95/05/10 - 07:28
شماره: 13950509000575
اساسا خاتمیت بر مبنای امامت قابل فهم است نه بلوغ عقلی و توانمندی بشر برای اجتهاد در دین.
چکیده
در تبیین و تعلیل خاتمیت، اندیشمندانی که به این مسأله پرداختهاند تقریبا بطور عموم، ملاک اصلی و سرّ پیدایش خاتمیت را بلوغ عقلی بشر دانستهاند. مقاله حاضر ضمن تبیین و تحلیل رویکرد و تلقیهای ارائه شده از بلوغ عقلی، این نظریه را مورد نقد و بررسی قرار داده است. حاصل این بررسی آنست که نظریه بلوغ عقلی بشر صرف یک نظرپردازی ذهنی برای سامان بخشی به فلسفه خاتمیت است و هیچ دلیل و بیّنه واقعی و شاهد و قرینه عینی در متن واقعیت خارجی آن را پشتیبانی و تأیید نمینماید.
نقد اساسیتری که متوجه نظریه بلوغ عقلی است آنست که التزام به این نظریه بنابر تحلیلهای متفاوتی که از آن تاکنون ارائه شده است، یا منتهی به ختم دیانت میشود و یا منتهی به ختم و نفی امامت؛ و این دو نتیجه، از ناحیه ادلّه مسلّم و غیر قابل تردید فلسفه نبوت و امامت، مردود و غیرقابل اعتنا میباشد. در بخش پایانی مقاله پس از نقد و بررسی چهار رویکرد در باره نسبت امامت و خاتمیت، رویکرد پنجمی تحت عنوان امامت سرّ و راز اصلی خاتمیت معرفی میشود. در این دیدگاه، امامت نه به عنوان متمّم و مکملی در حاشیه خاتمیت که امری در متن و اصل و بنیان باور به خاتمیت بلکه به عنوان مناط و ملاک آن مطرح است؛ و مدعی آنست که اساسا خاتمیت بر مبنای امامت قابل فهم است نه بلوغ عقلی و توانمندی بشر برای اجتهاد در دین. این نظریه که مبتنی بر تلقی ویژهای از متون وحیانی، بخصوص از قرآن کریم بعنوان وحی خاتم است، به ادعای نگارنده مستظهر به جمیع ادلّه عقلی و نقلی و شواهد تاریخی و عینی است.
نویسنده:
عباس جوارشکیان
دو فصلنامه فلسفه و کلام - سال چهل و هفتم، شماره 95، پاییز و زمستان 1394.
برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.
http://fna.ir/MULFYT
دیدگاه ایرانی...
ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
بازدید: 142
تاريخ: يکشنبه
10 مرداد
1395 ساعت: 10:18