حرّ عاملی در اینباره معتقد است روایاتی با این مضمون اختصاص به زمان تکلیف دارد؛ یعنی تا مکلف در عالم هست، حجّت هم هست (نک: حر عاملی، 1362: 399).
بهعبارتی، روایات بیان میکند وقتی آخرین حجّت از دنیا میرود، در توبه بسته میشود و دیگر ایمان آوردن سودی ندارد و قیامت برپا میشود؛ گویی با رحلت آخرین حجت، جهان وارد نشئۀ دیگری میشود و آن مقدّمات قیامت است.
سؤال دوم: آیا قیامت در زمان بدترین مردم برپا میشود؟
سؤال دیگری که با دقّت در روایات دستۀ سوم ایجاد میشود این است که: در این احادیث منظور از «شرار من خلق الله و هم الذین تقوم علیهم القیامه» چیست؟ بدترین خلق خدا که قیامت بر آنها واقع میشود کیستند؟
علاوه بر این، روایات دیگری نیز از پیامبر(ص) در اینباره وارد شده است که بهنوعی این روایات را تقویت میکند؛ از جمله:
1. حاکم از انسبن مالک، روایت کرده است که رسول خدا(ص) فرمود:
لایزداد الأمر إلا شدّه و لا الدّین إلّا إدباراً و لا النّاس إلّا شحّاً و لا تقوم الساعه إلّا علی شرار الناس؛ (حاکم نیشابوری، بیتا: ج4، 440)
کارها هرچه پیشتر رود، دشوارتر میشود و همه به دین پشت میکنند و مردم دچار حرص و بخل میگردند و قیامت جز بر مردم شرور و تبهکار برپا نمیشود.
2. لا تقومنّ السّاعه حتی تکون الولد غیظاً و تفیض اللّئام فیضاً و تغیض الکرام غیضاً و یجترئ الصّغیر علی الکبیر و اللّئیم علی الکریم؛ (همو)
قیامت بهپا نشود تا وقتی فرزند مایۀ خشم شود و لئیمان فراوان شوند وکریمان کمیاب گردند و کوچک بر بزرگ جسارت ورزد و لئیم بر کریم جری شود.
3. لا تقوم السّاعه حتّی یکون الزّهد و الورع تصنّعاً؛ (همو)
قیامت بهپا نشود تا وقتی که زهد و تقوی ساختگی باشد.
4. لا تقوم السّاعه حتی یکون أسعد الناس فی الدنیا لکع ابن لکع؛ (همو)
قیامت بهپا نشود تا خوشبختترین مردم جهان، فرومایه پسر فرومایه باشد.
با برداشتی ظاهری از این روایات، درمییابیم که در آستانۀ وقوع قیامت، زهد و تقوا کم میشود، مردم به دین پشت میکنند، اخلاق و اخلاقگرایی جایگاه خود را از دست میدهد و ارزشها جای خود را به ضد ارزشها میدهند. از اینرو مهمترین سؤالی که به ذهن میرسد، این است که آیا قیامت در حالی رخ میدهد که جامعه به فساد میرسد، حالآنکه با ظهور حضرت مهدی(عج)، جامعه با حاکمیت ارزشها به صلاح رسیده، آرمانشهر موعود تحقق یافته و مدینۀ فاضله بنیان نهاده شده است؟
در پاسخ به این سؤال باید اذعان کرد که وجود روایات فراوان و قطعی مبنی بر استمرار حکومت عدل مهدوی تا قیام قیامت _ که در ادامه خواهد آمد _ انکارناپذیر و با روایات بالا در تعارض است. بنابراین، باید به دنبال وجه جمع یا توجیهی پذیرفتنی بود که به رفع این تعارض بینجامد. در این راستا، وجوه گوناگونی قابل تصور است:
1. با دقت در روایات مذکور، مشخص میشود نوع بیان پیامبر(ص) یک بیان تأکیدی است؛ به این معنا که پیامبر(ص) میفرماید: «قیامت برپا نمیشود تا وقتی که زهد و تقوا کم شود، کریمان کمیاب شوند، مردم دچار حرص و بخل گردند و ...» یعنی این اتفاقات حتماً در آینده واقع خواهد شد. به عبارتی، بیان پیامبر(ص) ناظر به تأکیدی بر وقوع فتنهها و ابتلائات و نابسامانیها در آیندۀ پیش روی امّت است، نه الزاماً در آستانۀ وقوع قیامت. نظیر این مطلب در روایات دیگری نیز آمده است؛ مثلاً آنجا که میفرماید:
و الذی بعثنی بالحقّ نبیاً لو لم یبق من الدنیا إلّا یوم واحد لطوّل الله ذلک الیوم حتی یخرج رجلاً من أهل بیتی یملأ الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً؛ (طوسی، 1411الف: 180)
سوگند به خدایی که مرا به حق پیامبر برانگیخت، اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را آنقدر طولانی کند تا مردی از اهلبیت من در آن ظهور کند و زمین را از عدل و داد پر کند، همانگونه که از ظلم و جور پر شده است.
روشن است که در این حدیث مشهور، منظور پیامبر(ص) این نیست که حضرت مهدی(عج) یک روز مانده به پایان دنیا ظهور میکند، بلکه مقصود آن حضرت از این بیان، تأکید بر حتمیّت و قطعیّت وقوع ظهور حضرت مهدی(عج) است.
2. در عبارت «لا تقوم الساعه إلّا علی شرار الناس»، چنانکه «عَلی» برای افادۀ ضرر استعمال شده باشد، معنای روایت چنین میشود: «قیامت برپا نمیشود، جز به ضرر (علیه) بدترین مردم»؛ یعنی با برپا شدن قیامت، بساط تکلیف هم برچیده شده، فرصت تقرب و کسب خیر از انسان گرفته میشود و مشخص است در چنین شرایطی، هرچه عمل انسان سبکتر باشد، از وقوع قیامت بیشتر متضرر میشود تا جایی که برای شرار ناس و بدترین مردم، قیامت ضرر محض است.
3. گذشته از این توجیهات، به نظر میرسد وجود انسانهایی تبهکار و شرور هنگام وقوع قیامت، منافاتی با حاکمیت صالحان و استمرار دولت عدل تا برپا شدن قیامت نداشته باشد، زیرا انسان ذاتاً مختار آفریده شده و در دولت مهدوی(عج) هیچ اجبار و اکراهی جز با معارضان و غرضورزان _ برای واداشتن آن افراد به تسلیم شدن در برابر حق _ وجود ندارد.
بنابراین، طبیعی است افرادی _ به هر دلیل _ از حق و حقیقت رویگردان شده، به شرارت و بدی بگروند و به همۀ فرصتهای طلایی که خداوند با ظهور دولت حق برایشان فراهم کرده، پشتپا بزنند و البته وجود آنان هیچگاه به هدایت قاطبۀ انسانها _ که در صراط مستقیم قرار گرفته، از نعمتهای بیشمار الهی نهایت بهرهبرداری را میکنند _ خللی وارد نخواهد ساخت.
نتیجه
بر اساس آنچه گذشت، چنین نتیجه میگیریم:
1. با توجه به روایات، وضعیت حاکمیت جهان پس از امام مهدی(عج) در قالب سه نظریه قابل طرح است:
الف) رجعت یا بازگشت ائمه(علیهم السلام) به دنیا برای جانشینی حضرت مهدی(عج)؛
ب) حاکمیت دوازده مهدی از اولیای صالح؛
ج) پایان دنیا با پایان یافتن زندگی حضرت مهدی(عج).
2. از میان سه حالت مذکور _ مطابق نظر علما _ روایات رجعت از لحاظ تعداد و صحت سند و متن و اتفاق نظر اکثر علما بر دیگر روایات ترجیح دارد.
3. در عین حال، اگر در مقام انتخاب قطعی و یقینی یکی از این نظریات نباشیم، باید اذعان کرد که تحقق هرکدام از این حالتهای سهگانه مذکور، بهطور کلی و اجمالی، بر استمرار حکومت حضرت مهدی(عج) تا پایان جهان دلالت میکند. نظریۀ سوم صراحتاً عنوان میکند که دولت مهدوی تا برپایی قیامت استمرار دارد و نظریّات اول و دوم که هریک مؤیّد جانشینی معصومان یا اولیای صالح پس از مهدی(عج) است، بهطور ضمنی بر استمرار حکومت مهدوی دلالت دارد.
4. بنابراین، ماندگاری و پایایی دولت مهدوی تا برپایی قیامت بهدست میآید و روایات زیر شاهد بر این مدّعاست:
امام باقر(ع) در حدیثی میفرماید:
دولت ما آخرین دولتهاست. (مفید، 1413الف: ج2، 385؛ طوسی، 1411الف: 472)
پیامبر(ص) نیز فرموده است:
در شب معراج ندا شدم: ... حکومت او (حکومت حضرت مهدی(عج)) را تداوم میبخشم و تا روز قیامت، اولیایم را پیدرپی رهبر و حاکم میگردانم. (صدوق، 1395: ج1، 256؛ مجلسی، 1403: ج52، 312)
منابع
_ ابنقولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، تصحیح: عبدالحسین امینی، نجف، دارالمرتضویه، چاپ اول، 1356ش.
_ پاینده، ابوالقاسم، نهجالفصاحه، تهران، دنیای دانش، چاپ چهارم، 1382ش.
_ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله بن محمد، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، دارالمعرفه، بیتا.
_ حر عاملی، محمد بن حسن، الایقاظ من الهجعه بالبرهان علی الرجعه، تصحیح: هاشم رسولی محلاتی و احمد جنتی، تهران، نوید، چاپ اول، 1362ش.
_ حلی، حسن بن سلیمان، مختصرالبصائر، تصحیح: مشتاق مظفر، قم، مؤسسه النشر الإسلامی، چاپ اول، 1421ق.
_ خرمشاهی، بهاءالدّین، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، تهران، انتشارات دوستان _ ناهید، چاپ اوّل، 1377ش.
_ خزاز رازی، علی بن محمد، کفایه الأثر فیالنص الائمه الإنثیعشر، تصحیح: عبداللطیف حسینی کوهکمری، قم، نشر بیدار، 1401ق.
_ دوانی، علی، مهدی موعود، تهران، انتشارات اسلامیه، چاپ بیست و هشتم، 1378ش.
_ شریف مرتضی، علی بن حسین، رسائل الشریف المرتضی، قم، دارالقرآن الکریم، 1405ق.
_ صدر، سیدمحمد، تاریخ پس از ظهور، ترجمه: حسن سجادیپور، تهران، انتشارات موعود عصر4، چاپ دوم، 1384ش.
_ صدوق، محمد بنعلی، کمالالدین و تمام النعمه، تصحیح: علیاکبر غفاری، تهران، انتشارات اسلامیه، چاپ دوم، 1395ق.
_ ________________________ ، من لا یحضره الفقیه، تصحیح: علیاکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1413ق.
_ طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه، چاپ پنجم، 1374ش.
_ طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، تصحیح: سید محمدباقر خرسان، مشهد، نشر مرتضی، چاپ اول، 1403ق.
_ طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، تهران، انتشارات اسلامیه، چاپ سوم، 1390ق.
_ ________________________ ، تاج الموالید، بیروت، دارالقاری، چاپ اول، 1422ق.
_ طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، تصحیح: عبادالله تهرانی و علی احمد ناصح، قم، دارالمعارف الاسلامیه، چاپ اول، 1411ق _ الف.
_ __________________________ ، مصباح المجتهد و سلاح المتعبّد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه، چاپ اول، 1411ق _ ب.
_ عاملی نباطی، علی بن یونس، الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم، تصحیح: میخائیل رمضان، نجف، المکتبه الحیدریه، چاپ اول، 1384ق.
_ فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضه الواعظین و بصیره المتعظین، قم، انتشارات رضی، چاپ اول، 1375ش.
_ فیض کاشانى، محمدمحسن، نوادر الأخیار فیما یتعلق بأصول الدین، تصحیح: مهدی انصاری قمی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ اول، 1371ش.
_ کاشف الغطاء، شیخ جعفر، اصل الشیعه و اصولها، نجف، بینا، بیتا.
_ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ترجمه: محمدباقر کمرهای، قم، اسوه، چاپ سوم، 1375ش.
_ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الأطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.
_ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، تصحیح: مؤسسه آل البیت:، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق _ الف.
_ ________________________________ ، المسائل السرویه، تصحیح: کنگره شیخ مفید، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق _ ب.
_ نیلی نجفی، بهاءالدین علی بن عبدالکریم، منتخب انوار المضیئه فی ذکر القائم الحجه، قم، چاپخانه خیام، 1401ق.
_ هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، تصحیح: محمد انصاری، قم، الهادی، چاپ اول، 1405ق.
_ یزدی حائری، علی، إلزام الناصب فی إثبات الحجه الغائب، تصحیح: علی عاشور، بیروت، مؤسسه الأعلمی، چاپ اول، 1422ق.
نویسندگان:
محمّدکاظم رحمانستایش، منیره قضاوی
فصلنامه مشرق موعود شماره 32
انتهای متن/
http://fna.ir/VCVOSV
دیدگاه ایرانی...
ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
بازدید: 108
تاريخ: جمعه
17 ارديبهشت
1395 ساعت: 11:26