رفتارهای بسیاری از ما تحت تأثیر انگیزههای مختلفی میباشد؛ انگیزهی ناخودآگاه در واقع، یک عامل درونی است که برخی از رفتارهای انسان بر اساس همین نوع انگیزه رخ میدهد.
4ـ مرحله دوم شکلگیری هویّت
4ـ1) هویّت خانوادگی
چنانکه قبلاً اشاره شد، از نظر روانشناسی، مرحله اصلی فرایند اجتماعی شدن کودک، از خانواده شروع میشود. خانواده در شکلگیری نگرشها، ارزشها و باورداشتهای کودکان نقش اصلی را بر عهده دارد و بر نوع روابط فرد با عوامل و نهادهای اجتماعی دیگر تأثیر میگذارد.
این امر از هنگام تولّد و زمانی آغاز میشود که پدر و مادر با «نامگذاری» کودک خود، جایگاه یا موقعیّت ویژهای به فرزند خود میدهند. از آن پس، با رشد تدریجی کودک طی چند سال، تعلّقات خانوادگی او بیشتر و بیشتر میشود تا به نوجوانی برسد. در آغاز نوجوانی، شخص میتواند بهراحتی موقعیّت خود را در میان خانواده خویش (هویّت خانوادگی) و نیز موقعیّت خانواده خود را در جامعه تشخیص دهد و بر این اساس، احساس تشخّص فردی و اجتماعی کند (ر.ک؛ سبحانیجو، 1383: 38ـ 49). مینوچین نیز خانواده را کانون شکلگیری هویّت فرد قلمداد میکند و آن را خاستگاه هویّت انسان میداند.
او معتقد است که احساس هویّت متّکی بر دو رکن است: یکی احساس تعلّق و دیگری مجزّا بودن. وی خانواده را آزمایشگاهی میداند که این دو جز در آن با هم مخلوط و نسخهپیچی میشوند (ر.ک؛ مینوچین1375: 135). بنابراین، میتوان ادّعا کرد که تمام مقولات گوناگون تحوّل انسان عمیقاً تحت تأثیر محیط خانواده هستند.
طبق روایات، انتخاب الگو از همان سنین کودکی آغاز میگردد. پایههای هویّت خانوادگی، حتّی هویّت اعتقادی را شکل میدهد. همانگونه که پیامبر گرامی اسلام(ص) فرموده است: «الْوَلَدُ سَیِّدٌ سَبْعَ سِنِینَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنِینَ وَ وَزِیرٌ سَبْعَ سِنِینَ ...: فرزند آدمی در هفت سال اوّل زندگی، آقا و سیّد پدر و مادر، در هفت سال دوم، بنده فرمانبردار و مطیع آنها و در هفت سال سوم، وزیر خانواده و مشاور ایشان است» (طبرسی، 1370، ج 1: 222). با بررسی گفتار پیامبر گرامی اسلام، متوجّه مطابقت علم روانشناسی امروز با کلام ایشان میشویم.
در مرحله دوم دوره اطاعت که کودک با رشد همهجانبهاش طبق یافتههای علمی (پیاژه) از ناپیروی و عدم اطاعت از دیگری و فرمانبرداری از پدر و مادر و الگوهای والدین میرسد. در اثر رشد عقلانی ـ عاطفی و به وجود آمدن وجدان اخلاقی و نیز برای تکوین شخصیّت خود از الگوهای والدین تبعیّت میکند. مشخّصه این دوره، کلماتی چون اطاعت، عبد، ادب کردن و تعلیم و تربیت میتواند باشد (ر.ک؛ قریشیراد، 1376: 37ـ 38).
کودکان همواره از کسانی که مزایای برتری دارند و مورد توجّه آنها هستند و به آنان علاقهمندند، تقلید میکنند و در نحوه اعمال و رفتار، آنان را الگو و اسوه خویش قرار میدهند و دوست میدارند. خصوصیّات زندگی ایشان را مدّ نظر داشته باشند و از آن پیروی نمایند.
این تقلید و الگوبرداری از والدین، در یافتن هدایت خانوادگی او کمک میکند. تقلید از الگو تا وقتی که افراد به سنّی رسیدهاند که خوب و بد، مقبول و نامقبول، سره و ناسره را تشخیص دهند، ادامه دارد، امّا هنگامی که قوای فکری و روانی آنان به مرحلهای از رشد برسد که بتواند آگاهانه در مسیر تکامل گام بردارند، با توجّه به زمینهای که از پیش برای خود فراهم آوردهاند، اشخاصی را که به نظر آنان برجسته مینمایند و رفتار و کردار و افکارشان را پسندیدهاند، الگو و اسوه خویش قرار میدهند و این کار از راههای یادگیری و تکامل به شمار میرود (ر.ک؛ صانعی، 1379: 7ـ24). لذا والدین باید الگوهایی برای فرزندان خود باشند.
در قرآن مجید، از پیشوایان جور سخن به میان آمده است و یادآوری شده که آنان پیروان خود را تباه ساخته، به ضلالت و گمراهی میکشند. درباره فرعون و گروه او چنین آمده است: ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّه یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَیَوْمَ الْقِیَامَه لَا یُنصَرُونَ: و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به آتش (دوزخ) دعوت مى کنند و روز رستاخیز یارى نخواهند شد!﴾ (القصص/ 41). هویّت خانوادگی برای او به صورتی پایدار و دائمی و در تمام عمر وجود دارد.
با این حال، کمال یافتن آن در مورد همه افراد یکسان نیست. بیتردید در خانواده گسترده که در آن پیوندهای خانوادگی، وسیعتر و بیشتر است و خانواده از پشتوانه فرهنگی، حتّی قومی قویتر برخوردارند، یا در خانوادههایی که پدر و مادر به تربیت فرزندان خود بیشتر اهمیّت میدهند و برای شخصیّت آنها اعتبار ویژهای قائل هستند، هویّت خانوادگی پایدارتر و از ثبات و استحکام بیشتری نیز برخوردار است (ر.ک؛ ربّانی، 1381: 26ـ 27).
4ـ2) اختلال هویّت جنسی
هویّت جنسی حالتی روانشناختی است که احساس درونی شخص را از مرد یا زن بودن مشخّص میکند و گاه در افراد فرق گذاشته، در رفتارهای مردانه یا زنانه خود دچار بیتفاوتی و یا سردرگمی میشوند. این رفتار که جز آسیبهای رفتاری جنسی است، ریشه در محیط اجتماعی، خانواده و در نتیجه، در بلوغ زودرس دارد. هویّت جنسی از طریق تمایل به جنس مخالف شکل میگیرد و آمادگی برای ازدواج به وجود میآید. در صورتیکه تمایلات جنسی از طریق ازدواج به شیوههای صحیحی ارضا شود، سلامت روانی پدید میآید و در غیر این صورت، ممکن است به انحراف جنسی بینجامد (ر.ک؛ کجباف، 1384: 113ـ 144).
فرد در تعاقب شناخت فرایند ناخودآگاه و درونسازی رفتار، از نقش جنسی خود به عنوان دختر یا پسر به ایفای نقش میپردازد. امّا چه زمانی فرد متوجّه تفاوتهای جنسی میشود؟ طبق دیدگاه فروید، شروع کنجکاویهای جنسی، هنگامی است که کودکان پیشدبستانی از تحریک اندام تناسلی لذّت میبرند (از سنین 3ـ6 سالگی) و تعارض ادیپ درباره پسرها و تعارض الکترا درباره دخترها ایجاد میشود (ر.ک؛ برک، 1385، ج 1: 26).
کنجکاویهای جنسی در سنین کودکی همچنان ادامه دارد و گاهی به بلوغ زودرس ختم مییابد. این پدیده (بلوغ زودرس) از دیگر ارمغانهای جهانی شدن برای دنیای جدید است. رسانههای جهانی با بمباران اطّلاعاتی کودک و نوجوان و آگاهی دادن فزاینده به او، یکباره او را در مقابل مجهولاتی قرار میدهند که اقتضای سنّی او نیست. باید مراقب درونسازیهای کودکان خود بود، چراکه محیط پیرامونی، بهویژه رسانهها به فرایند هویّتپذیری آنها در تعاقب ناخودآگاه سرعت میبخشند. بهگونهای که مشهود است، یکی از مسائل مهم در این باب، بلوغ جنسی زودرس کودکان است که از طریق این رسانهها ایجاد میشود.
در نتیجه، آنچه مقتضای هویّت جنسی و شرعی کودک نیست، رخ میدهد. این پدیده خود موجب اختلال در رفتار و یا نبود تمایل به رعایت هنجارهای اجتماعی میشود. با گرایش به هواپرستی، حتّی کودکان نیز از آسیبهای آن در امان نیستند و تأثیر خود را بر آنان نیز میگذارد. در اجتماعی که عرضه جاذبههای جنسی، حریم شریعت را برنتابد، کودکان دچار بلوغ جنسی زودرس میشوند و در نتیجه، فاصله بین رشد جنسی با رشد فکری زیاد میگردد. لذا برخی مدّتها پیش از بلوغ فکری و تشکیل هویّت جنسی متناسب با اجتماع به رفتار جنسی نسنجیده و نابخردانه اقدام مینمایند. محصول این روابط، امروزه برای جامعه غربی سقط جنینهای پیدرپی نوجوانان و وجود فرزندان نامشروع است (ر.ک؛ وندی و نانسی، 1389: 291).
این اختلالات جنسی در آخرالزّمان به اوج خود میرسد امام باقر (ع) میفرماید: «یَخْرُجُ قَائِمُکُمْ قَالَ إِذَا تَشَبَّهَ الرِّجَالُ بِالنِّسَاءِ وَ النِّسَاءُ بِالرِّجَالِ وَ اکْتَفَی الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ وَ النِّسَاءُ بِالنِّسَاءِ وَ رَکِبَ ذَوَاتُ الْفُرُوجِ السُّرُوجَ...:آنگاه که مردان به زنان تشبّه کنند و زنان به مردان، و مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان، و صاحبان فروج بر زینها سوار شوند...» (صدوق، 1395ق.، ج 1: 331). علی (ع) نیز میفرماید: «یَظْهَرُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ وَ اقْتِرَابِ السَّاعَه وَ هُوَ شَرُّ الْأَزْمِنَه نِسْوَه کَاشِفَاتٌ عَارِیَاتٌ مُتَبَرِّجَاتٌ مِنَ الدِّینِ دَاخِلاَتٌ فِی الْفِتَنِ مَائِلاَتٌ إِلَی الشَّهَوَاتِ مُسْرِعَاتٌ إِلَی اللَّذَّاتِ مُسْتَحِلاَّتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِی جَهَنَّمَ خَالِدَاتٌ:در آخرالزّمان، نزدیک به قیامت زنانی ظاهر شوند: بیحجابانِ برهنگان، خودآراستگان برای غیر شوهران، رهاکردگان آیین، داخلشدگان در آشوبها، قائلان به شهوات و مسائل جنسی، شتابکنندگان به سوی لذّات و خوشگذرانیها، حلالشمارندگان محرّمات الهی، و واردشوندگان در دوزخ»(همان، 1404ق.، ج 3: 390).
4ـ3) هویّت اعتقادی
همان گونه که اشاره شد، هویّت اعتقادی در ابتداییترین مرحله خود، با الگوپذیری دینی از والدین شکل میگیرد و درونسازی میشود. حتّی در تقسیمبندی ناخودآگاه فرانکل، دو نوع ناخودآگاه را برمیشمرد و میگوید که «محتوای ناخودآگاه تا آنجا گسترده شده است که خود به نوع غریزهمندی ناخودآگاه (غریزه ناخوادآگاه؛ Instinctual unconscious)، روحانیّت یا معنویّت ناخودآگاه (ناخودآگاه روحی یا معنوی؛Spiritual unconscious ) افتراق پیدا کرده است (ر.ک؛ علوینژاد، 1377: 173ـ206).
همه پژوهشگران تحوّلنگر به این باورند که آموزش ـ و از جمله آموزش دینی باید با سطح تحوّل عقلانی یادگیرنده منطبق باشد و هیچ آموزشی تا وقتی کودک به سطح سازمان روانی لازم برای درک آن نرسیده، مفید واقع نمیشود. لذا هویّت اعتقادی نیز متناسب با درک کودک شکل میگیرد؛ به عبارت دیگر، دریافت مذهبی فراتر از افق ذهنی کودکان خردسال است و قبل از دستیابی به سطح تفکّر مذهبی امکانپذیر نیست و تنها با شروع دوره عملیّات منطقی است که نوجوان میتواند غیرمادّی بودن خداوند را درک کند و فرضیّه وجود عوامل غیرمادّی را بپذیرد (ر.ک؛ دادستان، 1381: 82 ـ 103).
اگر محیط خانواده و اجتماع کودک به گونهای صحیح، رشد و کمال هویّتهای کودک را راهنمایی کنند، منجر به بروز زندگی سالم و آکنده از رفتارهای ضدّ اجتماعی خواهد شد و در راستای شکلگیری گرایشهای مطلوب دینی، وی را یاری خواهد کرد. نوجوانان و جوانان از راههای مختلفی تلاش میکنند که با خواستههای خود سازگار شوند و چیزی که در این فرایند شایان توجّه است، رسیدن به یک هویّت یکپارچه است. در غیر این صورت، آنها دچار انحراف خواهند شد. به عقیده مارسیا، وجود یا نبود بحران و تعهّد میتواند برای ایجاد چهار وضعیّت هویّت، به صورت ضبط هویّت، وقفه، پراکندگی و کسب هویّت ترکیب شود (ر.ک؛ برک، 1385، ج 2: 58).
5ـ گرایشهای دینی هویّت اعتقادی
هویّت اعتقادی سالم فرد را در راستای عمل صحیح کمک میکند؛ برای نمونه، میتوان به تأثیر هویّت دینی در بروز رفتارهای صحیح و شایسته اشاره کرد که خداوند این گونه اشاره میکند: ﴿قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ... :بگو: هر کس طبق روش (و خلق و خوى) خود عمل مى کند﴾ (الإسراء/ 84). «شاکله» در اصل از ریشه «شکل» به معنی «در بند کردن حیوان» است (ر.ک؛ راغب اصفهانی، 1412ق.:462). در بعضی از روایات، «شاکله» به «نیّت» تفسیر شده است. از امام صادق(ع) روایت شده است: «وَ النِّیَّه أَفْضَلُ مِنَ الْعَمَلِ أَلَا وَ إِنَّ النِّیَّه هِیَ الْعَمَلُ ثُمَّ تَلاَ قَوْلَهُ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ...﴾ یَعْنِی عَلَی نِیَّتِهِ» (کلینی، 1365، ج 2: 16)؛ یعنی «نیّت افضل از عمل است. اصلاً نیّت همان عمل است. سپس امام(ع) آیه ﴿قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ...﴾ را قرائت فرمود و اضافه نمود: منظور از شاکله، نیّت است» (بحرانی، 1416ق.، ج 3: 581).
نمونههای دیگر این تأثیرپذیری را میتوان در اعراب جاهلی مشاهده نمود. دوران جاهلیّت دورانی است که مردم در آن دوران، دچار دو گونه نابسامانی و کمبود بودند؛ نابسامانی مادّی و نابسامانی معنوی و اعتقادی.
الف) نابسامانی مادّی
نابسامانی مادّی مردم این است که از لحاظ رفاه در سطح پایینی قرار داشته باشند، چنانکه در قرآن هم به نبودن رفاه و امنیّت در دوران جاهلی اشاره شده است: ﴿فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ * الَّذِی أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ: پس باید پروردگار این خانه را عبادت کنند * همان کس که آنها را از گرسنگى نجات داد و از ترس و ناامنى ایمن ساخت.﴾ (القریش/ 3 ـ 4).
ب) نابسامانی معنوی و اعتقادی
نابسامانی و کمبود معنوی مردم عبارت است از گمراهی مردم. گمراهی یعنی حیرت که عبارت است از اینکه یک راه روشن در مقابل مردم نیست و دنبال یک چیز بالا و والایی نمیگردند (ر.ک؛ لکزایی، 1365: 6ـ40). ضعفهای اعتقادی که در بدو تولّد اعراب، همراه آنها بوده است و چنان ریشه در رفتار ناخودآگاهشان داشت که این رابطه را به ظاهر ناگسسته جلوه میداد. این رفتارها را میتوان از کلام امیر مؤمنان علی(ع) متوجّه شد که میفرماید: «همانا خدا محمّد(ص) را برانگیخت تا مردمان را بترساند و فرمان خدا را چنانکه باید، رساند.
آن هنگام شما ای مردم عرب! بدترین آیین را برگزیده بودید و در بدترین سرای خزیده (فی شَرِّ دَارٍ). منزلگاهتان سنگستانهای ناهموار، همنشینتان گرزه مارهای زهردار. آبتان تیره و ناگوار، خوراکتان گلوآزار. خون یکدیگر را ریزان، از خویشاوند بریده و گریزان بودید و بتهاتان همه جا بر پا، پای تا سر آلوده به خطا بودید» (نهجالبلاغه/ خ 26).
سؤال این است که چگونه گرایشهای نامطلوب و کمبودهای اعتقادی و اینکه چگونه بُتپرستی به عنوان یک هویّت اعتقادی تحت تأثیر محیط اجتماعی قرار دارد؟ از نظر روانی و فکری، بُتپرستی سرچشمههای دیگری نیز دارد که در آیات زیر به آنها اشاره شده است: ﴿...وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ...: ... و آنها که غیر خدا را اولیاى خود قرار دادند و دلیلشان این بود که اینها را نمى پرستیم مگر به خاطر اینکه ما را به خداوند نزدیک کنند، خداوند روز قیامت میان آنان در آنچه اختلاف داشتند داورى مى کند﴾ (الزّمر/3).؛ ﴿... وَطَآئِفَه قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللّهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِیَّه....: و گروه دیگرى در فکر جان خویش بودند؛ آنها گمانهاى نادرستى ـ همچون گمانهاى دوران جاهلیّت ـ درباره خدا داشتند...﴾ (آلعمران/ 154).
همانگونه که در این آیات مشاهده میشود، دو دلیل دیگر برای کمبودهای اعتقادی و گرایشهای نامطلوب دینی آنها وجود داشته است که عبارتند از: 1ـ پیروی از گمانهای بیاساس و هوای نفس است. 2ـ پندار و خیالی است که برای افراد نادان پیدا میشود و مقلّدان چشم و گوش بسته، آن را از یکدیگر میگیرند و نسل به نسل منتقل میشود که این همان مسئله انتقال نظام ارزشی از درون خانواده به فرد و از یک نسل به نسل دیگر است. در حقیقت، اعراب جاهل به دو گونه تقلید و همانندسازی خود با محیط و نیاکانشان به درونی کردن رفتار جاهلی و بُتپرستی میپرداختند. در تعریف همانندسازی گفته میشود تقلیدی که فرد خود را جای دیگری مینهد، همانندسازی میگویند (ر.ک؛ محسنی، 1371: 1ـ30). این نمونهای از تأثیر محیط بر شکلدهی به هویّت اعتقادی است.
گناه و اصرار بر آن موجب فساد عقیده و تکذیب آیات الهی میشود؛ زیرا از دیدگاه قرآن کریم، لجاجت و اصرار بر معصیت، حتّی حسّ تشخیص انسان را نیز عوض میکند؛ خوب را در نظر بد، و بد را در نظرش خوب جلوهگر میکند و در فرایند درونسازی ارزشها، ضدّ ارزشها را جایگزین ارزشها میکند. خداوند میفرماید: ﴿قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا* الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاه الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا * أُولَئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَه وَزْنًا: بگو: آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها، چه کسانى هستند؟
* آنها که تلاشهایشان در زندگى دنیا گم (و نابود) شده؛ با این حال، مى پندارند کار نیک انجام مى دهند! * آنها کسانى هستند که به آیات پروردگارشان و لقاى او کافر شدند؛ به همین جهت، اعمالشان حبط و نابود شد! از این رو روز قیامت، میزانى براى آنها برپا نخواهیم کرد!﴾ (الکهف/ 103ـ 105) و ﴿ثُمَّ کَانَ عَاقِبَه الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِؤُون: سپس سرانجام کسانى که اعمال بد مرتکب شدند به جایى رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند!﴾ (الرّوم/10).
تفکّر خیالپردازانه «جادویی اندیشیدن»، «افسانهپردازی» و «تفکّر سحری» در کودکی وجود دارد، ولی با هدایت کودک و ارائه الگوهای اعتقادی صحیح میتوان در جهتدهی هویّت آنها نقش مؤثّری را ایفا کند. تفکّر جادویی و سحری به دوره کودکی اختصاص دارد. با رشد کودک، وی از خیال غیرعقلانی و تفکّر جادویی و سحری فاصله گرفته است و به سمت معیار منطقی و عقلانی حرکت میکند و در دوره نوجوانی، جوانی و بزرگسالی به شیوه منطقی و عقلانی میاندیشد (ر.ک؛ باهنر، 1378: 80).
6ـ راهکارهای تشکیل هویّت اعتقادی سالم
1ـ در ابتدا باید کودکان را با توجّه به ظرفیّت پذیرشی که از خود نشان میدهند، در راستای کسب معنویّات هدایت کرد.
2ـ ایجاد فضای اعتقادی در خانواده و روابط خانوادگی برای زمینهسازی رفتارهای اعتقادی آینده کودک.
3ـ دور نگه داشتن کودکان از فضاهای آلوده رسانهای از تلویزیون گرفته تا اینترنت و ماهواره.
4ـ ایجاد خودباوری در کودکان.
5ـ آشنا کردن تدریجی کودک با مفاهیم جنسی و هر آنچه که نسبت به آنها کنجکاو است.
6ـ کنترل ارتباطهای فرزندان با دوستان و گروههایی که میتوانند در حکم گروههای مرجع باشند.
7ـ ارائه الگوهای مناسب برای تربیت دینی و اعتقادی کودکان. الگوهای صحیحی را قرآن کریم برای همه جهانیان طرح میکند؛ از جمله رسول گرامی اسلام: ﴿لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهحَسَنَه لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا: مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیکویى بود، براى آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى کنند.﴾ (الأحزاب/ 21).
نتیجهگیری
بررسی سازوکار ناخودآگاه و تأثیر آن در جهتگیریهای اعتقادی و تحوّل تدریجی رفتار که ریشه در درونسازیهای کودک از محیط اطراف دارد، این یقین را میدهد که تکامل صحیح فرایند تشکیل هویّت اعتقادی با ایجاد زمینههای مناسب تربیتی و ارائه الگوهای صحیح امکانپذیر است.
خانواده اوّلین فضا یا زمینه مؤثّر بر درونسازیهای اعتقادی است. در حقیقت، در میان نهادهای گوناگون اجتماعی،کانون مقدّس خانواده بهترین مجلای فرهنگ حاکم بر جامعه و محلّ ارضای نیازهای جسمانی و عاطفی و محلّی برای تشکیل هویّت اعتقادی افراد شناخته شده است. در صورتی که مکانیزمها و مراحل رشد از طریق خانواده و محیط اطراف، مثبت طی شده باشد، کودکان به خودباوری میرسند. کودکان خودباور، شناخت روشن و مثبتی از هویّت خویش دارند و میتوانند با روشهایی متفاوت و مطلوب، خود را بررسی کنند.
نابسامانیهای اعتقادی و تشکیل هویّتهای مجازی متأثّر از تربیت غلط خانواده و فضاهای اجتماعی است که گروههای مرجع به عنوان اثرگذارترین آنها در تشکیل هویّت فرد ایفای نقش میکنند. رسانههایی که انواع آلودگیها را به جوامع امروزی تزریق میکنند، موجب از هم پاشیدگی نظام روانی و اعتقادی افراد میشوند و این رسانهها آلودگیها را در فرایند درونسازی کودکان به صورت ارزشها جلوه میدهند. از دیگر عوارض آنها، بلوغ زودرس کودکان و نوجوانان است که با ارائه راهکارهای دینی مؤثّر بر تشکیل هویّت و مراقبت از کودکان، هویّتبخشی دینی به آنها میتواند از بروز آسیبهای محتمل بر تشکیل هویّت جلوگیری کرد.
مراجع
قرآن کریم.
آزاد، حسین. (1389). آسیبشناسی روانی بر اساس طبقه بندی DSM-IV-TR. چاپ یازدهم. تهران: بعثت.
آموسی، مجنون. (1390 ). هویّت اجتماعی. سایت آفتاب؛ www.aftab.ir.
ابنبابویه قمی(صدوق)، ابوجعفر محمّد. (1404ق.). من لا یحضره الفقیه. چاپ دوم. قم: جامعه مدرّسین.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ . (1395ق.). کمالالدّین و تمام النّعمه. چاپ دوم. تهران: اسلامیّه.
اسلامی، حسن. (1383). اعتماد به نفس. چاپ سوم. تهران: مؤسّسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).
باهنر، ناصر. (1378). آموزش مفاهیم دینی همگام با روانشناسی رشد. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی.
بحرانی، هاشم. (1416ق.). البرهان فی تفسیر القرآن. چاپ اوّل. قم: مؤسّسه البعثه.
بخشایش اردستانی، احمد. (1387). از جریان آزاد اطّلاعات تا خلسه رسانهای. چاپ اوّل. تهران: رشد علوم اجتماعی.
برک، لورا. ای. (1385). روانشناسی رشد. ترجمه یحیی سیّدمحمّدی. چاپ چهارم. تهران: ارسباران.
پاینده، حسین. (1373). «خود و نهاد». مجلّه ارغنون. شماره 3. صص 229ـ 252.
توسّلی، غلامعباس و رضا فاضل. (1381). «تأثیر پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی و رفتار والدین بر اثربخشی خشونت تلویزیونی بر رفتار کودکان». مجلّه جامعهشناسی ایرانش. شماره 15. صص 115ـ147.
حاجی حسینی، حسن. (1381). «بحران هویّت و انحرافات اجتماعی». مطالعات راهبردی زنان. شماره 17. صص34ـ 49.
حرّانی، حسنبن شعبه. (1404ق.). تحف العقول. چاپ اوّل. قم: انتشارات جامعه مدرّسین.
حرّ عاملی، محمّد بن حسن. (1409ق.). تفصیل وسائل الشّیعه إلی تحصیل مسائل الشّریعه. قم: مؤسّسه آلالبیت(ع).
خوانساری، آقا جمالالدّین. (1366). شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم. تهران: دانشگاه تهران.
دادستان، پریرخ. (1381). «دین و تحوّل شناخت». علوم روانشناختی. شماره 1 و 2. صص82 ـ 103.
راغب اصفهانی، حسین بن محمّد. (1412ق.). مفردات الفاظ القرآن. تحقیق صفوان عدفان داودی. چاپ اوّل. دمشق: دارالقلم.
ربّانی، جعفر. (1381). هویّت ملّی. چاپ اوّل. تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربّیان.
رشیدپور، مجید. (1385). چگونه باید بود. چاپ پنجم. تهران: انجمن اولیا و مربّیان.
زندهباد، خدیجه. (1389). چگونه خود را بسازیم. چاپ اوّل. قم: موعود اسلام.
ساروخانی، باقر. (1370). فرهنگ واژگان علوم اجتماعی. چاپ اوّل. تهران: انتشارات کیهان.
سبحانیجو، حیاتعلی. (1383). «هویّت و بحران هویّت». مجلّه پیوند. شماره 305. صص 38ـ 49.
سیاسی، علیاکبر. (1383). روانشناسی شخصیّت جوان از دیدگاه قرآن. حدیث و علم روانشناسی. چاپ دوم. تهران: فرهنگ مکتوب.
شریف الرّضی، محمّد بن حسین. (بیتا). نهجالبلاغه. تصحیح صبحی صالح. قم: انتشارات دارالهجره.
صانعی، سیّد مهدی. (1379). «نقش الگوسازی در رشد و سقوط انسان». مطالعات اسلامی. شماره 47 و 48. صص 7ـ 24.
طبرسی، حسن بن فضل. (1370). مکارم الأخلاق. چاپ اوّل. قم: شریف رضی.
علوینژاد، سیّد حیدر. (1377). انسان سالم از دیدگاه قرآن. پژوهشهای قرآنی. شماره 15 و 16. صص 173 ـ 206.
فیضی، زهرا. (1385). مبانی روانشناسی احساس و ادراک. چاپ دوم. تهران: پشوتن.
قریشیراد، فخرالسّادات. (1376). دیدگاه اسلام در روانشناسی رشد. چاپ اوّل. تبریز: احرار.
کجباف، محمّدباقر. (1384). «رفتارشناسی جنسی در اندیشه دینی». مطالعات راهبردی زنان. شماره 27. صص 113ـ 144.
کلینی، محمّدبن یعقوب. (1365). الکافی. چاپ اوّل. تهران: دارالکتب الإسلامیّه.
لکزایی، نجف. (1379). «پیامبر اسلام و شیوه گذر از جامعه جاهلی به جامعه اسلامی». مجلّه تاریخ. شماره 1. صص 6ـ40.
مجلسی، محمّدباقر. (1365). بحارالأنوار. چاپ دوم. بیروت: مؤسّسه الوفاء.
محسنی، نیکچهره. (1371). «ارزشهای اخلاقی در نظریّههای مختلف روانشناسی». مجلّه روانشناسی و علوم تربیتی. شماره 51. صص1ـ30.
منینجر، ویلیام و همکاران. (1370). رشد شخصیّت و بهداشت روان. چاپ سوم. تهران: انجمن اولیاء و مربّیان جمهوری اسلامی ایران.
مینوچین، سالوادور. (1375). خانواده و خانوادهدرمانی. ترجمه باقر ثنایی. چاپ اوّل. تهران: انتشارات امیرکبیر.
حلّی، ورّام بن أبیفراس. (1376). تنبیه الخواطر و نزهه النّوادر (مجموعه ورام). چاپ اوّل. بیروت: انتشارات دارصعب و دارالتّعارف.
وندی، شلت و لی دموس نانسی. (1389). دختران به عفاف روی میآورند. ترجمه سمانه مدنی و پریسا پورعلمداری. چاپ اوّل. قم: نهاد نمایندگی مقام معظّم رهبری در دانشگاهها.
هارتلی ـ بروئر، الیزابت. (1390). ایجاد انگیزه در کودکان. ترجمه احمد ناهیدی. چاپ اوّل. تهران: جوانه رشد.
هاو، مایکل. (1380). به سوی نبوغ. ترجمه مهدی مجرّدزاده کرمانی. چاپ اوّل. تهران: مؤسّسه فرهنگی راهبین.
نویسندگان:
سروش شهریاری نسب، فرزاد دهقانی
فصلنامه سراج منیر شماره 19
انتهای متن/
http://fna.ir/67896S
دیدگاه ایرانی...
ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
بازدید: 120
تاريخ: سه
شنبه
19 مرداد
1395 ساعت: 8:54