حکومت به عنوان یک عامل «سیاسی» مهم به حمایت از این مذهب پرداخت که بازه زمانی آن با امارت ابوالحسن مادرانی و حمایتهای وی از شیعیان و ترویج مذهب تشیّع آغاز شد.
تعاملات اجتماعی شیعیان با سایر گروهها و مذاهب ری همانگونه که پیش از این ذکر شد، شهر ری از تنوّع فکری و مذهبی برخوردار بود. شیعیان امامی، زیدی، اسماعیلی و حنفیان و شافعیان ساکنان این شهر بودند که به لحاظ عقیدتی، به یکی از فرقههایی همچون «نجاریه»، «معتزله»، «کرّامیه»، «اسحاقیه»، «مجبّره»، «اشاعره»، «مشبّهه»، «کلابیه»، «جهمیه» و «مجسّمه» معتقد بودند. (قزوینی رازی، 1331، ص457) این تنوّع مذهبی و فکری علاوه بر آنکه زمینهساز درگیریهای اجتماعی میشد، نوعی نشاط علمی را نیز در ری ایجاد کرده بود. [1] هر یک از شاخههای شیعه، روش خاصی را در نشر مذهب و پیشبرد اهداف خود دنبال میکرد و همین در رفتار و ارتباط آنها با دیگر فرق و مذاهب تأثیر میگذاشت. شیعیان امامی، که سالها رنج تقیّه را چشیده بودند، در زمان حکومت آلبویه و فضای باز سیاسی و اجتماعی، که این دولت ایجاد کرده بود، وارد عرصههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شدند و برخلاف شیعیان زیدی و اسماعیلی، که معتقد به «قیام بالسیف» بودند، از دست زدن به انقلابها و فعالیتهایی که پیامدی جز نابودی نداشت، پرهیز میکردند. از سوی دیگر، آنها سعی میکردند مطابق رویکرد امامانی همچون امام باقر و امام صادق (ع) به فعالیتهای علمی و فرهنگی روی آورند. مذهب «زیدیه» کمی پیش از آلبویه وارد ری شده و جای خود را در این شهر باز کرده بود. نواحی شمالی ری، قصران، ونک، کن و فرحزاد همگی زیدی مذهب بودند. (بیانی، 1371، ج2، ص611) میان شیعیان زیدی و امامی اشتراکات زیادی وجود داشت. عموماً رابطه آنها با یکدیگر مسالمتآمیز بود و هر دو گروه در مجلس درس قاضی عبدالجبّار معتزلی در ری شرکت کردند و تحت تعلیمات معتزلی قرار میگرفتند. (قمی انصاری، 1385، ص69) صاحب کتاب النقض درباره رابطه این دو گروه میگوید: ائمّه زیدی، همه اهل صلاح و زهد و سداد و عفّت و ورع بودهاند و آمران به معروف و ناهیان از منکر و شیعه در ایشان اعتقاد نیکو دارند، اما امامشان ندانند بفضل و عصمت و نصیحت و غلبه الظن، چنانست که دعوی امامت مطلق نکردهاند. بهری را ـ صلوات الله علیه ـ نویسند و بهری را ـ رضیالله عنه ـ و شیعه را با ایشان چندان خلافی نیست که بمیانجی مجبّران حاجت باشد. (قزوینی رازی، 1331، ص259) اولین فعالیتهای تبلیغی اسماعیلیان در قرن سوم هجری، از منطقه جبال آغاز شد. میتوان گفت: سابقه حضور شیعیان در ری بود که اسماعیلیان را در آغاز دعوتشان در ری، مصمّمتر میکرد. «فشاپویه» و «کلین» از مراکز سکونت آنها به شمار میرفت. (خواجه نظامالملک طوسی، 1320، ص261) اسماعیلیان به سبب فعالیتهای سرّی و اتخاذ سیاست ترور، در جامعه اسلامی از وجهه خوبی برخوردار نبودند. عبدالجلیل قزوینی در النقض، بارها از اسماعیلیان با عناوینی همچون «ملحد»، «باطنی» و «ملعون» یاد کرده است. (قزوینی رازی، 1331، ص91، 101 و 373) پیش از آنکه روابط میان شیعیان و اهلسنّت را ذکر کنیم، باید بگوییم که شافعیان و حنفیان ری علاوه بر اینکه به لحاظ فقهی در تقابل با یکدیگر بودند، از نظر عقیدتی نیز در تضاد با هم بودند. به سبب رقابت همیشگی، که میان این دو گروه وجود داشت، غالباً آنها را فریقان میگفتند. (مادلونگ، 1377، ص53) همین قضیه درباره سنّیان ری نیز صادق بود. به درگیریهای این دو گروه مورّخان ادوار گوناگون اذعان کردهاند. یاقوت حموی میگوید: در ابتدا، درگیری میان شیعه و سنّی بود و بعدها میان حنفیان و شافعیان به وجود آمد و شافعیان با وجود کمی جمعیت، همواره بر حنفیان پیروز بودند و محلههای حنفیان مخروب گردید. (یاقوت حموی، 1399ق، ج3، ص117/ قزوینی، 1373، ص376) این درگیریها سرانجام، نابودی و تخریب شهر را در پی داشت. عبدالجلیل رازی، که گزارشهای مفصّلتری از این درگیریها در کتاب خود آورده است، میگوید: حنفیان هرگز به جامع «روده» نماز نکنند و اقتدا به امام اشعریان نکنند و اشاعره اتفاق است که به مسجد حنفیان نماز نکنند و علماء هر دو طایفه فتوا میکند که در جماعت، بدان دگر اقتدا روا نباشد کردن، و حنفی اقتدا بر شفعوی نکند و شافعی بر حنفی اقتدا روا ندارد. حساب شیعت هم بر این قیاس باشد؛ تنها نماز بکنند. (قزوینی رازی، 1331، ص599) درگیری و اختلاف میان اهلسنّت، ذهن آنها را از درگیری و رقابت با شیعیان منحرف میساخت و موجب میشد شیعیان زندگی آرامتری داشته باشند و اساساً همین موضوع در حفظ حیات شیعیان در ری مؤثر بود. از دیگر سو، هریک از دو گروه حنفی و شافعی در رقابت با یکدیگر، خود را به شیعیان نزدیک میکرد؛گاه حنفیان (بر ضد شافعیان) با شیعیان متحد میشدند وگاه شافعیان در اظهار محبت بر اهلبیتx89 با شیعیان همراه میگشتند و در مراسم خاص شیعیان، همچون عزاداری بر امام حسینx86 در روز عاشورا شرکت میکردند (همان، ص404) و حتی به زیارت حضرت معصومهx83 و دیگر مراقد علویان در ری میرفتند. (همان، ص588) علاوه بر این، حنفیان به همراه امامیان و زیدیان، به فراگیری تعالیم مکتب کلامی معتزله میپرداختند. این مکتب با تلاشهای صاحب بن عبّاد و دعوت وی از قاضی عبدالجبّار معتزلی، در ری گسترش پیدا کرد و موجب رشد عقلگرایی در این شهر شد. صاحب بن عبّاد، مبلغان معتزلی را به میان حنفیان شهر میفرستاد (مقدسی، 1906، ص395) تا از اندیشههای اعتزالی آنها تأثیر پذیرند و بدینسان، آنها را به مبادلات فکری تشویق میکرد. نتیجه دوره رسمیت یافتن مذهب تشیّع در ری، با روی کار آمدن ابوالحسن مادرانی آغاز شد. به دنبال حمایتهای این حاکم شیعه مذهب، ری پناهگاه شیعیان شده بود و با نگارش کتابهایی در زمینه فضایل اهلبیتx89 به وی تقرب میجستند. این در حالی بود که شیعیان این شهر با وجود قدمتی که مذهب تشیّع ـ به ویژه تشیّع امامی ـ در ری داشت، اقلّیتی بودند که حاکمان سنّی و ناصبی همچون کثیر بن شهاب بر منبر مساجد بر امیرالمؤمنینx86 دشنام میدادند. با آغاز حکومت شاخهای از آلبویه در ری به عنوان حکومتی شیعه مذهب، رونق و گسترش این مذهب در ری افزایش یافت و شیعیان فرصت ظهور و فعالیت در عرصههای سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی را یافتند. بنابراین، تشکیل حکومت در این منطقه، سازماندهی کردن امر نقابت، احیای شعائر شیعی، ایجاد امکان مناظره در دربار بویهیان، دعوت علمای بزرگ آن دوره و تلاش در جهت ترویج عقلگرایی از سوی صاحب بن عبّاد، نفوذ و تسلّط مذهب تشیّع را در ری تثبیت کرد، به گونهای که ری، در آثار کسانی همچون حمدالله مستوفی و عبدالجلیل رازی به عنوان «شهر شیعی» معرفی میشود. برقراری روابط مسالمتآمیز شیعیان، بخصوص امامی مذهبان با سایر فرق و مذاهب ساکن ری، ازیک سو، ضامن بقا و حفظ حیات اجتماعی شیعیان بود، و از دیگر سو، این امکان را به شیعیان میداد که فعالیتهای علمی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی خود را آزادانه انجام دهند. نفوذ مذهب تشیّع در ری موجب شد که حمله سلطان محمود غزنوی به ری، که در420ق به بهانه نابودی قرامطه این شهر اتفاق افتاد، و کتابهای معتزلی، نجومی، و فلسفی را سوزاند و کشتار شیعیان را در پی داشت، هرگز به حیات شیعیان در این شهر خاتمه ندهد، بلکه پس از آن، بنا به نقل النقض، شیعیان به احداث مدارس، کتابخانهها و تألیف کتب کلامی در جهت دفاع از مبانی مذهب تشیّع پرداختند. همچنین آنها در دربار سلاجقه مناصب سیاسی را بر عهده گرفتند.
پی نوشت: [1]. در اینباره، میتوان به مناظره میان علی بن حسین بن بابویه و محمّد بن مقاتل رازی که به دنبال آن، محمّد بن مقاتل شیعه شد و نیز مناظرات میان شیخ صدوق و صاحبان مذاهب مختلف و حتی ملاحده در ری و مکاتباتی که متکلّمان شیعه این شهر همچون ابنقبّه رازی با سایر متکلّمان داشتند، اشاره کرد. مراجع فهرست منابع 1. آقابزرگ تهرانی، محمّد محسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت، دارالاضواء، 1403. 2. ابن اثیر، عزالدین، الکامل فی التاریخ، تصحیح محمّد یوسف دقاقه، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1407. 3. ابن اسفندیار، محمّد، تاریخ طبرستان، به کوشش عبّاس اقبال، تهران، 1320. 4. ابن بابویه، ابوجعفر محمّد بن علی، الامالی، ترجمه کریم تبریزی، قم، وحدتبخش، 1384. 5. ــــــــــــــــــــ، عیون اخبار الرضا، تصحیح حسین الاعلمی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1404. 6. ــــــــــــــــــــ، معانی الاخبار، تصحیح علی اکبر غفّاری، قم، نشر الاسلامی، 1416. 7. ابن حجر، احمد بن علی، لسان المیزان، تحقیق محمّد عبدالرحمان المرعشی، بیروت دار احیاء التراث العربی، 1416. 8. ابن خلدون، عبدالرحمان بن محمّد، تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالحمید آیتی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1383. 9. ابنشهرآشوب، محمّد بن علی، معالم العلماء، نجف، مطبعه الحیدریه، 1380. 10. ابن طباطبا، ابراهیم بن ناصر، مهاجران آل ابیطالب، ترجمه محمّدرضا عطائی، مشهد، آستان قدس رضوی، 1372. 11. ابن مسکویه، احمد بن محمّد، تجارب الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، دار سروش للطباعه و النشر، 1379. 12. اسکافی، محمّدبن عبدالله، المعیار و الموازنه فی فضایل الامام امیرالمومنین علی بن ابیطالبuf086، تحقیق شیخ محمّدباقر محمودی، بیروت، مؤسسه فؤاد، 1402. 13. برقی، احمد بن محمد، المحاسن، قم، دارالکتب الاسلامیه، بیتا. 14. بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه محمّد توکل، تهران، نقره، 1364. 15. بهرامیان، علی، «احمد بن حسن مادرانی»، دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم بجنوردی، مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1369. 16. بیانی، شیرین، دین و دولت در ایران عهد مغول، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1371. 17. بیرونی، ابوریحان، التفهیم لاوائل صناعه التنجیم، تهران، انجمن آثارملّی، 1352. 18. بیهقی، ابوالحسن علی بن ابوالقاسم بن زید، لباب الانساب و الالقاب، تحقیق سید مهدی زنجانی، قم، کتابخانه آیهالله مرعشی نجفی، 1410. 19. جعفریان، رسول، «تشیع در ری»، مجموعه مقالات کنگره عبدالعظیم حسنیuf086، قم، داراالحدیث، 1382. 20. ــــــــــــــــــــ، «منازعات حنفیان و شافعیان در تاریخ میانه ایران»، مقالات و بررسیها، قم، دلیل، 1379. 21. حسینیان مقدّم، حسین و دیگران، تاریخ تشیّع، تهران، سمت، 1384. 22. خواجه نظامالملک طوسی، حسن بن علی، سیاستنامه، تصحیح عبّاس اقبال، تهران، اساطیر، 1320. 23. دهخدا، علی اکبر، لغتنامه، زیر نظر محمّد معین، تهران، دانشگاه تهران، 1377. 24. رافعی قزوینی، عبدالکریم بن محمّد، التدوین فی اخبار قزوین، تحقیق عزیزالله عطاردی، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1408. 25. طبری، ابوجعفر محمّدبن جریر، دلایل الامامه، قم، دارالذخائر للمطبوعات، 1383. 26. ــــــــــــــــــــ، تاریخ الرسل و الملوک، قاهره، مطبعه الاستقامه، 1358. 27. عطاردی قوچانی، عزیزالله، عبدالعظیم حسنی؛ حیاته و مسنده، تهران، عطارد، 1373. 28. ــــــــــــــــــــ، مسند الامام رضاuf086، مشهد، کنگره امام رضاuf086، 1406. 29. ــــــــــــــــــــ، مسند الامام کاظمuf086، مشهد، کنگره امام رضاuf086، 1409. 30. فرای، ریچارد، تاریخ ایران از فروپاشی دولت ساسانی تا آمدن سلاجقه، ترجمه حسن انوشه، تهران، امیرکبیر، 1385. 31. فصیحخوافی، احمد، مجمل فصیحی، به کوشش محمود فرخ، مشهد، آستان قدس رضوی، 1339. 32. قزوینی رازی، عبدالجلیل، النقض، تصحیح میرجلالالدین محدّث ارموی، تهران، بینا، 1331. 33. قمی، حسن بن محمّد، تاریخ قم، ترجمه حسن بن علی بن عبدالملک قمی، تصحیح جلالالدین تهرانی، تهران، توس، 1361. 34. قمی انصاری، حسن، «کتابی از مکتب معتزلیان ری»، کتاب ماه، ش106 (مرداد 1385). 35. کاهن، کلود و کبیر، مفیزالله، بویهیان، ترجمه یعقوب آژند، تهران، مولی، 1382. 36. کرمر، جوئل، احیای فرهنگی در عهد آلبویه، ترجمه محمّد سعید حنایی کاشانی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1375. 37. کریمان، حسین، قصران، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1385. 38. کلینی، محمّد بن یعقوب، اصول کافی، تحقیق محمّدجواد الفقیه، بیروت، دارالاضواء، 1413. 39. کوشا، علی، «احمد بن حسن مادرانی»، نشریه چیستا، ش39 (اردیبهشت1366). 40. مادلونگ، ویلفرد، فرقههای اسلامی، ترجمه ابوالقاسم سری، تهران، اساطیر، 1377. 41. ــــــــــــــــــــ، مکتبها و فرقههای اسلامی در سدههای میانه، ترجمه جواد قاسمی، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1387. 42. مدرّسی، محمّدعلی، ریحانه الادب، تهران، خیّام، 1369. 43. مقدسی، ابوعبدالله محمّد بن احمد، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، لیدن، بریل، 1906. 44. مکدرموت، مارتین، اندیشههای کلامی شیخ مفید، ترجمه احمد آرام، تهران، دانشگاه تهران، 1372. 45. منزوی، علینقی، «احمد بن حسن مادرانی»، دانشنامه اسلام و ایران، تهران، بنگاه ترجمه و نشر، 1357. 46. منتجبالدین، علی بن عبیدالله بن بابویه، فهرست اسماء الشیعه و مصنّفیهم، تصحیح محدّث ارموی، قم، کتابخانه آیهالله العظمی مرعشی نجفی، 1366. 47. موسوی خرسان، حسن، فقیه ری (زندگینامه و آثار شیخ صدوق)، ترجمه علیرضا میرزا محمّد، تهران، اطلاعات، 1377. 48. نجاشی، ابوالعبّاس احمد بن علی، الرجال، تحقیق سید موسی شبیری زنجانی، قم، نشر الاسلامی، 1407. 49. هاشمی، محمّد قاسم، «سادات مهاجر به منطقه ری بزرگ و برخی دلایل هجرتها»، مجله میراث جاویدان، ش55 (پاییز 1385). 50. همدانی معتزلی، قاضی ابوالحسن عبدالجبّار، تثبیت دلایل النبوه، تحقیق عبدالکریم عثمان، بیروت، دارالعربیه، بیتا. 51. ــــــــــــــــــــ، المغنی فی ابواب التوحید و العدل، تحقیق مصطفی السقّا، قاهره، 1385. 52. یاقوت حموی، شهابالدین ابوعبدالله بن عبدالله، معجم الادباء، بیروت، دارالفکر، 1400. 53. ــــــــــــــــــــ، معجم البلدان، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1399. 54. Cahen، CL، «Buwayhids»، EI2، Leiden، Brill، 1986. نویسندگان: زهرا میرزایی، احمد بادکوبه هزاوه فصلنامه شیعهشناسی شماره 49 انتهای متن/
http://fna.ir/8LXB1H
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد